تاريخ هجري شمسي

                   لینکهای مرتبط                  

...........................................................

علل عقب ماندگی مسلمانان چیست؟

عالم قیامت چگونه عالمی است و فلسفه جاودانگی آن چیست؟

آیا افراد در بهشت و جهنم، جاودانه اند؟

اسلام چگونه بعد از 14 قرن، نیازهای متحول امروزی را پاسخ می دهد؟

ضرورت تحقیق در باره دین؟

منشأ دین جویی انسان چیست؟

دینداری چه فائده ای برای انسان دارد؟

مجمع اسلامی دین پژوهان افغانستان، حضور شما را گرامی میدارد

فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنيفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتي‏ فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها

 

 

متن پرسشها و پاسخها »

آیا روح انسان بعد از مرگ، قابلیت پیشرفت و ترقی را دارد؟

سید ابراهیم مصباح شهرستانی

پاسخ

باید تذکر داد؛ مسلماً مقصود از ترقی روح، ترقی مادی نیست؛ بلکه معنوی آن مراد است. اما لازم است بدانیم، پیشرفت روح یعنی چه؟ یعنی کدام اتفاقی برای روح انسان می­افتد که می­گوییم ترقی کرده است. برای روشن شدن بحث باید گفت که بر اساس آموزه­های اسلام، این جا پیشرفت به معنای نزدیک شدن روح به خداست؛ هرچه روح انسان، تقرب بیشتری به خدا پیدا کند، ترقی و پیشرفت بیشتری کرده است یعنی هدف و مقصد او همان تقرب خداوند منان است.

حال این تقرب، اسباب و وسائل گوناگونی دارد که به یک نظر به دو گونة مادی و معنوی، تقسیم می­شود البته تکامل مادی در نتیجه، به معنوی بر می­گردد یعنی گاهی امور مادی سبب تکامل معنوی روح می­شود و گاهی تکامل معنوی بدون واسطه امور مادی تحقق پیدا می کند؛ علی ای حال تکامل روح انسان پس از مرگ، بنا به گفته روایات قطع می شود مگر از سه چیز (صدقه­ای که بعد از مرگش جاری باشد، سنتی که بعد از مرگش موجب هدایت دیگران به طرف خداوند گردد و فرزند صالحی که برای او دعا نماید)[1]

اما تکامل پس از مرگ روح، بدون واسطه امور مادی نیز متحقق است؛ زیرا اولاً: وجود برزخ و مواجه شدن با برخی سختیها و فشارها در آن جا باعث تکامل روح انسان می شود تا آمادگی پذیرش احکام روز قیامت را پیدا کند و عقبات و گذرگاههای مخصوص و صعب العبوری که خداوند در روز قیامت مقرر فرموده است که انسانها باید از آنها بگذرد هرکدام به منزله انتقال روح انسان از پله پائینتر به پله بالاتر و تکامل بیشتر است، تا در نهایت آمادگی ورود به عالم آخرت را پیدا نماید، چه اینکه در دنیا یک عمر زندگی می­کند تا آمادگی ورود به عالم برزخ را پیدا نماید.

ثانیاً: بر اساس حرکت کلی عالم به سوی خداوند، انسان از مادیت به طرف تجرد در حرکت است که به تدریج مادیت خود را از دست می­دهد و به سوی تجرد خود سیر می­کند و این حرکت تا ورود به بهشت یا جهنم ادامه دارد منتها تکامل در مورد کسی صدق می­کند که مؤمن است و به سوی اسمای رحمت پروردگار سیر کرده است، نه کسی که مؤمن نبوده و به طرف اسمای غضب او حرکت کرده است و در نتیجه درست است که به عالم تجرد رسیده است ولی از خدا دور شده است یعنی به طرف کمال سیر نکرده بلکه به طرف سقوط و انحطاط حرکت کرده و با آن فشارها و عذابهای بسیار سخت -غیر قابل تصور برای ما- سنخیت پیدا کرده است.

