|
پرسش و پاسخ
سيد علي هاشمي
پرسش
آيا دين امري مهم است؟ آيا واقعا تحقيق درباره دين ضرورت دارد؟
نگاهها به دينباوري و دينداري متفاوت است. ميتوان فارغ از
هر گونه تعهد و تقيد به دين زندگي کرد. شايد زندگي اين گونه
راحتتر هم به نظر برسد. شايد انسانهاي زيادي را هم ببينيم و
بشناسيم که دين و باورهاي آن را به راحتي رد ميکنند و يا حتي
دينداري و دين داران را مسخره ميکنند.
راه ديگر آن است که اصلا به اين گونه مسائل فکر نکنيم. زندگي
خود را بگذرانيم و به سؤالاتي که گهگاه درباره خدا، جهان ديگر
و ساير مسائل مانند آن به ذهن ما ميآيد توجه نکنيم. شايد
افراد اين گونه را هم ديده باشيد. آنان تابع فضاي جامعه هستند.
اگر افراد جامعه دين دار باشند، آنان ظاهر خود را با دينداران
هماهنگ ميکنند و اگر در جامعهاي که بيديني بر آن غالب است،
زندگي کنند، بيدين هستند. البته دينداري و بيديني آنان، از
روي فکر و تحقيق نيست؛ بلکه براي همرنگ شدن با جماعت است. شايد
آنان گمان ميکنند که اين موضوعات ارزش فکر کردن را نداشته
باشد. ديدگاه شما کدام است؟
در مقابل عدهاي هم هستند که حاضرند جان خود را به خاطر دين
فدا کنند. اين افراد سعي ميکنند که خواب، خوراک، کار و تمام
زندگي خود را مطابق دستورات ديني تنظيم کنند. به نظر شما چه
بايد کرد؟ کار درست چيست؟ آيا واقعا اعتقادات ديني، باورهاي
خرافي هستند يا گزارشها و دستوراتي هستند که حقايق عالم و راه
رسيدن به سعادت را نشان ميدهند؟
به نظر ميرسد انکار عقايد ديني بدون تحقيق و بررسي نادرست و
خطرناک است؛ زيرا اگر واقعا دينداري تنها راه رسيدن به سعادت
باشد، چنين فردي خود را به دست خود به جهنم وارد کرده است. در
اين مورد نبايد شتاب زده عمل کرد. انکار يا نادرست شمردن يک
دين يا يک اعتقاد تنها بدين جهت که به نظر ما درست نيست، کاري
عاقلانه نيست. تا زماني که خوب بررسي و تحقيق انجام ندادهايم،
اين احتمال وجود دارد که ما اشتباه فهميده باشيم يا به عمق
مطلب نرسيده باشيم.
احتمالا شما هم مثل من، در زندگي خود با مواردي روبرو شدهايد
که در ابتدا گمان ميکرديد که فلان مطلب درست است؛ اما بعد از
مدتي معلوم شد که آن مطلب درست نبوده يا مطالبي جديد درباره آن
فراگرفتيد که ديدگاه شما را دچار تغيير کرد. بنابراين در صورتي
ميتوان يک دين را نفي کرد که با دلايل کاملا روشن به نادرستي
آن پي برده باشيم.
به نظر من توجه نکردن به اين گونه سؤالات نيز، عاقلانه نيست؛
زيرا فرار کردن از واقعيت است. راه حل يک مسأله، پاک کردن صورت
مسأله نيست. سرنوشت ما مهمترين بحث زندگي ماست. انديشيدن
درباره اين که چگونه زندگي کنيم و از چه راهي ميتوانيم به
زندگي مطلوب و دلخواه برسيم، کاري عاقلانه است و بي توجهي به
اين مسأله، ممکن است، باعث پشيماني و ضررهاي غير قابل جبران
شود.
عقل ميگويد بررسي عقايد ديني، احتمال دارد در سرنوشت من مؤثر
باشد. اين احتمال هر چند اندک باشد؛ اما چون در مورد سرنوشت من
است، بسيار مهم است. اگر به ما گفته شود که فلان غذا احتمالا
مسموم شده است، هر چند احتمال آن اندک باشد؛ اما چون زندگي و
سلامتي براي ما مهم است، از خوردن آن خودداري ميکنيم.
ادعاي پيامبران اين است که در صورت پيروي کردن از تعاليم آنان،
به سعادت ابدي ميرسيد. سعادتي که برتر از تصور انسانها است و
اگر به دين پشت کنيد و تابع هوا و هوسهاي خود باشيد، بدبختي
ابدي ـ نه يک سال و دو سال؛ بلکه بي پايان ـ در انتظار شما
خواهد بود. نميتوان کسي را عاقل دانست که به اين احتمال توجه
نکند. عاقل دورانديش است و به امور ظاهري و منافع امروزي اکتفا
نميکند؛ بلکه اگر بداند که با سختي کشيدن ميتواند به سود
بيشتر و دائميتري برسد، آن سختيها را تحمل ميکند.
فردي بي دين براي گفت و گو به نزد امام رضا (ع) آمد. امام (ع)
به او فرمود: «اي مرد! اگر آن چه شما ميگوييد درست باشد (و
خداوند و بهشت و جهنمي در کار نباشد) ـ در حالي که حققيت اين
گونه نيست ـ نتيجه کار ما با شما مساوي است و نماز، روزه، زکات
و اقرار به خدا به ما ضرري نميزند؛ اما اگر عقايد ما درست
باشد ـ که چنين است ـ آيا شما ( به خاطر بي ديني) هلاک
نشدهايد و ما نجات يافتهايم؟ مرد بيدين که جوابي نداشت،
ساکت شد.
پی نوشتها
[1]
. کليني، محمد بن يعقوب، الکافي، تهران، دارالکتب
الاسلامية، 1365ش، ج 1، كِتَابُ التَّوْحِيدِ، بَابُ
حُدُوثِ الْعَالَمِ وَ إِثْبَاتِ الْمُحْدِثِ، ح3،
ص78.
|