پيش نويس منشور وحدت اسلامي
مجمع جهاني تقريب مذاهب اسلامي
اشاره
بيست و یکمین اجلاس بین المللی مجمع
جهانی تقریب مذاهب اسلامی در فاصله 15 - 17 ثور
(اردیبهشت) سال 1387 مطابق با 27 - 29 ربیع الثانی سال
1429 برابر با 4 - 6 می 2008م در تهران با حضور علما،
اندیشمندان و فرهیختگان جهان اسلام بر گزار گردید، در
این کنفرانس پیش نویس پیشنهادی منشور وحدت اسلامی مورد
بررسی و تصویب نخبگان جوامع اسلامی قرار گرفت، قابل
یاد آوری است متن مذکور از سال 1386 در بیستمین
کنفرانس بین المللی وحدت اسلامی در دستور کار مجمع
تقریب مذاهب اسلامی قرار گرفت و پس از یکسال بحث و
بررسی کارشناسان و صاحب نظران به بیست و یکمین کنفرانس
مجمع تقریب مذاهب اسلامی ارائه و به عنوان «پیش نویس
منشور وحدت»
مورد تصویب قرار گرفت. به خاطر اهمیت آن، پیش نویس
مذکور به اطلاع خوانندگان میرسد:
بسم الله الرحمن الرحيم
الحمد لله رب العالمين و الصلاة و
السلام علي سيد البشرية و مقتداها محمد النبي الامين و
آله الطاهرين و صحبه الميامين و من تبعهم باحسان الي
يوم الدين.
و بعد؛ بر پايه ايمان به اين كه اسلام،
امانتي بر گردن مسلمانان است و دفاع از حريم و مقدسات
آن بر همه واجب است و با ملاحظه تأكيد اسلام بر
پايبندي به همه اموري كه به وحدت اسلامي ميانجامد و
روابط برادرانه را بين آحاد امت برقرار ميسازد و منطق
عقلايي و زبان گفتوگو را ترويج مينمايد و همكاري،
همبستگي، همدلي و مصالح عاليه اسلام را تحقق ميبخشد و
نظر به ابعاد تهاجم گسترده و ناجوانمردانه دشمنان
اسلام، استكبار جهاني و صهيونيسم بر فرهنگ، ارزشها،
منافع و استقلال امت اسلامي و ضرورت بسيج همه نيروهاي
مادي و معنوي در برابر اين تجاوزات و دشمنيها:
ما دانشمندان و متفكران امضا كننده اين
منشور، پس از آگاهي از گامهاي ارزشمندي كه علماي
مسلمان در گذشته، در مكه مكرمه، امان، قاهره و...
برداشتهاند، بر ايمان و پايبندي عميق خود به مباني،
اصول و شيوههاي زير تأكيد ورزيده، ديگران را به
التزام به آن دعوت ميكنيم:
مباني
يكم:
اسلام، دين خاتم و تنها راه اعتلاي انسانيت و امانتي
بر گردن مسلمانان است. بر مسلمانان است كه آن را در
همه عرصههاي زندگي، پياده كرده و از حريم و مقدساتش
دفاع كنند و مصالح عاليه آن را بر تمامي مصلحتها،
مقدم بدارند.
دوم:
قرآن مجيد و سنت شريف نبوي(ص)، دو منبع اساسي
قانونگذاري اسلام و ساير تعاليم آن هستند و همه مذاهب
اسلامي، بر حجيت و حقانيت اين دو منبع، اتفاق نظر
دارند و اعتبار ساير منابع را برگرفته و مستند به اين
دو ميدانند.
سوم:
ايمان به اصول و اركان زير، ملاك صفت مسلماني افراد
است:
الف: ايمان به يگانگي خداوند متعال
(توحيد).
ب: ايمان به نبوت و خاتميت رسول اكرم
حضرت محمد(ص) و اين كه سنت آن حضرت، يكي از دو منبع
اساسي دين است.
ج: ايمان به قرآن كريم، مفاهيم و احكام
آن به عنوان منبع اول دين اسلام.
د: ايمان به معاد.
هـ: عدم انكار مسلمات مورد اتفاق دين و
تسلیم به اركان اسلام مثل: نماز، زكات، روزه، حج، جهاد
و...
