تاريخ هجري شمسي

   ..........لینکهای مرتبط............. 

.....................................................

آمریکا، حامی القاعده، طالبان و کرزی

 

 

 

مجمع اسلامی دین پژوهان افغانستان، حضور شما را گرامی میدارد

فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنيفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتي‏ فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها

برگشت به صفحه نخست سایت      برگشت به صفحه نخست تحلیلها

 

متن تحلیلها و تفسیرها »

 

بنام خدا

پنجشنبه، 26/10/1387 هـ. ش

غزه، آوردگاه فرشته و شیطان

(پیروزی نیروی ایمان بر بمبهای فسفری)

سید ابراهیم مصباح شهرستانی

امروز، بیستمین روز حمله ددمنشانه رژیم منفور و نا مشروع صهیونیستی به مردم بی گناه و بی دفاع غزه و کودکان و زنان بی پناه آن دیار مجاهد پرور بود. در میان روزهای تجاوز، امروز از نظر کشتار و بمباران و حمله زمینی، بدترین روز به شمار می رود که صهیونیستها هرچه در توان داشتند مضایقه نکردند؛ ولی سربازان مسلمان و شجاع غزه گواینکه از کوههای سر به فلک کشیده استوارتر و از آهن فولاد سخت ترند و فولاد در مقابل مقاومت آنان سر تعظیم فرود آورده اند؛ همه شاهدیم که تا هنوز رژیم نا مشروع اسرائیل کوچکترین موفقیتی در به دست آوردن اهداف خود نداشته است و نیروهایش در مرز غزه زمین گیر شده اند و به فکر چاره ای است تا آبروی رفته خود را چگونه جبران کنند.

جنگ بیست روزه غزه که به یاری خداوند قادر مطلق خیلی طول هم نمی کشد و اسرائیل مجبوراً شکست خود را در مقابل ملت مظلوم غزه و فلسطین، می پذیرد، دارای زوایای بسیاری است که توجه به آنها خالی از لطف نبوده و چشم ما را در برابر محیط و دنیای که در آن زندگی می کنیم می گشاید که به برخی آنها اشارت می رود:

1. ضعف و ناتوانی اسرائیل.

2. ضعف و ناتوانی حامیان آن مانند آمریکا.

3. حمله نظامی اسرائیل بعد از مدتها محاصره اقتصادی غزه.

4. به کارگیری سلاحهای ممنوعه توسط رژیم صهیونیستی.

5. روشن شدن ماهیت برخی از سردمداران کشورهای اسلامی مانند عربستان و مصر.

6.  جدایی ملتهای این کشورها از حاکمان آنها.

7. بیداری ملل دنیا نسبت به قضیه فلسطین و احساس همبستگی با این ملت.

8. موضع گیری شدید و قطع رابطه برخی کشورهای غیر مسلمان با رژیم صهیونیستی.

9. قوت و قدرت حماس و غافلگیر کردن سران رژیم صهیونیستی را.

10. تأخیر در اقدامات دیپلماتیک کشورهای اسلامی.

یک: ضعف و ناتوانی اسرائیل در جنگ غزه

برای اینکه شکست و ضعف این رژیم نامشروع را بهتر ادراک نماییم، نگاهی گذرا به چگونگی شکل گیری و اهداف این رژیم می اندازیم:

تاریخ تشکیل رژیم صهیونیستی

اگرچه دولت يهود در 15 مه 1948 يعني يك روز بعد از خروج آخرين سرباز انگليسي از فلسطين تشكيل شد اما زمينه سازيها براي تشكيل اين رژيم به نيم قرن قبل از آن بازمي گردد، پس از برپايي نخستين كنگره صهيونيسم در سال 1896 در شهر بال سوئيس و تصويب تشكيل دولت يهود در سرزمين فلسطين، مهاجرت صهيونيست ها به اين سرزمين تحت حمايت استعمار و توسط سازمان جهاني صهيونيسم آغاز گرديد. 

