تاريخ هجري شمسي

   ..........لینکهای مرتبط............. 

.....................................................

آمریکا، حامی القاعده، طالبان و کرزی

 

 

 

مجمع اسلامی دین پژوهان افغانستان، حضور شما را گرامی میدارد

فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنيفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتي‏ فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها

برگشت به صفحه نخست سایت      برگشت به صفحه نخست تحلیلها

 

متن تحلیلها و تفسیرها »

 

بنام خدا

زمینه ساز ناامنیهای انتخاباتی در ایران کیست؟؟

سید ابراهیم مصباح شهرستانی

اولین بار است که در جمهوری اسلامی ایران، در مورد نتایج بدست آمده از انتخابات ریاست جمهوری چنین غوغایی بپا می شود که مردم در خیابانها می ریزند و اموال عمومی و دولتی به آتش کشیده می شوند و انسانهای بیگناه و با گناه جان خود را از دست می دهند و رسانه های دنیا این چنین با حرص و ولع این قضیه بال و پر می دهند و دولتمردان ایران با دست پاچگی ای بی سابقه به دفاع از خود و انتخابات می پردازند.

حال سئوال اساسی این است که زمینه چنین فضایی را کی بوجود آورد؟ آیا کار یک نفر یا یک جریان بود؟ آیا عوامل داخلی نقش داشت و اخارجی؟ آیا دلسوزان به انقلاب این زمینه را فراهم کردند یا دشمنان انقلاب و ملت؟

حقیر بعنوان یک ناظر خارجی بی طرف که قضایا را از نزدیک دنبال کرده است چنین پاسخ می دهم:

همه عوامل داخلی و خارجی، انقلابی و غیر انقلابی، محافظه کار و اصلاح طلب، بیگانه و خودی و رسانه های سمعی و بصری، دست بدست هم دادند و این چالشها، ناامنیها و خونریزیها را بوجود آوردند. گرچه این تحلیل بدرد پیشگیری حوادث نمی خورد؛ ولی عبرتی خوبی است برای آینده.

توضیح هریک از عوامل یاد شده:

1. در ابتدا مسئولان صدا و سیمای ایران بنیانگذار این حوادث شد؛ یعنی با برنامه ریزی آزاد و بی قید و بند، میان کاندیداها در رسانه ملی مناظره برپا کردند و این مناظره ها از روند اصلی خود خارج شده و به هتاکی و تخریب شخصیتهای انقلابی و اسلامی بخصوص قشر روحانیت انجامید و در واقع آتشی را در زیر هیزم خشکیده روشن نمود. گذشته از آن، رفتار عوامل پخش نیز کمی نیز تبعیض آمیز به نظر می رسید؛ زیرا در نشان دادن نمودارهای عرضه شده از طرف آقای احمدی نژآد خوب عمل می کردند و بطور واضح نشان می دادند و نسبت به دیگران آن گونه روشن نبود بگونه ای که نوشته ها خوب خوانده نمی شد و این سوگیری شک برانگیز بود.

2. در مرحله دوم، رئیس جمهور محترم آقای احمدی نژاد این سیناریو را تکمیل کرد. ایشان قبل از حضور در اولین مناظره تلویزیونی خود اعلام کرد که افشاگری می کند و در مناظره اش  که آغازگر سخن بود، بدون مقدمه حملات بسیار تند و باور نکردنی را در منصه ظهور گذاشت که همه متحیر کرد و شخصیتها را یکی پس از دیگری رد کرده و دست سه کاندید دیگر را در یک کاسه معرفی کرد و خود را در مقابل همه قلمداد نمود.

3. طرفداران تندرو آقای احمدی نژاد بعد از ایشان نقشی بسزایی در ایجاد فضای تنش و بحران ایفا کردند. در کوچه ها و خیانها گردش کردند و شعارهای بسیار تخریبگر سر دادند و حتی کاندیداهای دیگر و حامیان آنان را دست نشانده بیگانه معرفی کردند، در حالی همه از یک انقلاب بودند و صلاحیتشان برای ریاست جمهوری از طرف شورای نهگبان تأیید شده بود. این تندرویها و شعارها سبب می شد تا طرفداران سه کاندید دیگر را بی نهایت عصانی نمایند، بخصوص که این شعارها پیرو تندرویهای خود آقای احمدی نژاد عرضه می شد.

 4. در مرحله بعدی آقای هاشمی رفسنجانی، نیز به سهم خود مقدار آبی به این آسیاب نو ظهور ریخت. ایشان که در برابر حملات پی در پی آقای احمدی نژاد که از کوره در رفته بود نامه ای سرگشاده و مقداری بدور از ادب به مقام معظم رهبری مملک نوشت. این نامه تعدادی از کسانی که آشی از کاسه داغترند را عصانی کرد و آنان با موضع گیریهای تند خود بیش از پیش اوضاع کشور را متشنج کردند و جبهه های ایجاد شده را تقویت نموده و فرصتی ایجاد کردند برای دشمنان انقلاب و اسلام.

