تاريخ هجري شمسي

             لینکهای مرتبط           

....................................................

  یکی از علل پرخاشگری کودکان

افراد تنها بیشتر احساس سرما می کنند

مجمع اسلامی دین پژوهان افغانستان، حضور شما را گرامی میدارد

فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنيفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتي‏ فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها

برگشت به صفحه نخست سایت      برگشت به صفحه نخست مجله

 

تفصیل گزارشها »

 

بنام خداوند خالق هستی

گزارش مستند از وضعیت افغانستان

سید ابراهیم مصباح شهرستانی

خوانندگان بسیار محترم و عزیز سلام!

این حقیر، سید ابراهیم مصباح، در ماههای مبارک  پرفیض شعبان و رمضان امسال (1430)، بجهت تبلیغ به افغانستان سفر کردم. در این سفر مشاهدات و نتیجه گیریهایی نمودم که خلاصه آن را برای سرورانم پیشکش می­کنم.

مطالب مورد ارائه را در سه طیف فرهنگی، اقتصادی و سیاسی، دسته بندی کردم تا شما بتوانید راحت­تر آن را ادراک و فهم نمایید.

در واقع امر اگر کسی دقت نماید، وضعیت کشور مظلوم و بی دفاع افغانستان در هر سه عرصه مذکور تاریک و رو به بحران بوده و هیچ نشانه­ای از بهبودی حقیقی به چشم نمی­خورد؛ گرچه برخی رویدادها خوشحال کننده هستند. برای تبیین این ادعا به تفصیل مطالب در سه حوزه ذیل توجه نمایید و قضاوت با خود شما.

الف. فرهنگی

فرهنگ یک جامعه مظاهر و حوزه های مختلف و متنوعی دارد که از زاویه برخی آنها به وضعیت کشور خود نگاه می­کنیم:

1.   زبان مردم

در افغانستان دو زبان فارسی دری و پشتو بصورت رسمی وجود دارند. این هردو بشدت تخریب می­شوند و واژه­های بیگانه هر روز به بهانه­های مختلف وارد آن دو می­شوند. واژه­های وارداتی بیشتر از انگلیسی، سپس عربی و آنگاه اردو گرفته می­شوند. مهمترین عامل ورود کلمات انگلیسی در حال حاضر، موسسات خارجی می­باشند و خود کارمندان دولتی نیز بی­نقش نیستند، مثلاً شرکت کام ایر، در هرات برای بلیط فروخت و تمامی نوشته­های روی بلیط (تکت) با انگلیسی بود و بعنوان نمونه یک واژه فارسی پیدا نکردیم.

گذشته از کلمات خارجی، واژگان فارسی و پشتو نیز در قلمرو یکدیگر تجاوز می­کنند که در این میان تأثیر پشتو بیشتر از فارسی بنظر می­رسد.

برخی از کلمات وارداتی در فارسی دری را با معادل فارسی اش برای شما می­آورم:

1.      درملتون: مطب شخصی همراه با دواخانه.

2.      مسکال: تک­زنگ.

3.      کریدِت: اعتبار پولی تلفن همراه.

4.      ترینیک: آموزش کوتاه مدت.

5.      لابروتوار: آزمایشگاه.

6.      کمپاین: تبلیغات.

7.      کمره: دوربین.

8.      ورگشاپ: تعمیرگاه.

9.      تکر: تصادف.

10. وحید الحجروی: تک سلولی.

11. موجودات حیه: موجودات زنده.

12. ساینس: علوم تجربی.

13. سایت: شعبه رأی­گیری.

14. تریشل: کمباین (ماشین درو و جوغول).

15. بس: اتوبوس.

16. نمبر: نمره.

17. میتینک: جلسه.

18. سروی: آماده کردن.

19. سولر: تاوه نوری.

20. گادَر: تیرآهن.

21. مسیج: پیامک.

22. سیند: فرستادن.

23. میموری: حافظه.

24. پایدل: (بدون معادل).

25. هندل: (بدون معادل).

26. فَول: خطا.

27. میتد: روش.

28. منظره: نما.

گذشته از واژه­های غیر فارسی، ترکیب جملات نیز بسیاری اوقات خراب است. گویندگان خیلی وقتها یک جمله را از فارسی، انگلیسی و عربی، درست می­کنند که بسیار زننده و تنفرآور و بدترکیب می­شود. البته این کار در سطح عمومی و مردمی منحصر نیست؛ بلکه اصحاب رسانه و مؤلفان کتابهای آموزشی نیز گرفتار این بلای سخت درمان است.