در این مورد به عصاره سخن یکی از بزرگان فلسفه اشاره می­گردد:

«تمامی اشیا دارای طبیعتی است که به سوی کمالات و اهداف خود در حرکتند و انسان نیز از آنهاست؛ منتها تفاوت انسان در این است که او یک واحد شخصی از نوع خود است که می­تواند از پائینترین مرتبه تا بالاترین آن، با حفظ هویت شخصی خود که دائماً در حالت اتصال است، برسد. اما سائر طبایع نوعیه چنین نیستند؛ زیرا ماده در آنها از این صورت منفک شده به صورت نوعیه دیگری که جدا از اولی است منتقل می­شود، پس هویت شخصی در آنها حفظ نمی­شود.
اما در انسان این تبدلات صرف کون و بودن است که متعدد نیز هست؛ برخی طبیعی است، برخی نفسانی و برخی دیگر عقلی، و هرکدام از این اکوان سه گانه نیز به حسب واقعیت ذهنی –نه بحسب تفکیک در خارج- دارای بی­نهایت مرتبه­اند که از مرتبه پست به عالیتر منتقل می­شود، به گونه­ای که اگر تمامی مراتب یکی از نشئه پائینتر را نگذراند به نشئه دوم منتقل نمی­شود...، آن­چه لازم است دانسته شود اینکه انسان در اینجا، مجموع نفس و بدن است، آن دو با اختلافشان در منزلت، دو وجود است به وجود واحد، مانند این است که یک چیزی دارای دو طرف است که یکی از بین رونده و دیگری باقی است. هرگاه نفس در وجود تکامل پیدا نماید بدن با صفاتر و لطیفتر می­شود و اتصال و اتحادش به نفس شدیدتر و قویتر می­گردد، تا زمانی که اگر به مرتبه وجود عقلی برسد، یک چیز می­شود بدون مغایرت. بنابراین آن چه اکثر، گمان کرده­اند نیست که نفس  هنگان مردن بدنش را مانند یک لباس می­اندازد و عریان به عالم آخرت می­رود، این گمان نادرست از آنجا ناشی شده است که این جثه مادی به جای بدنی گرفته­اند که تحت تدبیر نفس است که به نظر ما این جثه مادی، مانند خانه­ای است که برای ایمن ماندن از گرما و سرما، انسان برای خود بنا می­کند نه اینکه در ذات انسان دخالت داشته باشد.[2]

از بیانات این فیلسوف نیز معلوم شد که هنگامی که انسان در مرتبه وجود عقلی خود برسد، باز تکامل ادامه دارد، و در عالم آخرت است که انسان به این مرحله نائل می­شود.

آقای سبزواری نیز در شرح کلام استادش می­گوید:

«ترقیهای طولانی و تغییرات کمالی، آن گونه نیست که کمالی را خلع و کمالی دیگر را بپوشد؛ بلکه پوشیدن بعد پوشیدن است؛ یعنی کمالات را یکی پس از دیگری فرا می­گیرد.[3]»

آیات و روایات نیز به خوبی این مطلب را بیان می­کند که از باب نمونه به این آیات اشاره می­شود: «إِنَّ الَّذينَ يَشْتَرُونَ بِعَهْدِ اللَّهِ وَ أَيْمانِهِمْ ثَمَناً قَليلاً أُولئِكَ لا خَلاقَ لَهُمْ فِي الْآخِرَةِ وَ لا يُكَلِّمُهُمُ اللَّهُ وَ لا يَنْظُرُ إِلَيْهِمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ وَ لا يُزَكِّيهِمْ وَ لَهُمْ عَذابٌ أَليمٌ» (آل‏عمران: 77)

كسانى كه عهد خدا و سوگندهاى خود را به بهايى اندك مى فروشند در آخرت نصيبى ندارند و خدا در روز قيامت نه با آنان سخن مى‏گويد و نه به آنان مى‏نگرد و نه آنان را پاكيزه مى‏سازد. و برايشان عذابى دردآور است.

