صفحه مقالات: فساد اداری در افغانستان                                                                                                    برگشت به صفحه اصلی

 
 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

جلوه ای از آموزه های اخلاقی دعای مکارم الاخلاق

(عبدالمؤمن حکیمی)

 

مقدمه

   دعای مکارم‌الاخلاق که یکی از دعاهای پنجاه و چهارم صحیفه سجادیه و منتسب به امام سجاد(ع) است، به جهت دارا بودن مفاهیم بسیار غنی و ذکر فضایل عالی اخلاقی، همواره مورد توجه ویژه علما و عرفای بزرگ بوده و نزد آنها ارزش و اهمیت والایی داشته است.

از آنجا که به یک معنی، زیبایی رفتار در واقع همان اخلاق و موضوع آن می‌باشد، نوع نگاه به این دعا و بررسی آن از بعد رفتاری، کار جدید و حرکت نویی در تبیین مفهومی از مفاهیم ارزشمند و عالی دیگری از این دعا خواهد بود. لذا در این نوشتار تلاش می گردد که آموزه های اخلاقی جدیدتری را از آن استخراج نماید.

مفهوم شناسی

مکارم

   ترکيب اين دو جمله، در اصل «اخلاق المکارم» بوده است، سپس از حالت صفت و موصوف به حالت مضاف و مضاف اليه در آمده است. چنان که گفته مي شود: «زيبا کلام» که در اصل « کلام زيبا» بوده است.

مکارم جمع «مکرمه» - به ضم راء- است و اسم از کرم است و ضد آن (کوچک و هرچيز پست) است.[1]

لغت «مکارم»، هم خانوادۀ «کريم» و «کرامت» است. از اين رو، معناي بزرگواري و کرامت در آن گنجانده شده است. بر اين اساس، «مکارم اخلاق» يعني اخلاقي بزرگوارانه که کرامت نفس را به دنبال دارد.

اخلاق

    اخلاق جمع خلق است. در مفردات راغب گويد: خَلق و خُلق در اصل يکي هستند، ولي خلق -به فتح خاء- به هيئات و شکل ها و صورت هايي که با چشم درک مي شوند، اختصاص دارد، و خُلق - به ضم خاء- به قوا و خوي هايي که به بصيرت (ضمير و درون انسان) درک مي شود اختصاص دارد.[2]
علامه مجلسي گويد: «خلق- به ضم خاء- بر ملکات و صفاتي که در نفس انساني رسوخ دارد اطلاق مي گردد؛ خوب باشد يا زشت، و حسن خلق غالباً بر آن چه موجب نيکويي معاشرت و اختلاط زيبا با مردم است اطلاق مي گردد».
[3]

در کتاب نهايه آمده است: « خلق- به ضم لام و سکون آن- يعني دين و طبع و سجيت (خوي)، و حقيقت آن اين است که چنانچه خلق- به فتح خاء- به صورت ظاهري انسان و اوصاف و معاني آن گفته مي شود، خلق- به ضم خاء- به صورت باطني انسان و اوصاف و معاني که به آن اختصاص دارد، اطلاق مي شود».[4]

مکارم الاخلاق

حال، با توجه به آن چه گذشت، معناي تفصيلي «مکارم الاخلاق» را با استفاده از برخي روايات بررسي مي کنيم.

«مکارم» معنايي نزديک «به فتوت دارد». در تاج العروس گويد: « فتوت (جوانمردي)... همان کرم و سخاء است. اين معناي لغوي است، و در عرف اهل تحقيق آن است که مردم را بر خويشتن در دنيا و آخرت مقدم دارد، و صاحب فتوت را فتي گويند... و از آن در شريعت به مکارم اخلاق تعبير مي شود».[5]

بر اين اساس، مکارم اخلاق آن دسته از صفات والا و بلند اخلاقي است که بزرگوارانه باشد و موجب کرامت نفس انساني گردد، و از طرفي در آن، نوعي خویی جوانمردی، ايثار و از خودگذشتگي نهفته باشد.

