تاريخ هجري شمسي

.  ................لینکها    ...............

.....................................................

 

 

 

مجمع اسلامی دین پژوهان افغانستان، حضور شما را گرامی میدارد

فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنيفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتي‏ فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها

برگشت به صفحه نخست سایت      برگشت به صفحه نخست مجله

 

اخبار و گزارشها »

 

یادبود علامه شهید بلخی در قم

تهیه گزارش: سید محمد علی عادلی

روز جمعه مورخ 1/4/1387 مراسمی به مناسبت گرامیداشت چهلمین سالگرد شهادت علامه شهید سید اسماعیل بلخی در مسجد اهل البیت شهر مقدس قم برگزار شد. در این مراسم که از طرف بیت آیت الله عالم(ره) برگزار شده بود حجج اسلام محمد محقق بلخی ، حسینی بلخابی، نوه علامه بلخی(دختر خدیجه بلخی) و خانم صدیقه بلخی فرزند شهید علامه بلخی صحبت کردند. آقای واعظی یکتن از طلاب نیز به خواندن اشعاری از علامه شهید بلخی پرداخت.

 یکی از نکات اصلی که مورد توجه سخنرانان در این مراسم قرار داشت اندیشه های توحیدی علامه بلخی بود.

محمد محقق گفت: بعد از سید جمال، علامه بلخی بیشترین تلاش را در جهت تقریب مذاهب اسلامی انجام داد و خود را در راستای تحقق وحدت اسلامی فدا کرد. محقق بلخی تصریح کرد که علامه شهید به خاطر رفع تمایز سید و هزاره، گاه عمامه سیاه و گاه عمامه سفید بر سر می بست تا اختلافاتی که از سوی برخی افراد مغرض در جامعه  تحت عنوان «سید و هزاره» در میان شیعیان دامن زده می شد و باعث تفرقه میان جامعه شیعه در افغانستان بود از میان برود.

خانم صدیقه بلخی که آخرین سخنران این مراسم بود نیز به تفکر فرا مذهبی و فرا ملی علامه شهید اشاره کرد و بخش های از یک سروده ایشان را قرائت کرد:

عزم من در قالب مذهب نگنجد ای رفیق!   مسلک پاک صراط المستقیم آئین من

در پاسخ سؤال کسی که از وی می پرسد اهل کجا هستی بلخی چنین می گوید:

ای شاه پرستان! ز من این کیش نخواهد        هر راهزن و دزد و دغل می نشناسم

بیزار ز هر شرکم و مست از می وحدت         غیر از صمد عز و جل می نشناسم

پرسید ز من دوش رفیقی ز کجایی؟             گفتم بشرم لیک ملل می نشناسم

گفتا که تو از قله بلخابی و گفتم                  با قله توحید قلل می نشناسم[1]

صدیقه بلخی به گلایه گفت : «پدرم بعد از چهل سال از شهادتش هنوز در زندان است»؛ زیرا اندیشه های او هنوز درک نشده و به آنها آنگونه  که باید توجه نشده است و به توصیه های او نیز عمل نمی شود.

صدیقه بلخی در آخر گزارشی از بازسازی آرامگاه شهید بلخی در کابل ارائه داد و تصاویری از چگونگی و روند تعمیر مرقد آن شهید را به حاضران نمایش داد. مراسم با دعای وی پایان یافت.

علامه شهید سید اسماعیل بلخی قهرمان ملی افغانستان

وجود شخصیت‌های بزرگ فکری، نشان‌دهنده غنای فرهنگی یک سرزمین و یک ملت است. ملت‌های متمدن و شایسته از فرزانگان و مفاخر خویش تکریم و تجلیل می‌کنند. بزرگداشت شخصیت‌های یک ملت، از سویی ادای دین در برابر زحمات آنان و پاسداری از ارزش‌های ملی و انسانی است و از طرف دیگر ترویج و نهادینه کردن آن ارزش‌هاو باورها برای نسل آینده آن سرزمین محسوب می شود.

مردم افغانستان نیز در طول تاریخ خویش شاهد ظهور چهره‌های برجسته و پر افتخار بوده اند که شهرت و محبوبیت آنان از مرزهای افغانستان فراتر رفته و آنان را به چهره‌های منطقه‌ای وجهانی مبدل ساخته است. بدون شک علامه شهید سید اسماعیل بلخی یکی از اینگونه شخصیت هاست. او کسی‌است که عمر پر برکت خویش را در راه تأمین عدالت اجتماعی و تحقق و تأمین حقوق انسانی انسان‌ها به سر برد و در راستای اندیشه‌های والای انسانی از جان خویش نیز مایه گذاشت.