چهارسال بعد از اين تاريخ (1896) سازمان جهاني صهيونيسم با هدف تسريع در روند مهاجرت يهوديان شركتي تحت عنوان «كران كايمت صندوق ملي يهود» تشكيل داد تا براي سكناگزينان يهود در فلسطين زمين خريداري كند زمين هاي خريدارشده توسط اين صندوق به عنوان دارايي غيرقابل انتقال مردم يهود عنوان گرديد.

پس ازپايان جنگ اول جهاني مهاجرت يهوديان به فلسطين سرعت بيشتري يافت، به گونه اي كه جمعيت يهوديان از 56 هزار نفر (معادل تنها 8 درصد جمعيت ساكنان فلسطين) به بيش از 3 برابر يعني 175 هزار نفر درسال 1924 رسيد و در 1929 آژانس يهود براي هماهنگ سازي و تسريع در روند مهاجرت يهوديان تشكيل شد. 

مهاجران يهودي براي تثبيت موقعيت خويش شروع به بهره گيري از ابزار نظامي نمودند و در دهه 20 ميلادي نيروي نظامي هاگانا تشكيل گرديد. با روي كارآمدن هيتلر درآلمان روند مهاجرت يهوديان به فلسطين شدت يافت به گونه اي كه شمار يهوديان ساكن در فلسطين به بيش از 650 هزار نفر در 1948 رسيد اما روند اشغال آرام فلسطين درخلال سال هاي 1920 تا 1948 عليرغم تلاش فراوان يهوديان به صورت دلخواه آنان پيش نرفت و ميزان اراضي متعلق به ايشان از 5/2 درصد تنها به 12 درصد رسيد. اين امر سبب شد تا استفاده از خشونت به عنوان يك راهكار اساسي جهت كسب استيلا بر اراضي ساكنان مسلمان و مسيحي در دستور كار صهيونيستها قرار گيرد. اين راهكار صهيونيستها سبب واكنش مالكان اصلي سرزمين فلسطين گرديد واكنشهاي كه همواره از سوي انگلستان به عنوان قدرت فائقه در فلسطين سركوب گرديد از جمله مهمترين مقاومتهاي اين دوران جنبش شيخ عزالدين قسام بود. وي در سال 1936 توسط نيروهاي انگليسي به شهادت رسيد.

در 1937 گروه هاي يهودي بر شدت حملات خويش بر مسلمانان افزودند. دراين سال گروه «ايرگون زوي لئومي» تشكيل گرديد. 

در كنار اين اقدامات، دولت انگلستان نيز با صدور اجازه اي، به بيش از 20 هزار يهودي امكان مسلح شدن را داد. با پايان جنگ جهاني دوم، گروه هاي صهيونيستي ساكن در فلسطين از قدرت كافي براي اداره مستقل امور خويش برخوردار بودند در اين سال بود كه به صهيونيستها ضمن دوري جويي از انگلستان سياست نزديكي به آمريكا را در پيش گرفتند. سياستي كه به صهيونيستها اين امكان را مي داد تا در سايه خروج از فلسطين به تشكيل دولت مستقل يهود تحت حمايت آمريكا اقدام نمايند. به دنبال سياست صهيونيستها براي وادارسازي فلسطينيها به خروج از اين كشور در آوريل 1947 تصميم به خروج از انگلستان را گرفت. 5 ماه بعد از اين اعلام تحت فشار آمريكا سازمان ملل با تصويب قطعنامه 181 فلسطين را به دو كشور يهودي و فلسطيني تقسيم كرد. 

اعلام تشكيل رژيم صهيونيستي توسط سران اين رژيم در 1948، كه با حمايت آشكار آمريكا صورت گرفت، به هيچ رو از سوي جهان اسلام و اعراب قابل تحمل نبود.

از اينرو آنها قطعنامه هاي يكسويه سازمان ملل متحد و از جمله قطعنامه 181 را رد كرده بودند.

مشاهده كشتارها و قتل عامهاي غير نظاميان از سوي گروه هاي ترور يهود و انجام اقداماتي برنامه ريزي شده در جهت آواره سازي ساكنان فلسطيني سبب شد تا در مه 1948 همزمان با تشكيل دولت اسرائيل ارتشهاي مصر، سوريه، اردن، يمن، عراق و عربستان با هدف نابودسازي رژيم صهيونيستي وارد اين سرزمين شوند. 