صفاتي که در آن از خودگذشتگي وجود دارد همواره با تمايلات نفساني در تعارض است. مثلاً شخص سخاوتمند و بخشنده اي که حاضر است خود را در سختي قرار دهد و بخشي از اموال خود را به ديگران ببخشد، داراي روح بلند و کرامت و بزرگواري نفس است. به چنين صفات اخلاقي، مکارم اخلاق گفته مي شود.

از امام صادق(ع) منقول است: «و عليکم بمکارم الاخلاق فانها رفعه ...»؛ يعني: «بر شما باد به مکارم اخلاق که آن بلندي و رفعت است.»[6]

و از پيامبر(ص) روايت شده است: «همانا خداوند بندگاني از مردم را براي حوايج آنان آفريد، و در معروف (آن چه به خوبي شناخته شده) رغبت مي کنند و بخشش را بزرگواري مي شمارند و خداوند مکارم اخلاق را دوست دارد.»[7]

از اين رو، مکارم اخلاق به آن دسته از صفات اخلاقي گفته مي شود که خداوند متعال آنها را دوست دارد.

قسمت های مختلف دعا

    این دعا از سی قسمت تشکیل شده که هر قسمت با درود بر محمد و آل محمد شروع ‌گردیده و با در خواستهایی که هر کدام اخلاق پسندیده می‌باشد دنبال می گردد و همه آن سی قسمت مضمونشان درخواست توفیق الهی می‌باشد« موضوعات و درخواستهایی که در این سی فراز آمده بدین ترتیب می‌باشد:

ایمان کامل، بهترین عمل، تکمیل نیت، وسعت رزق، بی اعتنایی به ثروت مال اندوزان، توازن بین جسم و روح پایداری در راه حق، درخواست طول عمر مشروط، اصلاح خصلت ناپسند، درخواست تبدیل حسد به مودت، تبدیل دشمنی نزدیکان به دوستی، درخواست دستی توانا در مقابل ظالم، درخواست رفع خدعه مکاران، رد عیب جویی به خواهان گسترش عدل، درخواست رزق در کهنسالی، درخواست دفع ستم دیگران به حریم آمرزش الهی وارد شده، درخواست سخن گفتن در هدایت مردم و پیمودن راه برتر، درخواست پیروزی قیامت و عوامل استخلاص نفس، درخواست کفایت از عیب جویی مردم و دفع عوامل ضرر و زیان، درخواست تاج لیاقت وگشایش مالی، برکناری از اسراف و مصونیت از تباه شدن رزق، درخواست قضا حوائج، درخواست پایان عمر با عفو الهی، به یاد خدا بودن در تمام مواقع، برترین درود خدا بر پیامبر، درخواست حسنه دنیا و آخرت و مصونیت از عذاب.

جلوه هایی از راز و نیاز

1. ایمان

« وبلغ بایمانی اکمل الایمان»و آن را به گونه ای گردان که به صورت کامل و اتم باشد.

حضرت امام سجاد (علیه السلام) در ابتدای دعا به بیان مسائل اعتقادی چون ایمان، یقین و نیّت پرداخته اند و به استوار کردن پایه های ایمان و اعتقاد توصیه می فرمایند.

ایمان در لغت تصدیق به قلب است[8] و در شرع اعتقاد به دل و اقرار به زبان. ایمان دارای مراتبی است. پایین ترین مرتبه آن ایمان به زبان است که آیه «یَآءَیُّهَا الَّذینَ امَنُوآ امِنُوا بِاللّهِ وَرَسُولِهِ وَالْکِتَابِ الَّذی نَزَّلَ عَلی رَسُولِهِ»[9] اشاره به آن دارد. مرتبه بالاتر، ایمان به تحقیق است که ابتدا باید تصدیق جازم حاصل شود، سپس این تصدیق مستلزم عمل صالح است: «اِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذینَ امَنُوا بِاللّهِ وَ رَسُولِهِ ثُمَّ لَمْ یَرْتَابُوا وَ جَاهَدُوا بِاَمْوَالِهِمْ وَ اَنْفُسِهِمْ فی سَبیلِ اللّهِ»[10].

