|
عالم قیامت
چگونه عالمی است و فلسفه جاودانگی آن چیست؟
سید ابراهیم مصباح شهرستانی
پاسخ
عالم قیامت (اگر تعبیر عالم در
مورد آن درست باشد) جاودانه نیست بلکه عالم مقطعی و گذراست و
به حساب خلایق در آن رسیدگی میشود و افراد خوب و بد، بدکار و
نیککردار، بهشتی و جهنمی و مقدار پاداش و عذاب افراد در آن
معین میگردد و در آن روز است که همه خلایق واقعیت ربوبیت و
قدرت خداوند عالم را برای اولین بار، ادراگ میکنند و در مقابل
آن خاضع و خاشع میشوند.
فلسفه جاوادنگی آخرت
اما آنچه جاودانه است عالم
آخرت است و مهمترین فلسفه ابدی بودن عالم آخرت این است که این
عالم پاسخی است برای یکی از نیازهای فطری انسانها یعنی نیاز
جاودانهخواهی؛ اگر این عالم، جاودانه نباشد، نیاز مذکور
بیپاسخ میماند و در نتیجه خلقت سرای آخرت، عبث و بیهوده
میشود. البته نا گفته نماند که تصور نشود که در این صورت حشر،
روحانی فقط است و جسمانی نیست، از باب اینکه گمان کنند مادیت
با جسمانیت یک چیز است؛ زیرا میگوییم جسمانی بودن با مادی
بودن دو چیز است؛ روز قیامت حشر، جسمانی است ولی مادی نیست
یعنی این جسم، از مادی بودن خود بیرون میرود و تبدیل به جسم
مجرد میشود. بحث عمیق تر این مسأله جای دیگر را میطلبد.
فلسفه دیگر
میتوان گفت: یکی از فلسفههای
جاودانگی آخرت این است که فرتوت شدن، کهنه شدن و از بین رفتن،
مال ماده است و چنین آفاتی از ساحت مقدس مجردات به دور است و
انسان نیز با سیر تکاملی خود در آخرت به تجردش میرسد و دیگر
از ماده در آن جا خبری نیست یعنی به شهادت قرآن کریم
نظام عالم آخرت، غیر از نظام دنیاست؛ بدین صورت که نظام
دنیا مادی است و نظام آخرت بر پایه تجرد از ماده و بر مبنای
عقل بنا نهاده شده است.
ویژگیها
ویژگی آخرت را از آیات قرآن
کریم برایتان ذکر میکنیم با تذکر این نکته که برخی از
ویژگیها که در حقیقت مال مرحلة آخرت است نه قیامت در قرآن با
واژة قیامت بیان شده است و این بدین خاطر است که قیامت سرآغاز
استفاده از نعمتهای بهشتی و یا گرفتاری و نیز سرآغاز کیفیت
زندگی آخرتی است مانند ظهور عظمت الهی که در قیامت رخ میدهد؛
ولی مخصوص قیامت نیست بلکه تا ابد ادامه دارد؛ بدین لحاظ
ویژگیها و شاخصههای قیامت و آخرت را در توأمان بیان میکنیم:
1.
ظهور و تجلی
ربوبیت و قهاریت خداوند
در این مورد به سه آیه اشاره
میکنیم: «يَوْمَ تُبَدَّلُ الْأَرْضُ غَيْرَ الْأَرْضِ وَ
السَّماواتُ وَ بَرَزُوا لِلَّهِ الْواحِدِ الْقَهَّارِ»؛
آن روز كه زمين به زمينى جز اين
بدل شود و آسمانها به آسمانى ديگر، و همه در پيشگاه خداى واحد
قهار حاضر آيند.
«يَوْمَ يَقُومُ النَّاسُ
لِرَبِّ الْعالَمينَ»؛
روزى كه مردم به پيشگاه پروردگار جهانيان
مىايستند..
«... لِمَنِ الْمُلْكُ الْيَوْمَ
لِلَّهِ الْواحِدِ الْقَهَّارِ»؛
آن روز كه همگان آشكار شوند. هيچ چيز از آنها
بر خدا پوشيده نماند. در آن روز فرمانروايى از آن كيست؟ از آن
خداى يكتاى قهار است.
