تاريخ هجري شمسي

                   لینکهای مرتبط                  

...........................................................

  نگاهی به دین پژوهی

  نظریه های مطرح در باره ماهیت وحی

  شرور و عدل الهی

  فوائد و کارکردهای دین

وحی و تجربه دینی

چیستی شناسی سکولاریسم (1)

امکان وحی

راههای خداشناسی در کلام معصومین ع

خاتمیت در اسلام

بررسی دلایل لزوم بعثت انبیا (ع)

عوامل پیدایش و اعتلای تمدن نبوی

تنگناهای زبان و رسالت رسول اعظم ص

نبوت از منظر ابن سینا و فارابی

شیوه مواجهه پیامبر (ص) با مخالفان

تبیین های فلسفی نبوت

شیوه برخورد پیامبر (ص) با اهل کتاب

دین نیاکان پیامبر (ص)

حکومت دینی رسول اعظم (ص)

روشهای تربیتی رسول اعظم (ص)

سرآغاز (حکایت انسان)

نگاهي به نقش دين در دنياي معاصر

رابطه دين، دنيا و آخرت

نقش دين در برقراري عدالت اجتماعي

توفيق دين در اهداف آن

قلمرو دين در زندگي انسان

چيستي شناسي سکولاريسم (2)

نظريات و رويکردها در تقريب مذاهب

اصول اساسي تقريب بين ‌مذاهب

راهکارهاي تقريب مذاهب اسلامي

آسيب شناسي رفتاري تقريب مذاهب

وحدت امت اسلامی از منظر قرآن کریم

حقانيت و تعدد مذاهب اسلامي(1)

تاریخ تقریب مذاهب اسلامی

مسأله شناسی وحدت اسلامی

چیستی و آثار اسلام از منظر روایی

همزیستی پیروان ادیان و مذاهب

موانع فکری و فرهنگی تقریب مذاهب

موانع سیاسی تقریب مذاهب

راهکارهای وحدت در سیره پیامبر اعظم

امام صادق و تقریب مذاهب اسلامی

اهل بیت ع محور تقریب از منظر ابوحنیفه

وحدت اسلامی از نگاه آیت الله بروجردی

شهید بلخی و وحدت امت اسلامی

کثرت دینی

زبان دین

امامت در نظریه تقریب علامه شرف الدین

 

 

 

 

مجمع اسلامی دین پژوهان افغانستان، حضور شما را گرامی میدارد

فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنيفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتي‏ فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها

برگشت به صفحه نخست سایت      برگشت به صفحه اصلی مقالات

 

متن مقالات علمی »

 

سيد جمال الدين، از كجاست؟

منبع مقاله: سروس خبررسانی آریانانت

دكتر شمس الحق آريانفر

سيدجمال الدين، از كجاست؟

علامه سيد جمال الدين افغاني، پيشواي انديشمندان شرق، در بيداري خاور زمين و تحرك آزادي خواهي در برابر استعمار است.

سيدجمال الدين نخستين خردمند اسلامي بود كه ماهيت ثبات و خطر سيادت غرب را در شرق اسلامي دريافت و اعلام خطر كرد.
سيد اولين كسي است كه در ميان مسلمانان و شرق غفلت زده و مايوس، مبارزات اسلامي را در پرتو قرآن، راهگشا اعلام نمود.
سيد، نخستين مبارزي است كه انديشه را با عمل گره زد و نياز دين، برتري اسلام، رد ماديگرايي و نجات از روزنه اسلام را فرياد زد.


