|
بنام خداوند خالق هستی
گزارش مستند از وضعیت افغانستان
سید ابراهیم مصباح
شهرستانی
خوانندگان بسیار
محترم و عزیز سلام!
این حقیر، سید
ابراهیم مصباح، در ماههای مبارک پرفیض شعبان و رمضان امسال
(1430)، بجهت تبلیغ به افغانستان سفر کردم. در این سفر مشاهدات
و نتیجه گیریهایی نمودم که خلاصه آن را برای سرورانم پیشکش
میکنم.
مطالب مورد ارائه
را در سه طیف فرهنگی، اقتصادی و سیاسی، دسته بندی کردم تا شما
بتوانید راحتتر آن را ادراک و فهم نمایید.
در واقع امر اگر
کسی دقت نماید، وضعیت کشور مظلوم و بی دفاع افغانستان در هر سه
عرصه مذکور تاریک و رو به بحران بوده و هیچ نشانهای از بهبودی
حقیقی به چشم نمیخورد؛ گرچه برخی رویدادها خوشحال کننده
هستند. برای تبیین این ادعا به تفصیل مطالب در سه حوزه ذیل
توجه نمایید و قضاوت با خود شما.
الف. فرهنگی
فرهنگ یک جامعه مظاهر و حوزه
های مختلف و متنوعی دارد که از زاویه برخی آنها به وضعیت کشور
خود نگاه میکنیم:
1. زبان
مردم
در افغانستان دو زبان فارسی
دری و پشتو بصورت رسمی وجود دارند. این هردو بشدت تخریب
میشوند و واژههای بیگانه هر روز به بهانههای مختلف وارد آن
دو میشوند. واژههای وارداتی بیشتر از انگلیسی، سپس عربی و
آنگاه اردو گرفته میشوند. مهمترین عامل ورود کلمات انگلیسی در
حال حاضر، موسسات خارجی میباشند و خود کارمندان دولتی نیز
بینقش نیستند، مثلاً شرکت کام ایر، در هرات برای بلیط فروخت و
تمامی نوشتههای روی بلیط (تکت) با انگلیسی بود و بعنوان نمونه
یک واژه فارسی پیدا نکردیم.
گذشته از کلمات خارجی، واژگان
فارسی و پشتو نیز در قلمرو یکدیگر تجاوز میکنند که در این
میان تأثیر پشتو بیشتر از فارسی بنظر میرسد.
برخی از کلمات وارداتی در
فارسی دری را با معادل فارسی اش برای شما میآورم:
1. درملتون: مطب شخصی
همراه با دواخانه.
2. مسکال: تکزنگ.
3. کریدِت: اعتبار پولی
تلفن همراه.
4. ترینیک: آموزش کوتاه
مدت.
5. لابروتوار:
آزمایشگاه.
6. کمپاین: تبلیغات.
7. کمره: دوربین.
8. ورگشاپ: تعمیرگاه.
9. تکر: تصادف.
10. وحید الحجروی: تک سلولی.
11. موجودات حیه: موجودات
زنده.
12. ساینس: علوم تجربی.
13. سایت: شعبه رأیگیری.
14. تریشل: کمباین (ماشین درو
و جوغول).
15. بس: اتوبوس.
16. نمبر: نمره.
17. میتینک: جلسه.
18. سروی: آماده کردن.
19. سولر: تاوه نوری.
20. گادَر: تیرآهن.
21. مسیج: پیامک.
22. سیند: فرستادن.
23. میموری: حافظه.
24. پایدل: (بدون معادل).
25. هندل: (بدون معادل).
26. فَول: خطا.
27. میتد: روش.
28. منظره: نما.
گذشته از واژههای غیر فارسی،
ترکیب جملات نیز بسیاری اوقات خراب است. گویندگان خیلی وقتها
یک جمله را از فارسی، انگلیسی و عربی، درست میکنند که بسیار
زننده و تنفرآور و بدترکیب میشود. البته این کار در سطح عمومی
و مردمی منحصر نیست؛ بلکه اصحاب رسانه و مؤلفان کتابهای آموزشی
نیز گرفتار این بلای سخت درمان است.
2. نوع لباس
در نوع لباس اگر توجه شود،
انواع مختلفی وجود دارد، از مدل کاملا غربی گرفته تا مدل
تماماً سنتی. بیشتر جوان بخصوص کارمندان دولتی و سپس دختران
مکتب خودشان را شبیه غربیها میکنند و بیشتر خانمهای میانسال
در غیر شهرهای بزرگ چادر بسر میکنند و مردها با لباس سنتی
هستند و اما در شهرهای بزرگ مانند کابل مردان متفاوتند و
خانمهای میانسال به بالا اکثراً برقعی میپوشند؛ ولی جوراب
ندارند و پاهایشان بخوبی دیده میشوند.
