افغانستان
ضرورتها و بايستههاي
تقريب مذاهب اسلامي
مدیری مسئول (سید محمد عالمی)
«وَ أَطِيعُواْ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ لَا
تَنَازَعُواْ فَتَفْشَلُواْ وَ تَذْهَبَ رِيحُكمُْ وَ
اصْبرُِواْ إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابرِِينَ؛
و از خدا و پيامبرش اطاعت كنيد و با هم نزاع مكنيد كه
سُست شويد و مهابت شما از بين برود، و صبر كنيد كه خدا
با شكيبايان است.» برادر مسلمان! اين پيام الهي است که
جز حق و حقيقت در آن نيست. امروز نگاه اندکي به وضعيت
دنياي اسلام براي هر مسلماني روشن ميکند که ديگر نه
مهابتي براي مسلمانان مانده است و نه عزت و شوکتي. سبب
چيست؟ آيا جز اين است که مسلمانان در نافرماني خدا و
رسولش به سر ميبرند و دستورهاي خدا و پيامبرش را
فراموش کردهاند. فرمانهايي که مسلمانان را به اتحاد
و يکپارچگي دعوت ميکند: «وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ
اللَّهِ جَميعاً وَ لا تَفَرَّقُوا وَ اذْكُرُوا
نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ كُنْتُمْ أَعْداءً
فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُمْ
بِنِعْمَتِهِ إِخْواناً...؛[2]
و همگى به ريسمان خدا چنگ زنيد و پراكنده نشويد و نعمت
خدا را بر خود ياد كنيد: آن گاه كه دشمنان [يكديگر]
بوديد، پس ميان دلهاى شما الفت انداخت، تا به لطف او
برادران هم شديد.» ولي مسلمانان به جاي اعتصام به
ريسمان اتحاد و وحدت اسلامي به ريسمان تفرقه و اختلاف
چنگ زدند و نتيجه آن تحقير سياسي، نظامي، علمي و...
براي مسلمانان است. فرمان خدا اين بود: «محَُّمَّدٌ
رَّسُولُ اللَّهِ وَ الَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ
عَلىَ الْكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَيْنهَُمْ ...؛
محمّد (ص) پيامبر خداست و كسانى كه با
اويند، بر كافران، سختگير [و] با همديگر مهربانند.»
اما برخي مسلمانان و کشورهاي اسلامي بر برادران
مسلمانشان سختگير و با کافران و دشمنان اسلام مهربان
هستند.
برادر! اين دستورهاي
فراموش شده خدا و رسولش هستند. و سزاي اين نافرماني هم
امروز براي هر مسلماني روشن است. فقر، جنگ،
عقبماندگي علمي، اشغال کشورهاي اسلامي به دست
بيگانگان، مشکلات فرهنگي و اخلاقي و... امروزه بيش از
هرجاي جهان در قلمرو کشورهاي اسلامي حاکم است. وضعيت
افغانستان، فلسطين، عراق، کشمير، چچن، لبنان، سودان،
و... نمونههايي از زخمهاي کهنه و درد آور دنياي
اسلام اند.
برادر! تنها راه
برونرفت از اين وضعيت اسفناک که قلب هر مسلمان با
غيرتي را به درد ميآورد، بازگشت به اطاعت از
فرمانهاي خدا و پيامبرش است تا در ساية آن مسلمانان
بتوانند جايگاه شايسته خويش را در جهان بازيابند.
برادر مسلمان! اسلام دين زندگي است نه دين تعصب و نزاع
و کشمکش! بياييد با وحدت و اتحاد و پذيرش همديگر چهره
واقعي اسلام را که دين تسليم در برابر حقيقت است به
نمايش بگذاريم.
برادر مسلمان! تقريب
مذاهب اسلامي حرکتي است علمي و فرهنگي، اين حرکت آرمان
بلندي را در سر دارد و آن ايجاد الفت و پيوند بين امت
اسلامي در سراسر جهان است. طلايهداران اين حرکت مقدس،
عالمان برجسته مذاهب اسلامي و روشنفکران درد آشنايي
اين امت بزرگ اند. تقريب مذاهب اسلامي يک گزينه نيست؛
بلکه يک وظيفه است و بر هر مسلماني لازم است در حد
توان و در محدوده تأثير گذاري خود به اين مهم بپردازد.
روشنگري در اين زمينه وظيفه راهبردي عالمان ديني،
روشنفکران، فرهنگيان و... در کشورهايي اسلامي است، با
توجه به وضعيتهاي مختلف ديني و فرهنگي جوامع اسلامي
لازم است به اين مهم پرداخته شود. آنچه در پيش ميآيد
اشارهاي به ضرورتها و بايستههاي تقريب در جامعه
مسلمان افغانستان است.