وبالآخره سيد جمال يگانه مبارز اسلاميست كه بيرون از زادگاهش، در هند، مصر، عربستان، تركيه، ايران و عراق شيپور بيداري را دميد و نهاد ها و پيروان رهايي آفرين را ايجاد كرد.
اين بعد جهاني شخصيت سيد، سبب گرديد، تا نزد عده اي زادگاه او، نا شناخته ماند.
درين جستار، درنگي داريم براين اصل:
زادگاه سيدجمال الدين افغاني كجاست؟
سيد جمال الدين، به تمام هستي، گلويي بود كه درد، حرمان و نجات شرق را فرياد مي زد. خطاب به ملت هاي محكوم چنان صميمانه و پرشور سخن مي گفت، كه همه او را از خويش مي دانستند:
هندي ها مي گفتند: سيدجمال، هندي و از قريه "شيروت" است. ترك ها، سيد را ترك و زاده آذربايجان مي دانستند.
ايراني ها او را همداني و يا مازندراني مي شمارند و افغانستاني ها او را افغاني دانسته اند.
اين پيوند و نسبت ها، شايد بيشتر ناشي از آنست كه سيد در بيشتر كشورهاي خاور، در ميان عامه مردم و آگاهان جامعه، علاقمنداني داشت كه، صميمانه آرزو مي كردند، سيد از ديار آنها باشد.
در يادكرد هاي بالا، هندي و تركي بودن سيد، زياد موجه و مستند نيست. اما در رابطه با ايراني و يا افغاني بودن سيد جمال الدين، اسناد و يادكرد هايي در كتب و رساله ها وجود دارد.  ماهيت و چگونگي اين اسناد را به شناسايي مي گيريم:
افغاني را ايراني گفتند:
سيدحسن تقي زاده مي نويسد: تصور مي رود كه نسبت ايراني بودنش، بدون دخالت تعصب و تصاحب صحيح تر باشد.(1)
ناظم الاسلام كرماني در "تاريخ بيداري ايرانيان" ايراني بودن سيد را با ذكر دلايل ثابت نموده و نوشته جرجي زيدان را در افغاني بودن سيد، رد كرده است.(2) ميرزا محمد نصير حسيني شيرازي ملقب به فرصت الدوله "در دبستان الفرصه" از ديدار خود با سيد جمال در بوشهر ياد مي كند و مي گويد: پرسيدم از شخصي كه اين بزرگوار كيست و نام مباركش چيست؟
اين تفصيل را بيان كرد: نامش جمال الدين است، مولدش اسدآباد همدان.
ميرزا لطف الله خان در كتاب "شرح حال و آثار سيدجمال الدين اسدآبادي" او را از سادات اسدآباد همدان و از بستگان بسيار نزديك خود، مي خواند.(3)
نظريات ديگري هم است كه به گونه ديدگاه هاي يادشده، سيد را ايراني دانسته اند، اما هيچ بنياد استوار تاريخي ندارند. به گونه نمونه استدلال تقي زاده، به اسناد افراد مجهول است. او مي گويد: نويسنده قفقازي محمد آقاشاه تختسنگي به اين جانب گفت كه سيد با او به تركي، تركي همداني حرف مي زد. و متداول بودن اين زبان در نواحي كابل مستعبد است.(4) درين ياد كرد چند اعتراض وارد است: نخست اين كه فرد يادشده، مجهول است، ديگر اين كه ديدار او با سيد مستند نيست، سوم اين كه روايت او مستند و مطمئن نيست، چهارم اين كه چنين روايتي در هيچ جاي ديگر ذكر نشده است و پنجم اين كه تركي دانستن، دليل همداني بودن نيست و سيد تركي را مانند فارسي، عربي، انگليسي، روسي وغيره مي دانسته است. گذشته از همه اين ها تقي زاده روايت هاي سست و نادرست ديگري نيز در باره سيد دارد كه از سوي همه مورخان رد گرديده است.
ناظم الاسلام كرماني، نيز سندي، جز شنيده اش از طباطبايي و سياح محلاتي ندارد.(5)
روايات "دبستان الفرصه" را نيز مورخين باور ندارند. متن آن تا حدي درهم است كه كابل و افغانستان را دو كشور نگاشته است.
ميرزا لطف الله، عكس هاي يادگاري سيد را با ايرانيان، وجود نامه هاي سيد را نزد برخي ها و الواح قبور در همدان استناد نموده است كه اين ادعا از سوي محمد قزويني، مدرس چهاردهي و ابراهيم صفايي رد گرديده است.(6)
چرا سيد جمال الدين را ايراني گفتند؟
دراين زمينه دو عامل بسيار اساسي است: نخست اين كه سيد جمال وقتي به ايران رفت، ناصرالدين شاه قاجار را به اصلاحات فرا خواند، از خرابي وضع، ترقي و از استبداد سخن گفت.(7) شاه از او رنجيد و سيد را مجبور به زندگي در قم نمود. درباريان شاه شكايت را ادامه دادند. سيد ناگزير به حرم حضرت عبدالعظيم در ري بست نشست تا خونش را نريزند.(8)
سخنان سيد به زبان مردم بود كه مي گفتند: شاه ظالم است، وزرا خاين اند، سيد راست مي گويد.(9)
بالآخره سيد جمال را از ايران اخراج كردند. سيد به عراق رفت، از آنجا نامه يي به ميرزاي شيرازي نوشت و او را دعوت كرد تا ملت را از ظلم شاه نجات دهد. ميرزا تحت تاثير نامه سيد، فتواي تحريم تنباكو را صادر كرد و امتياز تنباكو با انگليس لغو گرديد كه براي شاه و انگليس سخت ناگوار بود.
وقتي مخالفت سيدجمال در بيرون از ايران زياد شد، ناصرالدين شاه خواست، او را به ايران بياورد و نابود كند. يكي از راه ها اين بود كه سيد را ايراني معرفي نمايد، تا از كشور ديگر مطالبه نموده بتواند. روي اين علت بود كه اعتماد السلطنه وزير مطبوعات ناصرالدين شاه هدايت گرفت و به نام سيد تذكره و تابعيت ايران و پاسپورت ساخت و سيد از سادات اسدآباد همدان معرفي شد.