3. تعصب
قومی و مذهبی
متأسفانه
مذهبگرایی و نژادگرایی در سطوح مختلف و با انواع گوناگون
شدیداً جریان دارد. در سطح کلان اکثریت قریب به اتفاق مردم
افغانستان به دسته شیعه و سنی تقسیم شده و با هم دشمنی میکنند
و هریک از اهل سنت و شیعه به اقوامی منشعب میشوند. مثلا سنیها
به اقوام پشتو، تاجیک، اوزبک و شیعه به اقوام هزاره، سادات،
تاجیک و...، تقسیم شدهاند که هرکدام یکدیگر را بر نمیتابند و
یکدیگر را با چشم کم و رقیب میبینند مانند اینکه کم و بیش در
میان تشیع، پدیده زشت و استعمارپسند سیدگرایی و هزارهگرایی
بچشم میخورد. در انتخابات اخیر ریاست جمهوری و شوراهای ولایتی
بیش از 90% مردم به همنژاد رأی دادند.
به یکی از نیروهای شیعه که بعنوان ضابط برای
قوای آمریکایی خدمت میکرد، گفتم: اگر کسی از خود ملت
افغانستان پیدا شود که واقعا دلسوز ملت افغانسان باشد و برای
نجات ملت، برنامه داشته باشد، شما حاضرید از مزیتهای موجود در
خدمت نیروهای آمریکایی دست کشیده و با آن شخص همکاری کنید؟
گفت: این کار را میکنم بشرط اینکه هزاره باشد.
4. رسانه
ها
در مورد رسانهها
نکاتی قابل توجه است که بدون شرح آنها را یادآور میشوم:
-
پخش
فیلمهای مخرب و تحریک کننده (اکثراً هندی) توسط تلویزیونهای
رسمی افغانستان.
-
استفاده از واژههای بد ترکیب و خارجی بصورت زیاد مانند «اینجه
یک پرابلم وجود داره».
-
بدحجابی مجریان تلویزیونها و بازیگران پیامهای بازرگانی.
-
جاافتادن کامل رادیو آزادی انگلیسی در میان مردم افغانستان که
حتی از رادیو ملی کابل بیشتر طرفدار دارد.
5. کیفیت
آموزش
در مورد کیفیت
آموزش نیز به ذکر نکات مهم بسنده میشود چه مثبت باشد و چه
منفی:
-
رو
آوردن مردم به فراگیری علوم. از آموختن مردم استقبال عجیبی
میکنند؛ ولی خیلیها فقط به نامش دلخوش میکنند که در فلان صنف
یا کلاس تحصیل میکنند و برای مهم نیست که چیزی یاد میگیرند
یا نه. در موردی دو برادر بچههای خود را یک روز در میان در
مدرسه میفرستاد و روزی در منزل بودند چوپانی میکردند و هرکس
نوبت کلاسش بود، درسی را که میگرفت به پسر عمویش نمیگفت و
دیگری نیز مشتاق گفتن نبود و از طرف آن گونه یاد هم
نمیگیرفتند که به دیگری بگوید تا او یاد بگیرد؛ ولی این هردو
نفر آخر سال قبول میشد و به صنف و کلاس بعدی میرفت.
-
ضعف
مولفان کتابها. به لحاظ جملهبندی و ویرایشی ظاهری.
-
ضعف
اساتید. بیشتر معلمان کسی است که سال قبل خود در آن کلاس شاگرد
بوده است. بهمین لحاظ توضیح متن کتابها بشدت کم بوده و ضعیف
عمل میشود.
-
ضعف
دانش آموزان. دانش آموزان در افغانستان ضعیف بوده و سطح
علمیشان پائین است. حقیر خیلی از شاگردان را در ولایات مختلف
آزمودم در کل ضعیف یافتم و فکر کنم دلیل عمدهاش ضعف استادان
آن سرزمین است.
6. نوع
زندگی
نسبت به نوع و
کیفیت زندگی مردم افغانستان مخصوصاً غیر نشینان نکات توجه
انسان را بخود جلب میکنند که بصورت فهرستوار بیان میکنیم:
1.
ترکیب عجیب مدرنته و سنت
-
روی
خانههای گلی دیشها و یا آنتنهای ماهوارهای شیک نصب شدهاند.
-
برق
شهری ندارند؛ ولی تلویزیونهایشان با برق نوری از بسیاری
کشورهای دنیا خبر و فلم نشان میدهند.
-
ماشینهای پیشرفته ژاپنی در سرکها و جادههای خاکه رفت و آمد
دارند.