5. در گام بعدی مجریان انتخابات نیز نتوانستند تعصب خود را کنترل نموده و خود را کاملاً از تخلفات انتخاباتی بدور نگه دارند. آنان در مواردی تخلف کردند و بهانه دادن به دست آنان که رأی نیاورده بودند.

6. گام نیمه نهایی را در بروز اغتشاشات و خونریزیها، آقای احمدی نژاد برداشت. برای اولین بار بود که رئیس جمهور پیروز در ایران جشن خیابانی بگیرد و در حضور هزاران آدم به پیروزیش ببالد و فخر فروشی نماید. ایشان بلافاصله بعد از پیروزیش مردم از طریق صدا و سیما با خبر کرد و در میدان ولیعصر (عج) جشن گرفت و در سخنان خویش پیروان کاندیدهای دیگر را خس روی آب خواند و این سخنان عصانیت کاندیداها و طرفداران آنان را چندین برابر افزایش داد.

7. گام تقریباً نهایی را سه کاندید شکست خورده بخصوص آقای موسوی برداشتند. آنان که از رفتارهای آقای احمدی نژاد دیوانه می شدند طرفداران خودشان را در خیابانها بخصوص تهران فرا خواندند و تظاهرات شروع شد.

8. اما گام نهایی را عوامل بیگانه و خارجی برداشتند آنان با جاسازی افراد شرور در میان تظاهر کنندگان اموال مردم و دولت را به آتش کشیدند و شهروندان را کتک زدند و کشتند. اینجا بود که اغتشاشات به اوج رسید.

9. در تأیید افزایش اغتشاشات (البته ناخواسته و ناآگاهانه) صدا وسیمای جمهوری اسلامی نیز نقش ایفا کرد؛ زیرا بعد از انتخابات کاملاً کاندیداهای شکست خورده را کنار زد فقط از پیروز میدان تبلیغ شد و نظرات و سخنان او را پخش کرد و حتی یک مصاحبه با دیگران انجام نداد، در حالی عوامل صدا و سیما اگر می خواستند می توانستند با پخش نظرات دیگران طرافداران آنان را ساکت کنند و نفوذیها را از طرفداران آنان جدا نمایند، اما این کار را نکردند و آنان محبور شدند دست به دامن رسانه های خارجی شدند.

10. مرحله بعدی بهره گیری از اغتشاشات بود که رؤسا و رسانه های خارجی بخصوص غربیها در صدد آن برآمدند و با تمام توان کوشیدند تا انقلاب اسلامی و مردم سالاری دینی را ناکاآمد جلوه دهند و در این راه سرمایه های هنگفتی را خرج کردند و آن قدر افراد کارشناس و غیر کارشناس را در مورد تبلیغات علیه ایران وارد صحنه کرده اند حتی کنترل سخنان آنان از دست شان در رفته است. بعنوان نمونه بی بی سی در تاریخ 7/4/88 میز گرد چند نفره برای بررسی موضوع صحت و عدم صحت انتخابات در ایران تشکیل داده بود، یکی از شخصیتهای به اصطلاح کارشناسشان چنین انتقاد کرد که تعداد واجدین شرایط در ایران 42 میلیون نفر است و تعداد 50 میلیون تعرفه چاپ شده است و حدود 40 میلیون نفر در انتخابات شرکت کرده است پس 15 میلیون تعرفه کجا شده است؟. ملاحظه می کنید این کارشناس بیچاره از تعداد 46 میلیونی واجدین شرایط رأی دادن مردم ایران خبر ندارد و 40 منهای 50 را 15 می داند، آیا شما فکر نمی کنید که این آقا را برای چنین اظهار نظری اجیر کرده اند؛ ولی از بس سرشان شلوغ است نتوانسته اند خوب توجیه کنند و او در پخش زنده دست گلی به آب انداخته و بی بی سی را لو داده است.

سئوال دیگر این است: آیا با این گستردگی که ادعا کردند در انتخابات تخلف صورت گرفت؟

قرائنی وجود دارد خیر چنین نیست؛ زیرا اگر تخلف این قدر گسترده بود معترضان محترم از شورای نهگبان این گونه فاصله نمی گرفتند، فکر می کنم این فاصله گرفتنها یک نوع پنهان کردن خود است در پشت بزرگ نماییها و فرار از پیامد بد قبول شکست و قبول نتایج ناامنیهای بوجود آمده.

اما به هر حال اگر نبود موضع گیریهای صریح و قاطع رهبری، این غایله سر درازی پیدا می کرد.