عامل ديگر اين است كه در زمان مشروطيت، در ايران، دانشمندي بنام سيد جمال الدين واعظ همداني وجود داشت كه به اشتباه و يا      ص11
 به قصد، سيد جمال افغاني را به جاي او گذاشته اند. سيد همداني نيز خطيب و نويسنده و انقلابي بود. مقالاتش در مصر و هند نشر گرديده است. جالب اين كه هردو سيد به بابي گري هم متهم بوده اند.(10)
اين دوعامل، در كنار اشتباه مورخان و علاقه دوستان سيد، سبب گرديده است، تا سيدجمال الدين را ايراني معرفي نمايند.
براهيني در افغانيت سيد جمال الدين:
دانشمندان، مورخان و محققان، براهين زيادي را بر شمرده اند، از جمله در كتاب غلام حسين موسوي، "پيشرو نهضت ها سيد جمال الدين افغاني" اضافه از 40 سند ارائه شده است و همچنان در كتاب نداي سيدجمال الدين و در كتاب هاي ديگر.
برخي از اين دلايل را بر مي شماريم:
1- سيما و تصوير سيد، نشان مي دهد كه او افغاني است.
2- تخلص افغاني سيد نيز اين اصل را تاييد مي كند.
3- گفتار و نوشتار او در فارسي- دري، به شيوه افغاني بوده است: "لهجه و نوشته جات فارسي وي بيشتر مايه و سبك افغاني داشته است.(11)
4- كساني كه با سيد آشنايي داشته اند: شيخ محمد عبده، اديب اسحاق،‌ محمد فخزومي، عبدالقادر مغربي، و شكيب ارسلان، از قول خود سيد، او را افغاني ثبت كرده اند.
5- سيد جمال الدين خود نيز به صراحت، افغاني بودن خويش را بيان نموده است:
"الافغان و هي اول ارض مس جسمي ترابها..."(12)
"اني اخطرات لترك بلادي الافغان مضطربه بها الاهواء و الاغراض...(13)
"سيد خودش قلماً و كتاباً، قولاً و لساناً... تصريح مي كند كه وي افغاني و از ذريه خاندان عترت است.(14)
"من سكنه كابل، من اهالي الافغان- السيد جمال الدين من سادات كنر.(15)
6- بستگان سيد هنوز در افغانستان هستند، حسين پاشا، سيد عباس پاشا و بابا پاشا پسران كاكاي سيد، معروف اند.(16)
7- اطلاعات پوليس فرانسه، وقتي سيد در آن كشور است براي پوليس انگلستان:
"آقاي سيد جمال الدين نويسنده و اديب، اصلش افغاني 45 ساله، مجرد، از 17 ماه فبروري گذشته در كوچه seze 16 اقامت و در ماه 50 فرانك كرايه مي پردازد... هشت زبان مي داند.(17)
8- علامه قزويني مي نويسد: سيدجمال الدين معروف به افغاني، وفاتش در 1314 قمري... است.
9- وقتي افغانستان، انتقال جسد سيدجمال را خواست، تركيه بدون چون و چرا قبول كرد و ايران نيز اعتراضي نداشت. اگر ايران ادعايي مي داشت،‌ اعتراض مي كرد و يا تركيه فوراً خواست افغانستان را قبول نمي نمود.
10- مدرسي چهاردهي، ابراهيم صفايي، شيخ عباس قمي، سيدمحمد علي آستانه و ديگر ايرانيان، همه او را سيد فرزند سيد صفدر حسيني، از خانواده هاي بزرگ افغانستان دانسته اند.
11- محمد عبده شاگرد و همكار سيد مي نويسد: سيد جمال الدين در قريه "اسعدآباد" از قراي كنر در سال 1254 هجري قدم به دنيا نهاد.(18)
12- اديب اسحق شاگرد سيد، سيد محمد رشيد رضا و صاحب تفسيرالمنار، محمدپاشا مخزومي دوست و پيرو سيد، عبدالقادر مغربي، جرجي زيدان نويسنده مصري، محمد فريد وجدي در دايره المعارف، علامه حيدربامات در كتاب "مجالي الاسلام" سيد حسين شيرازي، احمد امين مصري، عبدالرحمن رافعي در كتاب عصر اسماعيل 126 "دكتر عثمان امين، سيد جمال الدين افغاني را از اسعدآباد كنر دانسته اند.
13- ابراهيم مصطفي الوكيلي در كتاب مفاخر الاجيال ص65 مي نويسد: سيدجمال الدين در قريه اسعدآباد يكي از قريه هاي كنر به سال 1254 متولد گرديد.(19)
14- سيد تاريخ "تتمه البيان في التاريخ الافغان" را نوشت كه بيان وابستگي و شناخت او از افغانستان است.
15- مجله ثريا چاپ مصر شماره 13 سال 1896، روزنامه الاهرام، مصر، 1312، سيد را افغاني و منسوب به افغانستان مي داند.
16- جمال الدين په اسعدآباد نومي حاي كي زيزيدلي دي چه دكونر دسيمي يوحاي دي.(20)
17- در كتاب مقام جمال الدين افغاني، تدوين سيد مبارز الدين رفعت، چاپ دكن، اكادمي نفيس، هجده مقاله از اقبال، ابوالكلام آزاد، ضياءالدين برني، سليم كاهندري وغيره چاپ شده كه مسقط الراس سيد را افغانستان تاييد كرده اند.
18- ستوارد، لوتروب امريكايي با ذكر دلايل، سيد را از اسعدآباد كنر و مليت او را افغان ثابت كرده است.(21)
از ذكر براهين بسيار مي گذريم، چه دريافت واقعيت انگيزه ها، در ايراني معرفي نمودن سيد، به خودي خود، اصليت افغاني او را تسجيل مي كند.
يادكرد هاي بالا به عنوان يك بحث تاريخي عنوان شد ورنه مي دانيم كه سيد جمال الدين افغاني، پيشواي بيداري شرق و شخصيت بزرگ انقلابي و انديشمند جهان است كه در جغرافياهاي كوچك نمي گنجد و نبايد چنين محصور شود.

