تاريخ هجري شمسي

                   لینکهای مرتبط                  

...........................................................

علل عقب ماندگی مسلمانان چیست؟

آیا روح بعد از مرگ ترقی می کند؟

عالم قیامت چگونه عالمی است و فلسفه جاودانگی آن چیست؟

آیا افراد در بهشت و جهنم، جاودانه اند؟

اسلام چگونه بعد از 14 قرن، نیازهای متحول امروزی را پاسخ می دهد؟

ضرورت تحقیق در باره دین؟

دینداری چه فائده ای برای انسان دارد؟

 

 

مجمع اسلامی دین پژوهان افغانستان، حضور شما را گرامی میدارد

فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنيفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتي‏ فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها

 

 

متن پرسشها و پاسخها »

منشأ دين جويي انسان چيست؟

سيد علي هاشمي

فطرت انسان حقيقت جو است و به دنبال کشف حقايق است. روح جستجوگر انسان در صورتي که به جواب‌هاي قانع کننده‌اي درباره حقايق عالم نرسد، آرام نمي‌گيرد. مي‌خواهد بداند که آيا خالق و آفريننده‌اي دارد يا نه؟ آيا پس از اين عالم، جهان ديگري وجود دارد؟ آيا انسان مي‌تواند به آسايش و آرامش کامل و دائمي برسد يا خير؟ و سؤالات مانند اين که معمولا در اديان و مذاهب پاسخ‌هاي آن را مي‌يابد. بدين جهت به بررسي ادعاهاي اديان درباره حقايق عالم مي‌پردازد.

علاوه بر حقيقت طلبي، انسان به خاطر داشتن عقل که يکي از بزرگ‌ترين نعمت‌هاي الهي است، مي‌فهمد که بايد ضررها را از خود دور کند و به دنبال کسب خوبي و منفعت باشد. پيامبران مدعي هستند که تنها راه سعادت و رسيدن به شادکامي دنيا و آخرت، پيروي از تعاليمي است که آنان از سوي خداوند متعال آورده‌اند. عقل انسان مي‌گويد بايد به اين سخنان خوب توجه شود؛ زيرا بنابر ادعاي اين انسان‌ها، سرنوشت دنيا و آخرت انسان با دين‌داري يا بي ديني متفاوت است و ممکن است در صورت انتخاب نادرست گرفتار خسارت ابدي و جبران ناپذير شود.

انسان در زندگي عادي خود تلاش مي‌کند براي تأمين آسايش مادي خود بهترين معامله را انجام دهد، بهترين سود نصيب او شود و از هر ضرري به دور بماند. آيا عاقلانه چنين فردي در مورد تحقيق از سرنوشت سازترين و مهم‌ترين مسائل زندگي خود مثل اعتقاد به خدا، پيامبران، اسلام، قرآن، معاد و ... بي‌توجه باشد؟

عامل مهم ديگري که انسان‌ها را به سوي دين‌داري جذب مي‌کند، گرايش فطري آنان به سوي معنويات است. انسان‌ها در طول تاريخ، با کششي دروني به سوي خدا، دين و معنويات جذب شده‌اند. معنويت طلبي نوعي گرايش دروني در انسان‌هاست. در تمام ادوار تاريخ، انسان‌ها اين گرايش را داشته‌اند و دين بارزترين مصداق معنويت بخشي به جوامع بوده است و به همين جهت دين‌داري در اجتماعات انساني گذشته و حال يک پديده کاملا پررنگ بوده است. البته در ميزان دين‌مداري يا در مصادق آن چه که به عنوان دين يا امر معنوي مي‌شناخته‌اند با يکديگر بسيار اختلاف داشته‌اند.

ساموئيل کينگ، جامعه شناس مشهوري است. او در کتاب خود مي‌نويسد: «کليه جوامع بشري داراي مذهب بوده‌اند...اساسا در جهان طايفه يا جامعه‌اي بدون معتقدات و آداب و رسومي که در واقع دين و مذهب به شمار مي‌رود وجود ندارد...».[1]

امروزه نيز به رغم، زرق و برق دنياي مدرن و تلاش سردرمدران بسياري از کشورها براي جدا کردن مردم از دين، اين گرايش همچنان وجود دارد. حتي در جوامعي که حکومت آن لائيک (غير ديني) است، باز بسياري از مردم متدين هستند، حتي کساني که به ظاهر از دين داري خودداري مي‌کنند و با آن مبارزه مي‌کنند،‌ به امور معنوي شبيه دين مانند روحيه جوان مردي، انسان دوستي و مانند آن براي پرکردن خلأ روحي خود روي مي‌آورند.

با مطالب بيان شده، نادرستي برخي از ادعاها نيز درباره منشأ دين، روشن مي‌شود. برخلاف ادعاي برخي از انديشمندان غربي، منشأ دين جهل انسان نسبت به حقايق عالم يا ترس از رخ دادن حوادث ناگوار نيست. البته ممکن است که دينداري برخي از انسان‌ها ناشي از جهل يا ترس باشد؛ اما اين بدان معنا نيست که علت پديد آمدن هر ديني اين عوامل است و انسان‌هاي عالم و شجاع بايد بي‌دين باشند.

تاريخ گواهي مي‌دهد که پيامبران و پيروان آنان، همواره شجاع‌ترين مردم زمان خود بوده‌اند. با ظلم و پليدي مبارزه کردند و در برابر سخت‌ترين شکنجه‌ها پايداري کردند. در مقابل انسان‌ها ترسوي فراواني بود و هستند که اعتقادي به خدا نداشته‌اند. بنابراين انگيزه و منشأ دين داري، ترس نيست. علاوه بر آن، اگر ريشه اعتقاد به خدا، ترس از پديده‌‌هاي طبيعي ناگوار مي‌بود، مي‌بايست امروزه که انسان بر بسياري از اين حوادث مسلط شده است، از اعتقاد به خدا دست بر مي‌داشت يا حداقل دينداري به شدت کم‌رنگ مي‌شد؛ در حالي که هنوز اکثر مردم دنيا ديندارند.

در مورد نادرستي نظريه منشأ بودن جهل نيز موارد نقض فراوان وجود دارد. کافي است بدانيم که بسياري از دانشمندان جهان مانند بوعلي سينا، فارابي، انيشتين، نيوتن، و ... متدين بوده‌اند.

بنابراين مي‌توان گفت که مهم‌ترين عامل در دين جويي او، گرايشي فطري انسان به امور معنوي و ماوراي طبيعي است. خدا جويي و خدا پرستي در سرشت انسان‌ها قرار داده است که گرايش حقيقت جويي و تأييد و تأکيد عقل در درستي اين تحقيق بر قوت آن مي‌افزايد.    


 

[1] . کينگ، ساموئل، جامعه شناسي، ترجمه مشفق همداني، تهران، کتابهاي سيمرغ وابسته به انتشارات امير کبير، چ6، 2535 شاهنشاهي.