البته باید توجه داشت که ظهور
ربوبیت خداوند متعال در آخرت به این معنا نیست که ربوبیتش در
دنیا، نسبت به آخرت ضعیف باشد؛ بلکه بدین معناست که خداوند
دنیا را دار اختیار و إعمال ارادة انسان قرار داده است؛ لذا در
افعال اختیاری انسان اراده و اختیار او مؤثر است. گرچه همان
إعمال اراده نیز در قلمرو ربوبیت خداوند انجام میگیرد؛ ولی
برخی انسانها فقط اراده و اختیار خود را میبینند و از تأثیر
ربوبیت خداوند غافلاند؛ اما در آخرت همة اختیارات و ارادههای
انسانها برچیده میشوند و انسانها همگی به حقیقت قدرت و
ربوبیت خداوند پی میبرند و در برابر آن خاضع و خاشع میشوند و
هیچکس هیچگونه انانیتی ندارد.
2.
آشکار شدن پوچی
خدایان دروغین
«... ثُمَّ نَقُولُ لِلَّذينَ
أَشْرَكُوا أَيْنَ شُرَكاؤُكُمُ الَّذينَ كُنْتُمْ تَزْعُمُونَ»؛
سپس به آنها كه شرك آوردهاند بگوييم: آن كسان
كه مىپنداشتيد كه شريكان خدايند اكنون كجايند؟
با بروز دروغ بودن ادعاهای
مشرکان رسوایی آنها نیز بر ملا میشود.
3.
جایگاه
همیشه زنده و پویا
«... وَ إِنَّ الدَّارَ
الْآخِرَةَ لَهِيَ الْحَيَوانُ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ»؛
اگر بدانند، سراى آخرت سراى زندگانى است.
4.
جایگاه آرامش
«يا قَوْمِ إِنَّما هذِهِ
الْحَياةُ الدُّنْيا مَتاعٌ وَ إِنَّ الْآخِرَةَ هِيَ دارُ
الْقَرارِ»؛
و آخرت سراى بقاست.
البته اصل اولی در آخرت این
است که جایگاه آرامش و قرار باشد ولی برخی انسانها با عملکرد
بد خویش آن را برای خود ناامن میسازند و این کار خدشهای به
اینکه آخرت جای آرامش است، محسوب نمیشود.
5.
روشن شدن حقیقت
برای همه
کسانی در دنیا زیر بار حق و
حقیقت نمیرفتند، در آخرت به روشنی حقیقت را میفهمند و بر
اشتباهشان حسرت میخورند؛
«وَ
يَوْمَ يَعَضُّ الظَّالِمُ عَلى يَدَيْهِ يَقُولُ يا
لَيْتَنِي اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبيلاً»؛
روزى كه كافر دستان خود را به دندان گزد و
گويد: اى كاش راهى را كه رسول در پيش گرفته بود، در پيش گرفته
بودم.
6. جسمانی
و روحانی بودن معاد
آیات فراوانی دلالت میکند بر
اینکه معاد هم روحانی و هم جسمانی است؛
«حَتَّى
إِذا ما جاؤُها شَهِدَ عَلَيْهِمْ سَمْعُهُمْ وَ أَبْصارُهُمْ
وَ جُلُودُهُمْ بِما كانُوا يَعْمَلُونَ»؛
چون به كنار آتش آيند، گوش و چشمها و پوستهاشان
به اعمالى كه مرتكب شدهاند بر ضدشان شهادت دهند.
از اینکه آیه میفرماید علیه
آنان چشم، گوش و پست بدنشان شهادت میدهند، میفهمیم که مراد
از مرجع ضمیر هم، ارواح مجرماناند که از میان جسم و روح انسان
اصالت با روح است؛ پس زندگی در آخرت هم روحانی و هم جسمانی
است؛ زیرا دیدیم در آیة مذکور از شهادت بدن علیه روح خبر
میدهد یعنی اینکه روح و بدن هردو در قیامت حاضرند. از آیات
مشابه نیز این مسأله به خوبی قابل استفاده است.
7.
ناکارآمدی روابط دنیایی:
«يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا أَنْفِقُوا
مِمَّا رَزَقْناكُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَ يَوْمٌ لا
بَيْعٌ فيهِ وَ لا خُلَّةٌ وَ لا شَفاعَةٌ ...»؛
اى كسانى كه ايمان آوردهايد، پيش از آنكه آن
روز فرا رسد، كه نه در آن خريد و فروشى باشد و نه دوستى و
شفاعتى، از آنچه به شما روزى دادهايم انفاق كنيد.
«يَوْمَ لا يُغْني مَوْلًى عَنْ مَوْلًى
شَيْئاً وَ لا هُمْ يُنْصَرُونَ[12]»؛
روزى كه هيچ دوستى براى دوست خود سودمند نباشد
و از سوى كسى يارى نشوند.