1. ضرورتها
ضرورت تقريب در جامعه
امروز افغانستان جاي انکار ندارد. تقريب مذاهب اسلامي
ازمنظرهاي مختلف ديني، سياسي و فرهنگي يک ضرورت اجتناب
ناپذير است.
افغانستان جديد براي
اينکه به ثبات و آرامش پايدار سياسي برسد، نيازمند
پشت سرگذاشتن التهابات و تنشهاي موجود و بالقوه در
اين کشور است. يکي از مهمترين چالشهاي پيش روي اين
نظام سياسي نوپا که بر اساس اراده ملت شکل گرفته است
وجود تنشهاي مذهبي و ديني است، تقريب مذاهب اسلامي
براي ريشه کن کردن و يا کم رنگ کردن چنين اختلافهاي
تنها راه ممکن و تأثير گذار است.
از منظر فرهنگي هم
جامعه افغانستان نيازمند توسعه انساني در ابعاد مختلف
است؛ زيرا افغانستان در اثر سالها جنگ و درگيري
گرفتار عقبماندگي در همه عرصههاي علمي، فرهنگي و
اقتصادي شده است که راه برونرفت از آن، حرکت پرشتاب
براي جبران اين عقبماندگيها است. لازمه ضروري اين
حرکت، وجود نيروي انساني فعال و کارآمد است. از سوي
ديگر اين توسعه انساني و انکشاف فرهنگي نيازمند فضاي
مناسب فرهنگي و روابط جامعه بر اساس اخلاق ديني و
ارزشهاي انساني است و کشمکشهاي فرقهاي و متعصبانه
مانع اساسي براي اين حرکت به حساب ميآيند.
ضرورت ديني تقريب براي کسي که اندک آشنايي با قرآن و
کلام رسول خدا و پيشوايان ديني داشته باشد قابل انکار
نيست که نمونهاي از آن در بالا بيان شد. ييامبر
اسلام همه امت اسلامي را برادر همديگر اعلام نموده
است.
امت اسلامي هم اختصاص به هيچ فرقه و مذهب خاصي ندارد؛
بلکه همه اين امت بزرگ با اختلافات اعتقادي وفقهي که
باهم دارند تشکيل دهنده اين امت واحده به شمار
ميآيند.
بنابراين براي عمل به دستور الهي و پاسخ به نداي
پيامبرش که از اعماق قرون اين امت را به اتحاد و
يگانگي فرا ميخواند ضروري است، جامعه مسلمان
افغانستان به عنوان بخشي از مخاطبان اين پيام الهي، با
تمام وجود به آن لبيگ گفته و سرمشق عملي براي همه امت
اسلامي در جغرافياي بزرگ جهان اسلام (افريقا، آسيا،
اروپا، و...) باشد.
2. بايستهها
تحقق تقريب و عملي شدن
آن نيازمند وجود بستري مناسب و رعايت اموري از سوي
مذاهب مختلف اسلامي و نيز وجود يک راهکاري عملي براي
رسيدن به نقطه آرماني است. از اين امور به عنوان
«بايستنيهاي تقريب» نام ميبريم. آنچه در پي ميآيد
اشارهاي فهرستوار به برخي از بايستنيهاي تقريب
مذاهب اسلامي است:
الف) ما انسانيم و در
برخورد و رفتار با ديگران نبايد اقتضائات انسانيت را
کنار بگذاريم. بايد با ديگران به عنوان انسانهاي که
بندههاي خداوندند و از حقوق انساني اخلاقي برخور
دارند، با ديد و رأفت انساني و اسلامي رفتار کنيم.
بايد دانست رفتاري که در آن ارزشهاي اخلاقي و انساني
رعايت نميشود، رفتاري ديني هم نيست؛ زيرا اسلام آمده
است که اخلاق و ارزشها را کامل نمايد؛ در نتيجه
رفتارهاي تعصب آميز و کورکورانه رفتار اسلامي نيست.
همچنين بايد توجه که ما در مرحله اول مسلمانيم پس از
آن پيرو فرقههاي مختلف. بنابراين مسلمانان بايد در
تعاملاتشان توجه به آرمانهاي اسلامي و حفظ اسلام را
مقدم بر هر مسالهاي بدانند.
ب) پيروان مذاهب اسلامي بايد روح اعتدال و تحمل را در
خود ايجاد کنند و اين آمادگي را داشته باشند که به
حرفهاي ديگران که با عقايد و نگرش او در تضاد است با
روح حق طلبي گوش دهند تا مصداق حقيقي اين کلام الهي
باشند: «الَّذينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ
فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولئِكَ الَّذينَ هَداهُمُ
اللَّهُ وَ أُولئِكَ هُمْ أُولُوا الْأَلْبابِ؛
آن کساني که به سخن گوش فرا مىدهند و بهترين آن را
پيروى مىكنند اينانند كه خدايشان راه نموده و اينانند
همان خردمندان».