مرتبه بعد ایمان به غیب است که «یؤمِنونَ بِالغَیبِ» نظر به آن دارد. در این مرحله بصیرت باطنی حاصل می شود و از این کامل تر ایمان آنهایی است که در حق ایشان فرمود: «اِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذینَ اِذَا ذُکِرَ اللّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَاِذَا تُلِیَتْ عَلَیْهِمْ ایَاتُهُ زَادَتْهُمْ اِیمَانًا * اُولآئِکَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقًّا»[11].

2. یقین

« واجعَل یَقینی اَفضَل الیَقین » وقرار بده یقین مرا بهترین یقینها

 موضوع دیگری که حضرت امام سجاد(علیه السلام) به دنبال ایمان بیان می دارند یقین است. یقین در لغت علمی است که هیچ شکلی بدان راه نمی یابد[12] و در اصطلاح عبارت است از ظهور نور حقیقت و رؤیت آشکار با قوّه ایمان نه با حجت و برهان[13]. مادام که این نور از ورای حجاب باشد آن را نور ایمان خوانند و چون پرده ها برافتد و از حجاب مکشوف شود آن را نور یقین دانند. در حقیقت یک نور بیش نیست، همان نور ایمان وقتی بدون هیچ حجابی در دل جای گیرد یقین نامیده شود[14].

حضرت در این دعا بالاترین مرتبه یقین را از پروردگار خواستارند و می فرمایند:

«یقینم را برترین یقین قرار ده[15]، یقینی راسخ و استوار که بدان وسیله از رنج طلب آسوده شویم»[16].

و در دعایی دیگر از صحیفه می فرمایند:

«پروردگارا نوری به من عطا نما که در پرتو آن در بین مردم زندگی کنم و با فروغش در هر ظلمتی راه یابم، و انوارش دلم را از شک و شبهه پاک سازد»[17].

راه وصول به ايمان كامل در حديثى از امام موسى بن جعفر(عليهماالسلام) چنين بيان شده است. «وجدت علم الناس فى اربع: اولها ان تعرف ربك والثانى ان تعرف ما صنع بك والثالث ان تعرف ما اراد منك و الرابع ان تعرف ما يخرجك من دينك ».[18]

علم مردم را در چهار چيز يافته ام: اول آن كه خدايت را بشناسى،دوم آن كه بدانى در تو چه آفرينشى را به كار برده، سوم آن كه بدانى در آفرينش تو چه اراده اى داشته، چهارم آن كه بدانى چه چيز تو را از دينت بيرون مى برد.

3. نیت

  « و انْتَهِ بِنیَّتی اِلی اَحْسَنِ النیّات »و پایان رسان نیت مرا به بهترین نیات

   نیّت در لغت به معنی قصد است، و قصد واسطه است میان علم و عمل؛ زیرا تا چیزی معلوم نباشد قصد آن نمی کنیم و تا قصد نکنیم به مرحله عمل در نمی آید. نیّت به عنوان اولین گام در سیر و سلوک مطرح است، چون در ابتدای راه باید قصد هدف معینی کرد، بعد حرکت نمود. در اینجا مقصد حصول کمال است از کامل مطلق، پس نیّت مشتمل است بر طلب قرب به حق تعالی، چرا که تنها او کامل مطلق است[19].

در کتب عرفانی از اشاره به نیّت غفلت نموده اند، اما حضرت به آن عنایت داشته و به بهترین وجه بیان نموده اند:

«بار خدایا نیّت مرا به لطف خود بسیار گردان»[20]، «درست و استوار آن گونه که هیچ تردیدی به آن راه نیابد»[21]. «پروردگارا نیّت مرا به نیکوترین نیّتها منتهی ساز»[22]؛ نیّتی که با قصد قربت آغاز شود و با عملی خالص و بدون هیچ شائبه خودنمایی و ریا پایان پذیرد.