2.   نوع لباس

در نوع لباس اگر توجه شود، انواع مختلفی وجود دارد، از مدل کاملا غربی گرفته تا مدل تماماً سنتی. بیشتر جوان بخصوص کارمندان دولتی و سپس دختران مکتب خودشان را شبیه غربیها می­کنند و بیشتر خانمهای میانسال در غیر شهرهای بزرگ چادر بسر می­کنند و مردها با لباس سنتی هستند و اما در شهرهای بزرگ مانند کابل مردان متفاوتند و خانمهای میانسال به بالا اکثراً ­برقعی می­پوشند؛ ولی جوراب ندارند و پاهایشان بخوبی دیده می­شوند.

3.  تعصب قومی و مذهبی

متأسفانه مذهب­گرایی و نژادگرایی در سطوح مختلف و با انواع گوناگون شدیداً جریان دارد. در سطح کلان اکثریت قریب به اتفاق مردم افغانستان به دسته شیعه و سنی تقسیم شده و با هم دشمنی می­کنند و هریک از اهل سنت و شیعه به اقوامی منشعب می­شوند. مثلا سنیها به اقوام پشتو، تاجیک، اوزبک و شیعه به اقوام هزاره، سادات، تاجیک و...، تقسیم شده­اند که هرکدام یکدیگر را بر نمی­تابند و یکدیگر را با چشم کم و رقیب می­بینند مانند اینکه کم و بیش در میان تشیع، پدیده زشت و استعمارپسند سیدگرایی و هزاره­گرایی بچشم می­خورد. در انتخابات اخیر ریاست جمهوری و شوراهای ولایتی بیش از 90% مردم به همنژاد رأی دادند.

به یکی از نیروهای شیعه که بعنوان ضابط برای قوای آمریکایی خدمت می­کرد، گفتم: اگر کسی از خود ملت افغانستان پیدا شود که واقعا دلسوز ملت افغانسان باشد و برای نجات ملت، برنامه داشته باشد، شما حاضرید از مزیتهای موجود در خدمت نیروهای آمریکایی دست کشیده و با آن شخص همکاری کنید؟ گفت: این کار را می­کنم بشرط اینکه هزاره باشد.

4.   رسانه ها

در مورد رسانه­ها نکاتی قابل توجه است که بدون شرح آنها را یادآور می­شوم:

-    پخش فیلمهای مخرب و تحریک کننده (اکثراً هندی) توسط تلویزیونهای رسمی افغانستان.

-     استفاده از واژه­های بد ترکیب و خارجی بصورت زیاد مانند «اینجه یک پرابلم وجود داره».

-    بدحجابی مجریان تلویزیونها و بازیگران پیامهای بازرگانی.

-    جاافتادن کامل رادیو آزادی انگلیسی در میان مردم افغانستان که حتی از رادیو ملی کابل بیشتر طرفدار دارد.

5.  کیفیت آموزش

در مورد کیفیت آموزش نیز به ذکر نکات مهم بسنده می­شود چه مثبت باشد و چه منفی:

-   رو آوردن مردم به فراگیری علوم. از آموختن مردم استقبال عجیبی می­کنند؛ ولی خیلیها فقط به نامش دلخوش می­کنند که در فلان صنف یا کلاس تحصیل می­کنند و برای مهم نیست که چیزی یاد می­گیرند یا نه. در موردی دو برادر بچه­های خود را یک روز در میان در مدرسه می­فرستاد و روزی در منزل بودند چوپانی می­کردند و هرکس نوبت کلاسش بود، درسی را که می­گرفت به پسر عمویش نمی­گفت و دیگری نیز مشتاق گفتن نبود و از طرف آن گونه یاد هم نمی­گیرفتند که به دیگری بگوید تا او یاد بگیرد؛ ولی این هردو نفر آخر سال قبول می­شد و به صنف و کلاس بعدی می­رفت.

-    ضعف مولفان کتابها. به لحاظ جمله­بندی و ویرایشی ظاهری.

-   ضعف اساتید. بیشتر معلمان کسی است که سال قبل خود در آن کلاس شاگرد بوده است. بهمین لحاظ توضیح متن کتابها بشدت کم بوده و ضعیف عمل می­شود.

-  ضعف دانش آموزان. دانش آموزان در افغانستان ضعیف بوده و سطح علمی­شان پائین است. حقیر خیلی از شاگردان را در ولایات مختلف آزمودم در کل ضعیف یافتم و فکر کنم دلیل عمده­اش ضعف استادان آن سرزمین است.

6. نوع زندگی

نسبت به نوع و کیفیت زندگی مردم افغانستان مخصوصاً غیر نشینان نکات توجه انسان را بخود جلب می­کنند که بصورت فهرستوار بیان می­کنیم:

1.      ترکیب عجیب مدرنته و سنت

-  روی خانه­های گلی دیشها و یا آنتنهای ماهواره­ای شیک نصب شده­اند.

-  برق شهری ندارند؛ ولی تلویزیونهایشان با برق نوری از بسیاری کشورهای دنیا خبر و فلم نشان می­دهند.