اين اقدام كه به جنگ 1948 منجر گرديد سرانجام به دليل عدم انسجام نيروهاي عرب و برخورداري رژيم صهيونيستي از حمايت كشورهاي غربي، به ويژه آمريكا به شكست انجاميد و رژيم صهيونيستي موفق شد ضمن تصرف سرزمين هاي وسيعي از مناطق عرب نشين فلسطين با اتخاذ سياست اخراج اعراب براي نخستين بار درمناطق تحت سلطه خويش اكثريتي يهودي پديد آورد. 700 هزار نفر از اعراب فلسطيني در جريان جنگ 1948 به كرانه باختري رود اردن و نوار غزه كه در تصرف اردن و مصر قرار داشت اخراج شدند.

بعد از این جنگ، جنگهای دیگری در سالهای 1956، 1967، 1973، میان اعراب و اسرائیل در گرفت که همگی منجر به شکست اعراب گردید.

در طول بیش از 60 سال گذشته، رژیم صهیونیستی دائماً در حال قتل و کشتار مردم فلسطین بودند و آمریکا نیز تحت فشار لابی صهیونیستی، مجبور به حمایت از این رژیم منفور می باشد و هر رئیس جمهور، در آمریکا یکی از اصول دینش حمایت از اسرائیل است، به گونه ای که اگر کسی این اصل را یادش برود و به آن شهادت ندهد، دیگر روی ریاست جمهوری و زندگی را نمی بیند.

این کشتارهای یک طرفه و حمایتهای بی دریغ استکبار جهانی از اسرائیل و دست خالی بودن ملت فلسطین و لبنان و شکست پی در پی اعراب، این رژیم را به یک غول بی شاخ دم در منطقه تبدیل کرده بود، تا اینکه جنگ سی سه روزه و تجاوز این رژیم بر حزب ا... لبنان شکل گرفت و در این جنگ معلوم شد که پنجمین ارتش در دنیا در مقابل نیروی ایمان چاره ای جز سر تسلیم فرود آوردن، ندارد. این جنگ هیمنه اسرائیل را شکست، اما این بار رژیم صهیونیستی خواست، شکستش در لبنان را در غزه بر سر حماس، تلافی نماید و برای دنیا ثابت کند که اسرائیل همچنان قدرتمند است؛ ولی این باز نیز این محاسبه اشتباه از آب درآمد و حماس نیز آرزوی پیروزی را در دل سران این رژیم باقی گذاشت و ضعف و زبونی این رژیم بیش از پیش آشکار شد و در چشم همه دنیا خوارتر از گذشت گشت و این مسأله برای حماس و ملت فلسطین، پیروزی باور نکردنی و برای اسرائیل غیر قابل تحمل است؛ به همین خاطر است اختلافات درونی در میان این رژیم بروز کرده است و هر کدام دنبال مقصر است و این مطلب نشانه مرگ این رژیم به شمار می رود.

دو: ضعف و ناتوانی حامیان صهیونیستها

دولمت مردان آمریکا، اعلام کردند که دنیا باید بدانند که آمریکا از حمایت اسرائیل دست بر نمی دارد، در این ادعا هرچه می توانستند از کمکهای نظامی و دیپلماتیک، از صهیویستها مضایقه نکردند؛ ولی همه این فعالیتها در مقابل اراده و مقاومت جانانه و متکی به ایمان ملت فلسطین، بی اثر ماند و برای همه ملتها و دولتها اثبات شد که استکبار جهانی و در رأس آن، آمریکای جنایتکار، قدرت و شوکت و اعتبار خود را از دست داده است و دیگر کسی از این قدرت پوشالی نمی ترسد و همه فهمیدند قدرت واقعی نیروی ایمان و اتحاد و در کنار هم بودن است.