-
روی صندلیها (چوکیهای) مدرن با پاهای پر از خاک و گل بلند
میشوند و راه میروند و در تمیز نگهداشتن آنها کوشش نمیکنند.
-
از
تلفنهای خانگی خبری نیست؛ ولی مبایلها با انواع و انقسام خود
وارد خانهها شدهاند.
-
در بازارهای گلی و خاک برابر، جنسهای پیشرفته خارجی موج
میزند. مثلاً آبمعدنی ایرانی پر از خاک برای مسافران عرضه
میشود در حالی که آب خود منطقه بهتر از آب معدنی است.
-
خیلیها فارسی را درست صحبت نمیتوانند ولی واژگان خارجی را به
وفور بکار میگیرند.
-
در برخی سرکها و یا جادهها بعضی سوار بر الاغ و بعضی دیگر
سوار بر پلانکوج یا کورولای ژاپنی.
2.
روی آوردن مردم از زندگی کشاورزی به خرید و
فروش.
3.
وابسته شدن به اقتصاد خارج از منطقه و از دست
دادن استقلال در تأمین معاش.
4.
کمتر شدن تأثیرپذیری از موسسات خارجی.
5.
بیشتر شدن استفاده از تکنولوژی و صنایع مدرن،
مانند تریشل، آسیابهای برقی، بلدوزر، موتور، ماشین و...
ب. اقتصادی
1.
وابستگی اقتصاد مردم شیعه به کارگران
ایرانیشان.
2.
با صرفه بودن تجارت و کارهای بازاری و مؤسسهای
نسبت به عایدات زمین.
3.
زیاد بودن آب و شدن همه میوهها بجز زردآلو در
مناطق گرمسیری.
4.
رسیدن تاوه نوری برای اکثریت مردم و برقدار شدن
مناطق.
5.
استفاده اکثر مردم از مبایل.
6.
استفاده اکثریت مردم از موتورسیکلت.
7.
کشیده شدن سرک (جاده) در تمامی مناطق توسط مردم
و یا ولسوالی و یا موسسات.
8.
تعمیر سرک کابل شهرستان در وسعت کوتل قوناق تا
نزدیک زردسنگ.
9.
تجدید ساختمانها توسط مردم. کمتر کسی در
ساختمانهای قدیم خود زیست میکند.
ج. سیاسی
1.
خرابی وضع امنیتی در شاهراههای کشور.
2.
اختیار نداشتن مردم در برابر نیروهای آمریکایی.
3.
قطع شدن آنتنهای مبایل در نزدیکی تانکاهای
آمریکایی. خرید چراغهای گیس مردم توسط دلالان برای نیروهای
آمریکایی برای از کار انداختن آنتن مبایلها.
4.
به سلامت بودن نیروهای دولتی و طالب و از بین
رفتن مردم بیکس. بنظر بنده در نتیجه ناامنیها، به طالب و
نیروهای دولتی زیان آن چنانی وارد نمی شود بلکه خسارت واقعی
متوجه مردم بیطرف است؛ زیرا طالب زورش به نیروهای مجهز دولت
نمی رسد و یا نمی خواهند به آنان صدمه جدی بزنند؛ ولی مردم
بیدفاع را که کوچکترین نشانه دولتی داشته باشند در دم می کشند.
5.
نکشتن نیروهای دولتی و نیروهای طالب همدیگر را
در مواقع جنگ. مثلا در قیاق غزنی جنگی شدیدی در گرفت که از
ساعت 7 صبح شروع شد و تا ساعت 5 بعد از ظهر ادامه داشت و
نیروهای دولتی در دشت در تیررس نیروهای طالب قرار داشت که اگر
بقصد کشتن شلیک کنند کسی زنده نمیماند اما تلفاتش در حد دو یا
سه نفر بیشتر نبود.
6.
باور کردن مردم دولت را در مناطق شیعه نشین.
7.
کارت هویت برای رأی دهی نه تذکره با مخالفت
کرزی. فغکر میکنم این یک طرح از روی خیانت است که برای ملت
افغانستان، تذکره (شناسنامه) داده نمیشود و بجایش مانند
مهاجران کارت هویت میدهند که هزینه هنگفتی را برای تهیه کارت
هویت یا انتخابات و تهیه سراخ کن آن پرداخت شد که دولت چین آن
را بصورتی بسازد که سه گوشه سراخ کند؛ ولی این سراخ کنها خراب
بود و تمامی هزینهها به باد رفت. اگر این هزینهها روی هم
میشد برای کل مردم افغانستان شناسنامه میشد و آن هم با طرح
خیلی جالب و پیشرفته.
8.
کم شدن حساسیت طالب نسبت به مردم شیعه.
|