«بارالها نیّتم را در طاعتت استوار کن»[23] «و به قدرت و توانایی ات کارهایی که از من فوت شده اصلاح نما و از مؤاخذه من درگذر»[24].

4. عالى ترين سجاياى انسانى

«وهب لى معالى الاخلاق و اعصمنى من الفخر» بار الها به من برترين اخلاق را عطا فرما و از فخر و مباهات به مكارم اخلاق، در بين مردم مصون و محفوظم بدار.

محاسن اخلاق و مكارم اخلاق با يكديگرمتفاوت هستند.

  «محاسن اخلاقي» آن دسته از صفات اخلاقي است که از آنها به نيکويي ياد مي شود، اما ممکن است مجد و بزرگواري و جوانمردي در آن نباشد، بلکه انسان گاهي به خاطر آن که بتواند خود را ميان مردم مطرح سازد يا آسايش خود را فراهم نمايد يا به هدف ديگري نايل شود، خود را به آن متصف مي کند. از اين رو، همواره با تمايلات نفساني سازگاري دارد، ولي از طرفي مي تواند مقدمه اي بر نايل شدن به مکارم اخلاق باشد.

در اين باره از امير المومنين علي (ع) روايت شده: «احسن الاخلاق ما حملک علي المکارم»؛ يعني «نيکوترين اخلاق آن است که تو را به مکارم اخلاق وا دارد.»[25]

و نيز آن حضرت در سفارش خود به فرزندش امام حسن(ع) گويد: « اي فرزندم! بهره خود را از ادب کامل کن. ادب راهنماي مرد به مکارم اخلاق است.»[26]

در اين باره از اميرالمومنين علي(ع) منقول است که فرمود: «ذللوا اخلاقکم بالمحاسن وقودها الي المکارم»[27]؛ يعني: «اخلاق خود را با نيکي ها (محاسن) رام کنيد و به سوي مکارم بکشانيد.»

5.بازجويى الهى

«واستعملنى بما تشالنى غدا عنه »بار الها مرا عامل كارهايى قرار ده كه فرداى قيامت در باره آن ها از من سؤال خواهى فرمود.

امام صادق(ع) فرمود: از جمله مواعظ لقمان به فرزندش اين است:

«واعلم انك ستسال غدا اذا وقفت بين يدى الله عز و جل عن اربع: شبابك فيما بليته و عمرك فيما افنيته و مالك ممااكتسبته و فيما انفقته ».[28]

در قيامت، وقتى در جايگاه حساب قرار گرفتى، چهار چيز را از تومى پرسند: جوانيت را چگونه گذراندى؟ عمرت را در چه راهى صرف كردى؟ مالت را از كجا به دست آوردى؟ و آن را در چه راهى مصرف كردى؟

نتیجه گیری

     چنان که می بینیم، امام علی بن الحسین (علیه السلام) در ابتدای دعا و نخستین جملات، پایه و اساس سلوک الی اللّه را بیان می فرمایند: ایمان کامل که به حد یقین برسد و نیّتی خالص تا پایان عمل و عملی شایسته تر از اعمال دیگران. این نکات فرق اصلی تعلیمات خاندان رسالت را از دیگران نشان می دهد، و می فهماند که حتی اعمال قلبی باید تنها برای خدا باشد و دور از هرگونه هوی یا خودنمایی و اغراض شخصی یا گروهی.

به طور کلی می توان گفت حضرت در این دعا بر اتخاذ شیوه های رفتاری زیر تأکید ورزیده است:

1. ابراز محبت در مقابل کینه‌توزی (بغض).

2. طرح دوستی (مودت) در مقابل حسدورزی.

3. جلب اعتماد و وثوق (ثقه) در مقابل بدگمانی (ظن).

4. ولایت و دوستی در مقابل دشمنی.

5. نیکی کردن و احسان (مبرّه) در مقابل نافرمانی (عقوق).

6. یاری کردن (نصرت) در مقابل خواری و بی‌اعتنایی (خذلان).

7. اقدام به دوستی حقیقی (تصحیح المقه) در مقابل مدارا کردن (حب‌المدارین).