در تفسیر آیه فوق آقای همدانی می­نویسد:

«از جمله «وَ لا يُزَكِّيهِمْ» استفاده ميشود، كه خيانت آنان بوسيله حسرتهاى روانى در برزخ جبران پذير نخواهد بود و نيز فهميده ميشود اهل ايمان كه مرتكب گناه شده، از نظر اينكه لغزش آنان بطور عاريت و غفلت بوده، چنانچه توبه ننموده باشند، در برزخ حسرتهاى روانى، و بيم و هراس آنان را فرا گيرد، و چه بسا بدين وسيله نفوس آلوده آنان از گناهان پاكيزه شود، و هنگام رستاخيز با صفا روح و روان درخشان، بآن عرصه حضور يافته، پروردگار بآنان بذل توجّه فرمايد.[4]»

«إِنَّ الَّذينَ يَكْتُمُونَ ما أَنْزَلَ اللَّهُ مِنَ الْكِتابِ وَ يَشْتَرُونَ بِهِ ثَمَناً قَليلاً أُولئِكَ ما يَأْكُلُونَ في‏ بُطُونِهِمْ إِلاَّ النَّارَ وَ لا يُكَلِّمُهُمُ اللَّهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ وَ لا يُزَكِّيهِمْ وَ لَهُمْ عَذابٌ أَليمٌ» (بقره: 174)

آنان كه كتابى را كه خدا نازل كرده است پنهان مى‏دارند، تا بهاى اندكى بستانند، شكمهاى خود را جز از آتش انباشته نمى‏سازند. و خدا در روز قيامت با آنها سخن نگويد و پاكشان نسازد و بهره آنها عذابى دردآور است.

در این دو آیه مسأله تزکیه خداوند در روز قیامت مورد تأکید قرار گرفته است که تزکیه خداوند همان پاک نمودن از آلودگی است و پاک شدن از آلودگی یعنی صعود به پله های بالاتر و آن یعنی ترقی و تکامل که این تزکیه برای کسانی در دو آیه نام برده­اند میسر نمی­گردد.

«إِنَّ اللَّهَ يُدْخِلُ الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ جَنَّاتٍ تَجْري مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ يُحَلَّوْنَ فيها مِنْ أَساوِرَ مِنْ ذَهَبٍ وَ لُؤْلُؤاً وَ لِباسُهُمْ فيها حَريرٌ» (حج : 23) «وَ هُدُوا إِلَى الطَّيِّبِ مِنَ الْقَوْلِ وَ هُدُوا إِلى‏ صِراطِ الْحَميدِ» (حج: 24) 

در دو آیه فوق مسأله هدایت مطرح است که هدایت نیز با ترقی توأمان است.

نتیجه

روح انسان پس از مفارقت از جثه مادی خود، در عالم برزخ و قیامت قابلیت تکامل را دارد بدین معنا که به گفته ملا صدرا، وجود عقلی انسان نیز دارای مراتب است و انسان از مرتبه دانی به مرتبه عالی سیر می­کند؛ البته این مطلب بدین معنا نیست که همه انسانها تا اخرین درجه کمال می­رسد؛ بلکه به تعبیر ملاصدرا،[5] شذوذی از انسانها (خیل کم) به مرتبه وجود عقلی می­رسند؛ یعنی راه تکامل باز است و انسانها می­توانند تکامل پیدا کنند، اما اینکه چه کسی موفق می­شود و چه کسی چنین توفیقی برایش حاصل نمی­گردد و یا چه مقدار توفیق برایش داده می­شود و یا این توفیق به چه شرایطی بستگی دارد، بحث دیگری است.

پی نوشتها


[1] . عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ مَنْصُورٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ لَيْسَ يَتْبَعُ الرَّجُلَ بَعْدَ مَوْتِهِ مِنَ الْأَجْرِ إِلَّا ثَلَاثُ خِصَالٍ صَدَقَةٌ أَجْرَاهَا فِي حَيَاتِهِ فَهِيَ تَجْرِي بَعْدَ مَوْتِهِ وَ سُنَّةُ هُدًى سَنَّهَا فَهِيَ يُعْمَلُ بِهَا بَعْدَ مَوْتِهِ أَوْ وَلَدٌ صَالِحٌ يَدْعُو لَهُ (الکافی، ج7، ص56)

[2] . ملا صدرای شیرازی، محمد، الحکمت المتعالیه، دار الاحیا التراث العربی، بیروت، ج9، ص84 تا 87.

[3] . همان، ص88، پاورقی.

[4] . حسینی همدانی، محمد حسین، انوار درخشان، چ اول، تهران 1404 ق، ج3، ص118.

[5] . ملا صدرای شیرازی، محمد، الحکمت المتعالیه، دار الاحیا التراث العربی، بیروت، ج9، ص86.