سه: حمله نظامی بعد از مدتها محاصره اقتصادی غزه

رژیم مخذول صهیونیست، به خیال خود خواست با وارد کردن شوک اقتصادی به مردم غزه و حماس، آنان را در وضعیت بدی معیشتی قرار دهد و سپس حمله نظامی را آغاز نماید و از این کار دو هدف را دنبال می کرد که در هردوی آن شکست خورد:

1. می خواست مردم را نسبت به حماس بدبین نماید و وانمود کند که این همه گرسنگی و بدبختی در اثر اقدامات حماس است که بر مردم فلسطین روا داشته می شود و در نتیجه مردم از این گروه مبارز فاصله می گیرند؛ زیرا سران اسرائیل، محاسبه کرده بودند که این مردم هرچه باشند انسان است و در برابر گرسنگی، سردی، فقر و فشار، بالآخره طاقتشان به سر می آیند و از مجبوراً از حماس دست می کشند و برای بیرون شدن از این فشارها با صهیونستها همکاری می کنند.

2. با محاصره اقتصادی می خواستند، حماس و مبارزان را تصعیف کنند و روحیه آنان را بکوبند و خسته نمایند و سپس در حالت ضعف از زمین هوا بر سرشان آتش ببارند، تا در برابر خواسته های نامشروع این رژیم غاصب تسلیم شوند و شروطی را که آنان می خواهند مانند خلع سلاح حماس، بر ملت فلسطین تحمیل کنند.

اما مقاومت بیست روزه ملت فلسطین و حماس اثبات کرد که این محاصره نه تنها بر روحیه آنان تأثیر منفی نگذاشته است؛ بلکه این ملت بیش از پیش برای مقاومت و مبارزه مصممتر کرده است و اسرائیل در این دو هدف کاملاً شکست خورده است.

چهار: به کارگیری سلاحهای ممنوعه

رژیم پلید و بی رحم صهیونیستی در طول جنگ بیست روزه مکررا از سلاحهای ممنوعه مانند بمبهای خوشه ای و فسفری، استفاده کرده و زنان و کودکان را زیر رکبار این گونه سلاحها قرار دادند؛ این کار کشف از ضعف و ناتوانی مفرط این رژیم دارد؛ زیرا آنان با بمبهای معمولی و تانکهای پیشرفته ای که دارند به این نتیجه رسیده اند که این سلاحها در مقابل گروههای مبارز فلسطینی و مردم غزه کارآمدی ندارند؛ لذا رفتند سراغ سلاحهای ممنوعه.

از طرف دیگر این کار اسرائیل، کشف از هماهنگی و کمک قدرتهای بزرگ چون آمریکا و اگلیس و چراغ سبزی می کند که سران کشورهای عربی به آنان نشان داده اند یعنی کشورهای مانند مصر و عربستان سعودی نشان داده اند که به این جنایتهای اسرائیل رضایت دارند و در برابر آن از خود واکنش منفی نشان نمی دهند؛ لذا اسرائیل جرأت پیدا کرده است و چنین جنایت می کند.

پنج: روشن شدن ماهیت برخی از سردمداران کشورها

حکومت وهابی سعودی که با همه مسلمانان چه شیعه و چه سنی مشکل دارد و دولتمردان کشور مصر، بخصوص جناب مبارک، به جای حمایت و کمک مظلومان و ستمدیدگان فلسطین، دستان جنایت پیشگان رژیم صهیونیستی را در دست می فشارند، مصر گذرگاه رفح را بر روی فلسطینیان بسته و نمی گذارد کمکی آنان برسد.

بر سران بی ننگ این کشورهاست که حد اقل به خواسته های ملت خودشان توجه کنند، ملتشان در خیابانها ریخته و آنان را محکوم می کنند و شعار حمایت از حماس و فلسطین، سر می دهند، آنان باید این احساسات را درگ کنند و اگر مسلمان نستند حد اقل آزاد مرد باشند و این گونه چشم بر روی کشتار بی گناهان نبندند و بدانند ملتهای این کشورها، پاسخ این رفتار و کردارشان را روزی خواهند داد.

شش: بیداری ملل دنیا  و احساس همبستگی با فلسطین

جنگ بیست روزه غزه باعث بیداری ملل دنیا نسبت به تجاوز اسرائیل و باطل و ناحق بودن این رژیم و مظلومیت و بر حق بودن ملت فلسطین و حماس، شد؛ این مسأله از تظاهرات هر روزه ملتها چه مسلمان و چه غیر مسلمان، کاملاً معلوم است. این بیداری یکی از دست آوردهای حماس و ملت فلسطین و شکست رژیم صهیونیستی به شمار می رود خیلی هم مهم است.