8.
عدم پذیرش عذرها
و فدیهها
«يا أَيُّهَا الَّذينَ كَفَرُوا
لا تَعْتَذِرُوا الْيَوْمَ إِنَّما تُجْزَوْنَ ما كُنْتُمْ
تَعْمَلُونَ»؛
اى كافران، در آن روز پوزش مخواهيد. جز اين
نيست كه برابر كارى كه كردهايد كيفر داده شويد.
«آنان كه كافر شدهاند اگر همه آنچه در روى زمين است و همانند
آن متعلق به آنها باشد و بخواهند خود را با آن از عذاب روز
قيامت باز خرند، از ايشان پذيرفته نيايد و به عذاب دردآور
گرفتار آيند.
»
9.
کنار رفتن
پردهها
پردهها از پیش چشم انسان کنار
رفته و حقیقت همه چیز از جمله کجرویهای خود را میداند
«لَقَدْ
كُنْتَ في غَفْلَةٍ مِنْ هذا فَكَشَفْنا عَنْكَ غِطاءَكَ
فَبَصَرُكَ الْيَوْمَ حَديدٌ»؛
تو از اين غافل بودى. ما پرده از برابرت
برداشتيم و امروز چشمانت تيزبين شده است.
10.
همآغوشی
با اعمال
«يَوْمَ تَجِدُ كُلُّ نَفْسٍ ما
عَمِلَتْ مِنْ خَيْرٍ مُحْضَراً وَ ما عَمِلَتْ مِنْ سُوءٍ
تَوَدُّ لَوْ أَنَّ بَيْنَها وَ بَيْنَهُ أَمَداً بَعيداً»؛
روزى كه هر كس كارهاى نيك و كارهاى بد خود را
در برابر خود حاضر بيند، آرزو كند كهاى كاش ميان او و كردار
بدش فاصلهاى بزرگ بود. خداوند شما را از خودش مىترساند.
11.
خلود و ابدیت
در این مورد قبلاً صحبت شد.
12.
شدید
بودن عذاب در آنجا
«وَ
يَوْمَ الْقِيامَةِ يُرَدُّونَ إِلى أَشَدِّ الْعَذابِ وَ مَا
اللَّهُ بِغافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ»؛
و در روز قيامت به سختترين وجهى شكنجه مىشود
و خدا از آنچه مىكنيد غافل نيست.
13.
عدم
إعمال هرگونه ظلمی
«الْيَوْمَ
تُجْزى كُلُّ نَفْسٍ بِما كَسَبَتْ لا ظُلْمَ الْيَوْمَ إِنَّ
اللَّهَ سَريعُ الْحِسابِ»؛
آن روز هر كس را همانند عملش جزا مىدهند و به كس ستمى
نمىرود. و خدا زود به حسابها مىرسد.
در آخرت ظلمی بر کسی صورت
نمیگیرد؛ ولی جزای عملش چه نیک چه بد را کامل دریافت میکنند؛
«ثُمَّ
تُوَفَّى كُلُّ نَفْسٍ ما كَسَبَتْ وَ هُمْ لا يُظْلَمُونَ»؛
زیرا آیه در مورد دریافت جزای عمل تعبیر توفی (اخذ کامل) را به
کار برده است.
14.
متناسب
بودن پاداش و کیفر با اعمال
15.
«لَّا يَذُوقُونَ فِيهَا بَرْدًا
وَ لَا شَرَابًا * إِلَّا حَمِيمًا وَ غَسَّاقًا * جَزَاءً
وِفَاقًا»؛
در آنجا نه چيز خنكى مىچشند و نه نوشيدنى
گوارا، مگر آبى جوشان و مايعى از چرك و خون، پاداش مناسبى است.
16.
حل واقعی
اختلافات
«فَاللَّهُ
يَحْكُمُ بَيْنَهُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ فيما كانُوا فيهِ
يَخْتَلِفُونَ»؛
خدا در روز قيامت درباره آنچه در آن اختلاف
مىكنند، ميانشان حكم خواهد كرد.
17.
قیامت
روز برتری مؤمنان
«زُيِّنَ
لِلَّذينَ كَفَرُوا الْحَياةُ الدُّنْيا وَ يَسْخَرُونَ مِنَ
الَّذينَ آمَنُوا وَ الَّذينَ اتَّقَوْا فَوْقَهُمْ يَوْمَ
الْقِيامَةِ»؛
براى كافران زندگى اينجهانى آراسته شده است و
مؤمنان را به ريشخند مىگيرند. آنان كه از خدا مىترسند در روز
قيامت بر فراز كافران هستند
18.