- ماشینهای پیشرفته ژاپنی در سرکها و جاده­های خاکه رفت و آمد دارند.

- روی صندلیها (چوکیهای) مدرن با پاهای پر از خاک و گل بلند می­شوند و راه می­روند و در تمیز نگهداشتن آنها کوشش نمی­کنند.

-  از تلفنهای خانگی خبری نیست؛ ولی مبایلها با انواع و انقسام خود وارد خانه­ها شده­اند.

- در بازارهای گلی و خاک برابر، جنسهای پیشرفته خارجی موج می­زند. مثلاً آب­معدنی ایرانی پر از خاک برای مسافران عرضه می­شود در حالی که آب خود منطقه بهتر از آب معدنی است.

- خیلیها فارسی را درست صحبت نمی­توانند ولی واژگان خارجی را به وفور بکار می­گیرند.

- در برخی سرکها و یا جاده­ها بعضی سوار بر الاغ و بعضی دیگر سوار بر پلانکوج یا کورولای ژاپنی.

2.      روی آوردن مردم از زندگی کشاورزی به خرید و فروش.

3.      وابسته شدن به اقتصاد خارج از منطقه و از دست دادن استقلال در تأمین معاش.

4.      کمتر شدن تأثیرپذیری از موسسات خارجی.

5.      بیشتر شدن استفاده از تکنولوژی و صنایع مدرن، مانند تریشل، آسیابهای برقی، بلدوزر، موتور، ماشین و...

ب. اقتصادی

1.      وابستگی اقتصاد مردم شیعه به کارگران ایرانی­شان.

2.      با صرفه بودن تجارت و کارهای بازاری و مؤسسه­ای نسبت به عایدات زمین.

3.      زیاد بودن آب و شدن همه میوه­ها بجز زردآلو در مناطق گرمسیری.

4.      رسیدن تاوه نوری برای اکثریت مردم و برقدار شدن مناطق.

5.      استفاده اکثر مردم از مبایل.

6.      استفاده اکثریت مردم از موتورسیکلت.

7.      کشیده شدن سرک (جاده) در تمامی مناطق توسط مردم و یا ولسوالی و یا موسسات.

8.      تعمیر سرک کابل شهرستان در وسعت کوتل قوناق تا نزدیک زردسنگ.

9.      تجدید ساختمانها توسط مردم. کمتر کسی در ساختمانهای قدیم خود زیست می­کند.

ج. سیاسی

1.      خرابی وضع امنیتی در شاهراههای کشور.

2.      اختیار نداشتن مردم در برابر نیروهای آمریکایی.

3.      قطع شدن آنتنهای مبایل در نزدیکی تانکاهای آمریکایی. خرید چراغهای گیس مردم توسط دلالان برای نیروهای آمریکایی برای از کار انداختن آنتن مبایلها.

4.      به سلامت بودن نیروهای دولتی و طالب و از بین رفتن مردم بیکس. بنظر بنده در نتیجه ناامنیها، به طالب و نیروهای دولتی زیان آن چنانی وارد نمی شود بلکه خسارت واقعی متوجه مردم بیطرف است؛ زیرا طالب زورش به نیروهای مجهز دولت نمی رسد و یا نمی خواهند به آنان صدمه جدی بزنند؛ ولی مردم بیدفاع را که کوچکترین نشانه دولتی داشته باشند در دم می کشند.

5.      نکشتن نیروهای دولتی و نیروهای طالب همدیگر را در مواقع جنگ. مثلا در قیاق غزنی جنگی شدیدی در گرفت که از ساعت 7 صبح شروع شد و تا ساعت 5 بعد از ظهر ادامه داشت و نیروهای دولتی در دشت در تیررس نیروهای طالب قرار داشت که اگر بقصد کشتن شلیک کنند کسی زنده نمی­ماند اما تلفاتش در حد دو یا سه نفر بیشتر نبود.

6.      باور کردن مردم دولت را در مناطق شیعه نشین.

7.      کارت هویت برای رأی دهی نه تذکره با مخالفت کرزی. فغکر می­کنم این یک طرح از روی خیانت است که برای ملت افغانستان، تذکره (شناسنامه) داده نمی­شود و بجایش مانند مهاجران کارت هویت می­دهند که هزینه هنگفتی را برای تهیه کارت هویت یا انتخابات و تهیه سراخ کن آن پرداخت شد که دولت چین آن را بصورتی بسازد که سه گوشه سراخ کند؛ ولی این سراخ کنها خراب بود و تمامی هزینه­ها به باد رفت. اگر این هزینه­ها روی هم می­شد برای کل مردم افغانستان شناسنامه می­شد و آن هم با طرح خیلی جالب و پیشرفته.

8.      کم شدن حساسیت طالب نسبت به مردم شیعه.