هفت: قطع رابطه برخی کشورهای غیر مسلمان با رژیم صهیونیستی

اقدام شجاعانه هوگو چاویز، رئیس جمهور وینزویلا و کشور موریتانی، بر اخراج سفیر و دیپلماتهای اسرائیل از این کشورها، نشان دهنده این مطلب است که هنوز در دنیا کسانی هستند که ولو مسلمان نیستند ولی همت و شجاعت انسانی دارند و عطوفت و مهربانی دارند و پایبند اصول مبانی انسانی هستند و این مطلب بسی جای امیدواری است و نویدی می باشد به مردمان آزادی خواه و هشداری است برای متجاوزان و خودکامگان چون رژیم منفور اسرائیل.

هشت: قوت و قدرت حماس و غافلگیری سران رژیم صهیونیستی

این مسأله با ذکر چند مطلب روشن می شود:

1. رژیم صهیونیستی قبل از تهاجم نظامی، خیال می کردند موشکهای حماس ضعیف است و تعداد کمی جمعیت اسرائیل را پوشش می دهد؛ ولی در بحبوحه جنگ مشخص شد که این محاسبه کاملاً بر خطاست و موشکهای حماس مناطق وسیعی از فلسطین اشغالی را هدف قرار می دهند و پایگاهها مهم نظامی و هسته ای از این موشکها در امان نیستند و این مسأله سران اسرائیل را شکه کرد.

2. رژیم به فکر اینک حماس در اثر محاصره اقتصادی و حمله های هوایی، کاملاً ضعیف شده؛ بدین لحاظ حمله زمینی را آغاز کرد تا غزه را تصرف کنند و کار حماس را یکسره نمایند؛ ولی نه تنها حماس را بیرون نراندند؛ بلکه خود در باتلاق حماس گیر افتادند و هر روز نظامیان و ادوات جنگی بیشتری از دست می دهند و این مسأله سران اسرائیل را عصبانی و آنان را مضحکه عالم کرده است.

نه: تأخیر در اقدامات دیپلماتیک کشورهای اسلامی

این سئوال ذهن هر کسی بخصوص مسلمان را به خود مشغول کرده است که چرا سران کشورهای اسلامی این قدر دیر یعنی بعد از گذشت چند هفته به فکر اقدامات دیپلماتیک و توقف جنگ در غزه افتادند و چرا زود به این مسأله اقدام نکردند؟!

این سئوال شاید پاسخهای متعددی داشته باشد؛ ولی یکی از آنها این است که کشورهای اسلامی نیز غافلگیر شدند یعنی باورشان نمی شد حماس و ملت فلسطین و گرسنه و بی دفاع در مقابل آن همه حمله بمباران هوایی، دریایی و زمینی، تاب بیاورند، با خودشان چنین محاسبه کرده بودند که حماس نابود شدنی است و ما باید به فکر نجات خود باشیم و اقدامی نکنیم که با حماس خود را نیز در معرض نابودی قرار دهیم، ازاین رو، منتظر نابودی حماس نشسته بودند و اقدامی نمی کردند؛ ولی بعد از گذشت دو هفته از مقاومت حماس، دریافتند که حماس نابود شدنی نیست و فهمیدن پیروزی از آن حماس و ملت فلسطین است؛ لذا جرأت کردند و به فکر اقدامات دیپلماتیک شدند و بعد از رایزنیهای اجلاس دوحه را به توافق رسیدن؛ البته به استثنای کشور عربستان سعودی و مصر که سخت تلاش کردند این اجلاس صورت نگیرد.

اما واقعیت مسأله این است که حماس پیروز میدان و قهرمان جنگ و دنیای عرب است و این کارشکنیها صد راه مقاومت مبارزان فسطینی و ملت فلسطین نمی شود؛ ولی این کشورها باید به فکر آبروی رفته خود باشند که نه نزد خدا آبرو دارند و نه نزد ملت خود و نه ملت مسلمان در دنیا.

به امید پیروز حق علیه باطل و پیروزی مظلوم بر ظالم.