روز تحقق
وعدهها و وعیدهای الهی
«رَبَّنا
وَ آتِنا ما وَعَدْتَنا عَلى رُسُلِكَ وَ لا تُخْزِنا يَوْمَ
الْقِيامَةِ إِنَّكَ لا تُخْلِفُ الْميعادَ»؛
اى پروردگار ما، عطا كن به ما آنچه را كه به
زبان پيامبرانت به ما وعده دادهاى و ما را در روز قيامت رسوا
مكن كه تو وعده خويش خلاف نمىكنى.
«خاشِعَةً
أَبْصارُهُمْ تَرْهَقُهُمْ ذِلَّةٌ ذلِكَ الْيَوْمُ الَّذي
كانُوا يُوعَدُونَ»؛
وحشت بر چشمانشان مستولى شده و به خوارى
افتادهاند: اين است همان روزى كه آنها را وعده داده بودند.
19.
در نعمت
بودن مؤمنان
«تَحِيَّتُهُمْ
يَوْمَ يَلْقَوْنَهُ سَلامٌ وَ أَعَدَّ لَهُمْ أَجْراً كَريماً»؛
روزى كه با او ديدار كنند درودشان اين است:
«سلام». و خدا برايشان پاداشى كرامند آماده كرده است.
20.
در عذاب
بودن کافران و مجرمان
«يَوْمَ
يَغْشاهُمُ الْعَذابُ مِنْ فَوْقِهِمْ وَ مِنْ تَحْتِ
أَرْجُلِهِمْ وَ يَقُولُ ذُوقُوا ما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ»؛
روزى كه عذاب از فراز سر و زير پاى، آنها را در
بر گيرد و خدا بگويد: به خاطر اعمالى كه مىكردهايد اينك عذاب
را بچشيد.
معرفی کتاب
برای مطالعه بیشتر، مراجعه
کنید به: شریعتی، محمد باقر، معاد در نگاه وحی و فلسفه
پی نوشتها
. برای این مسأله مراجعه شود به:
إِنَّ الَّذينَ كَفَرُوا بِآياتِنا سَوْفَ نُصْليهِمْ
ناراً كُلَّما نَضِجَتْ جُلُودُهُمْ بَدَّلْناهُمْ
جُلُوداً غَيْرَها لِيَذُوقُوا الْعَذابَ إِنَّ
اللَّهَ كانَ عَزيزاً حَكيماً
(نسا: 56).
. احزاب: 44. این آیات نیز وضعیت
مؤمنان را در آخرت بیان میکنند:
ادْخُلُوها بِسَلامٍ ذلِكَ يَوْمُ
الْخُلُودِ (ق: 34). يَوْمَ تَرَى الْمُؤْمِنينَ وَ
الْمُؤْمِناتِ يَسْعى نُورُهُمْ بَيْنَ أَيْديهِمْ وَ
بِأَيْمانِهِمْ بُشْراكُمُ الْيَوْمَ جَنَّاتٌ تَجْري
مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدينَ فيها ذلِكَ هُوَ
الْفَوْزُ الْعَظيمُ (حدید: 12). وَ مَنْ يُؤْمِنْ
بِاللَّهِ وَ يَعْمَلْ صالِحاً يُكَفِّرْ عَنْهُ
سَيِّئاتِهِ وَ يُدْخِلْهُ جَنَّاتٍ تَجْري مِنْ
تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدينَ فيها أَبَداً ذلِكَ
الْفَوْزُ الْعَظيمُ (تغابن: 9). يَوْمَ لا يُخْزِي
اللَّهُ النَّبِيَّ وَ الَّذينَ آمَنُوا مَعَهُ
نُورُهُمْ يَسْعى بَيْنَ أَيْديهِمْ وَ
بِأَيْمانِهِمْ يَقُولُونَ رَبَّنا أَتْمِمْ لَنا
نُورَنا وَ اغْفِرْ لَنا إِنَّكَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ
قَديرٌ (تحریم: 8). لَهُمُ الْبُشْرى فِي الْحَياةِ
الدُّنْيا وَ فِي الْآخِرَةِ لا تَبْديلَ لِكَلِماتِ
اللَّهِ ذلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظيمُ (یونس:64).
|