علامه شهید سید اسماعیل بلخی به عنوان بنیان‌گذار نهضت اسلامی از شخصیت‌ها و چهره‌های شناخته‏شده افغان‌ستان است و به خاطر اهداف بلند و سترگ خویش مرزهای مذهبی، نژادی و قومی را شکسته و به یک چهره ملی و محبوب مبدل شده است. وی هیچ گاه  در قالب های تنگ مذهبی، قومی و نژادی فکر نکرد و همواره برای تحقق عدالت اجتماعی، توسعه متوازن برای تمام مردم و بدون در نظر گرفتن هر گونه گرایشی، تلاش کرد. تأمین استقلال واقعی افغانستان، فقرزدایی، وحدت ملی و تجهیز مردم به سلاح علم و اندیشه، از جمله اهداف و اولویت‌های فکری و کاری ایشان بود. بلخی حکّام مستبد در کشورهای اسلامی را «کهنه شاگردان استعمار» می دانست و سعی داشت با اشعار و سخنرانی های آتشین خود به معرفی چهره واقعی آنان بپردازد. بلخی یکی از عوامل تفرقه و نفاق در کشورهای اسلامی را نیز وجود نظام های استبدادی در این کشورها می دانست و برای رفع آن مردم را به قیام علیه استبداد و استعمار فرا می خواند. ایشان علمای درباری را نیز از همدستان استعمار و استبداد می دانست و سعی داشت چهره واقعی آنان را نیز برای مردم و بخصوص نسل جوان بشناساند. در یکی از اشعارش می سراید:

دیری است مستبد را با شیخ اتحادی است        یارب میان دزدان این اتّحاد تا کی؟

 بلخی در یکی از اشعارش خطاب به حکّام مستبد در کشورهای اسلامی، آنان را از جمله دست پروردگان استعمار دانسته و چنین می سراید:

مستبد ای کهنه شاگرد فرنگ !            باخبرباشی که ملت شد زرنگ...

گرمسلمانی به قرآنت قسم                 گرهنود استی تو دانی و گرنگ

یا زملت باش، یا زین خانه رو                نیست دنیا بر تو و مثل تو تنگ

آنچه داری نسل هایت را بس است        هرچه می خواهد خورَد تریاک و بنگ

غرقه در موجیم، ای پرودگار!                نیست جز دامان توحیدت به چنگ

ای خدا! رحمی که ما درمانده ایم          وارهان از خوف تمساح و نهنگ

جای «بلخی» محبس مخصوص شد       گاه درتوقیف، گاهی دهمزنگ[2]       

علامه بزرگ سید اسماعیل بلخی ، انسانی و اسلامی می‌اندیشید و برای تحقق آزادی تمام انسان‌ها از قید و بند استبداد و استعمار، نبرد بی‌امان فکری و عملی را به راه انداخت و سرانجام برای تحقق آزادی و حریت انسانها جان عزیز خویش را نیزایثارکرد. بدون شک بلخی از مفاخر بزرگ و ملی افغانسنان ‌ها به شمار می رود و برای همیشه به عنوان یکی ازقهرمانان ملی این کشور مطرح خواهد بود.

اما جای تأسف است که این شخصیت بزرگ و متفکر آزاد اندیش تا کنون آنگونه که شایسته شخصیت و افکار و اندیشه های بلند اوست ، تجلیل نشده و اندیشه های والای او به نسل جدید معرفی نشده است. در این مراسم نیز جا داشت که اندیشمندان بزرگ کشور دعوت می شدند تا به معرفی شخصیت و اندیشه های بلخی بزرگ می پرداختند؛ زیرا افکار عمیق بلخی نیازمند معرفان بزرگ و ژرف اندیش است، اما این خلأ در این مراسم نیز به شدت احساس می شد. امید است در سالهای بعد تجلیلی در خور شأن و منزلت علامه بلخی از سوی اندیشمندان کشور برگزار شود و شخصیت و افکار بلخی آنگونه که خود او می اندیشید و در صدد ترویج آن به توده های مسلمان بود به نسل جوان معرفی شود.به امید آن روز.

 

پی وشتها


[1] بلخی، دیوان اشعار،ص366. غزل شماره 145.

[2] - دیوان اشعار، ص162، غزل شماره 11.