پي نوشت ها:


1- مردان خودساخته، ص43، به نقل از پيشرو نهضت ها سيدجمال الدين افغاني، غلام حسين موسوي ص20
2- دفاع از سيد جمال الدين ص13 به نقل از پيشرو نهضت ها سيدجمال الدين افغاني، غلام حسين موسوي ص36
3- شرح حال سيدجمال الدين،‌ ميرزا لطف الله، ص4،‌ به نقل از پيشرو نهضت ها ص52
4- مردان خود ساخته، ص43 به نقل از پيشرو نهضت ها ص 21
5- بيداري ايرانيان ص53 و 60 به نقل از پيشرو نهضت ها ص 37
6- پيشرو نهضت ها، ص58
7- مجله كاوه سال 2، شماره 3،‌ تاريخ مشروطه ايران، ص11 به نقل از پيشرو نهضت ها ص125
8- پيشرو نهضت ها ص126 تاريخ مشروطه ايران، ص126
9- گفتار خويش يار كلي ص81
10- پيشرو نهضت ها، ص144
11- رهبران مشروطه ص11، پيشرو نهضت ها ص137
12- عروه الوثقي و جمال الدين الافغاني ابوريه ص156
13- خاطرات جمال الدين ص5 نقل از پيشرو نهضت ها ص138
14- نداي جمال الدين افغاني، ابوريه، ص165
15- اسناد و مدارك چاپ ناشده تصوير 23 لوحه 8، پيشرو نهضت ها ص139
16- پيشرو نهضت ها ص139
17- پيشرو نهضت ها ص140
18- پيشرو نهضت ها ص148
19- پيشرو نهضت ها ص152
20- العروه الوثقي، سيدجمال الدين افغان، مترجم قاضي عبيدالله، دپشتوتولنه، 1355، ص4
21- ستواردلوتروب، حاضرالعالم الاسلامي 1343، به نقل از سيد در آئينه مطبوعات ص54