8. خوش‌رفتاری (کرم العشره) در مقابل اهانت (رد الملابسین).

9. خیرخواهی (نصح) در مقابل خیانت و نادرستی (غش).

10. نیکویی (برّ) در مقابل دوری کردن (هجر).

11. بذل و بخشش در مقابل محروم کردن (حرم).

12. صله رحم در مقابل قطع رابطه و پیوند (قطع).

13. ذکر خیر کردن در مقابل بدگوی (غیبت)


 

[1] - در اين باره ر.ک: جوهري، صحاح، ج5، ص 2020؛ ابن منظور، لسان العرب، ج9، ص 155و ج12، صص 511و512؛ طريحي، مجمع البحرين، ج4، ص 35.

[2] - راغب اصفهاني، المفردات في غريب القرآن، ص 158.

[3] -مجلسی،  بحارالانوار، ج68، ص 373.

[4] - ابن اثير، نهايه، ج2، ص 70.

[5] - محمدمرتضي زيبدي، تاج العروس، ج10، ص 276.

[6] - شيخ صدوق، امالي، ص 441؛ بحارالانوار، ج75، ص 53.

[7] - مجلسي، محمدباقر، بحارالانوار، ج74، ص 156.

[8] - معجم مقاییس اللغة، لأبی الحسین احمد بن فارس بن زکریا، متوفای 395.

[9] - نساء/136

[10] - حجرات/15

[11] - انفال/3و4

[12] - علی بن محمّد الجرجانی، التعریفات؛ عبدالکریم هوازن قشیری، رساله قشیریه، ترجمه ابو علی حسن بن احمد عثمانی، تصحیح بدیع الزمان فروزان فر، تهران، شرکت چاپ و نشر علمی و فرهنگی کتیبه، 1381، ص 272.

[13] - همان واژه یقین

[14] - عزالدین محمود کاشانی، مصباح الهدایة و مفتاح الکفایة، تصحیح استاد جلال الدین همایی، قم، چاپخانه ستاره، ص 75.

[15] - واجعَل یَقینی اَفضَل الیَقین

[16] - «وَهَب لی یَقینا صادِقا تَکفینا بِهِ مِنْ مَؤونة الطَّلَب» (صحیفه سجادیه، دعای 29).

 

[17] - «وَهَبْ لی نورا اَمشی به فی النّاسِ، وَ اَهتَدی بِهِ فی الظُّلمات و استَضی ءُ بِهِ مِنَ الشَّکِ وَ الشُّبَهاتِ» ( صحیفه سجادیه، دعای 22).

[18] - مجلسی، بحارالانوار، ج 75، ص 328.

[19] - طوسی، اوصاف الاشراف، ص 55.

[20] - «اللّهُمَّ وَفِّر بِلُطفِکَ نیَّتی» (صحیفه سجادیه، دعای 20).

[21] - «وَ نیَّةِ رُشدٍ لا اَشُکُّ فیها» ( صحیفه سجادیه، دعای 20).

[22] - «و انْتَهِ بِنیَّتی اِلی اَحْسَنِ النیّات» (صحیفه سجادیه، دعای 20).

[23] -«اللّهُمَّ وَ ثَبِّت فی طاعتِکَ نیَّتی» (صحیفه سجادیه، دعای 31)

[24] - «وَ استَصلِحْ بِقُدرَتِکَ ما فَسَدَ مِنّی» (صحیفه سجادیه، دعای 20).

 

[25] - آمدي، غرر الحکم و دررالکلم، ص 3299؛ علي بن محمد ليثي واسطي، عيون الحکم والمواعظ، ص 124 به عبارت « افضل الاخلاق....».

[26] - ديلمي، اعلام الدين في صفات المومنين، ص 84.

[27] - ابي الفضل علي طبرسي، مشکاه الانوار في غررالاخبار، تحقيق: مهدي هوشمند، ص 317؛ ابن شعبه حراني، تحف العقول، ص 251، مترجم: احمد جنتي.

[28] - کلینی، كافى، ج 2، ص 135.