ج) به شايعات و
تهمتهاي که در رابطه با مذاهب ديگر وجود دارد اعتماد
نکنند و بر اساس شنيدهها داوري نکنند؛ بلکه خود به
تحقيق بپردازند و يا از عالمان آن مذهب معتقدات آن را
بگيرند؛ زيرا يکي از عوامل اختلاف آفرين در ميان امت
اسلامي شايعاتي است که پيرامون برخي مذاهب اسلامي از
سوي دشمنان آنها اشاعه شده است و غباري از نفرت را در
باره آنها در ميان پيروان ديگر مذاهب اسلامي قرار
داده است؛ در حالي که روح معتقدان آن مذهب از آن امر
بي خبر است و چنين چيزي اصلا در ميان آنها وجود
ندارد. توجه به اين مطلب که يکي از شگردهاي دشمنان
براي تفرقه اندازي، ترويج شايعات در پيرامون مذاهب
اسلامي است، اهميت اين مسأله را دو چندان ميکند.
د) ايجاد مراکز علمي
مشترک شيعه و سني که در آن علوم اسلامي بر اساس منابع
هر دو فرقه تدريس شود و کرسيهاي تحقيقي و نظريه
پردازيهاي مشترک ايجاد شود تا زمينه داد و ستد علمي
بين انديشمندان مذاهب اسلامي فراهم گردد، پيامد طبيعي
اين امر از بين رفتن غبار بي اعتمادي و دشمني است.
ه) تأکيد بر مشترکات
ديني و اعتقادي و فقهي و گسترش آنها.
و) احترام به مذاهب
ديگر در موارد اختلافي و معتبر دانستن اجتهاد آنها در
آن مورد و در عين حال باز گذاشتن فضاي بحث عالمانه و
نقادانه در راستاي رسيدن به يک موضع مشترک به دور از
اهانت و هياهو.
ز) جمعآوري احاديثي
که به لحاظ محتوا مشترکند از منابع فريقين، و معرفي
کردن آنها به عنوان منابع تحقيقي براي پژوهشگران
مخصوصا در مسايلي مربوط به قانونگذاري.
ح) حضور فعال عالمان
شيعه و سني به صورت هماهنگ در مجامع قانونگذاري
افغانستان و همچنين علماي ديگر کشورهاي اسلامي در
مجامع حقوقي کشورهاي اسلامي و مجامع قانونگذاري بين
المللي و ارائه روية واحد حقوقي از اسلام. و... .
خواننده عزيز! آنچه
پيش روي شماست دومين دفتري است که شماري از فرهيختگان
دغدغهمند تقريب مذاهب اسلامي خدمت شما تقديم ميکند.
نويسندگان اميدوارند که توانسته باشند با طرح اين
مباحث راه را براي تقريب مذاهب اسلامي در افغانستان
گشوده باشند و در اين راه از تمام عالمان ديني،
روشنفکران، سياستمداران و... استمداد ميطلبند. به
اميدي روزي که مردم مسلمان افغانستان با نهادينه کردن
تقريب مذاهب در کشور خويش، پرچمدار تقريب در عرصه بين
الملل اسلامي باشند. مطالبي که در اين شماره به محضر
خوانندگان گراميتقديم ميشوند در دو بخش تهيه شده
اند: نخست به کليات و مباني تقريب مذاهب اسلامي
پرداخته شده است. در اين بخش نويسندگان محترم مطالبي
ارزشمندي را در زمينههاي تاريخ تقريب، چيستي و آثار
اسلام، همزيستي پيروان مذاهب اسلامي، موانع فکري
فرهنگي و سياسي تقريب سامان دادهاند؛ در بخش ديگر
تقريب در سيره پيشوايان اسلام و مذاهب اسلامي و نيز
تقريب در سيره عالمان اسلامي مطرح شده است به اين اميد
که امت مسلمان افغانستان با الگوگيري از اين پيشوايان،
تقريب مذاهب اسلامي را به عنوان وظيفهي ديني بدانند.
و در آغاز دفتر هم از ديدگاههاي تقريبي مرجع عالي
قدر، حضرت آية الله العظمي محقق کابلي (دامت برکاته)
در باره اصول اساسي تقريب بهره برديم. دستاندرکاران
نشريه انديشه ديني، اميدوارند مطالبي فراهم آمده درخور
ذايقه خوانندگان فهيم و فرهيخته اين نشريه علمي و ديني
باشد. با تمام وجود چشم انتظار راهنماييهاي تان
نشستهايم!
پی نوشتها
[5].
«إِنَّ هَذِهِ أُمَّتُكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً
وَأَنَا رَبُّكُمْ فَاعْبُدُونِ؛ اين است امت
شما كه امتى يگانه است، و منم پروردگار شما،
پس مرا بپرستيد»؛ أنبياء(21)، 92.