چهارم:
مشروعيت اجتهاد و آزادي بحث و بررسي؛ اسلام راستين با
به رسميت شناختن اصل اجتهاد در چار چوب منابع اسلامي،
اختلافات فكري را پذيرفته است، لذا بر مسلمانان است كه
تنوع اجتهادها را امري طبيعي دانسته و به رأي ديگران
احترام بگذارند.
پنجم:
وحدت امت اسلامي و پاسداري از مصالح و منافع عمومي
مسلمانان، اصلي داراي اهميت بسيار است و برادري
اسلامي، پايهاي كلي براي نوع همكاري، تعامل و همبستگي
بين مسلمانان به شمار ميرود.
چشم اندازها
ششم:
امور زير بر علما و انديشمندان واجب است:
1. تلاش براي نزديك ساختن وضعيت جامعه
امروزي اسلامي به شرايط و وضعيت عصر اول رسالت، از جهت
برادري ديني، همكاري در نيكوكاري و تقوا و ايستادگي در
صف واحد در برابر چالشها، توصيه به حق و صبر و دوري
از تفرقه و كشمكش و هر چه باعث سستي و ضعف مسلمانان
شود.
2. الگو قرار دادن رفتار ائمه مذاهب
اسلامي با يكديگر و گسترش آن در ميان پيروان امروز
آنان.
3. گسترش همبستگي موجود ميان برخي از
مذاهب اسلامي به تمامي مسلمانان و مذاهب، تا همه آنها
اختلافات فكري بين خود را پذيرفته و نتيجه اجتهاد
قانونمند بدانند.
هفتم:
بر علما و انديشمندان است كه حركت بيداري اسلامي را
تقويت كرده، تعميق بخشيده، هدايت نمايند و به منظور
آشنايي مسلمانان با يكديگر بر نزديكي بين پيروان
مذاهب، تحقق تألف ديني و اخوت اسلامي بر پايه اصول
ثابت و مشترك اسلامي تاكيد بورزند.
زمينههاي تقريب
هشتم:
تقريب مذاهب اسلامي همه عرصههاي زندگي پيروان مذاهب
را در بر ميگيرد و شامل عقايد، فقه، اخلاق، فرهنگ و
تاريخ ميشود.
برنامههاي عمومي
نهم:
علاوه بر آنچه گذشت، برنامه ريزيهاي زير هم براي تحقق
نزديكي و وحدت لازم است:
1. ضرورت همكاري كامل در مواردي كه
مسلمانان بر آن اتفاق نظر دارند.
2. بسيج همه نيروهاي مادي و معنوي در
راه اعتلاي كلمة الله و اجراي اسلام به عنوان
استوارترين راه سعادت سبز.
3. ضرورت موضعگيري هماهنگ و واحد در
برابر دشمنان اسلام، خصوصا در مسائلي كه مورد اهتمام
همه امت اسلامي است، مثل مسأله افغانستان، عراق و ...
.
4. خودداري مسلمانان از تكفير و تفسيق
يكديگر و نسبت بدعت به هم دادن؛ ما به عنوان مسلماناني
كه به مشروعيت اجتهاد در چارچوب منابع اسلامي باور
داريم، بايد لوازم و تبعات اين اصل را نيز بپذيريم، هر
چند، نظر اجتهادي ديگران، به باور ما خطا باشد، لذا
بايد داوري خود درباره اختلافات را از سطح ايمان و
كفر، به سطح درست و نادرست، تغيير دهيم. همچنان كه
تكفير ديگران به خاطر لوازم گفته يا راي آنان به گمان
ما به انكار اصول دين منجر ميشود؛ ولي آنان خود اين
لوازم را قبول ندارند، جايز نيست.
5. بر خورد محترمانه با اختلافات، به
عنوان نتيجه پذيرش تعدد اجتهاد در اسلام.
6. بي حرمتي نكردن به مقدسات ديگران؛
وقتي اسلام نوعي شكيبايي ديني را در مناسبات خود با
ساير اديان توصيه ميكند و از مسلمانان ميخواهد كه به
مقدسات فكري و اعتقادي باطل ديگران، بي حرمتي ننمايند،
به طريقي اولي در مناسبات بين مسلمانان، اصل اجتناب از
بي حرمتي، به مقدسات پيروان مذاهب اسلامي و احترام به
اهل بيت پاك رسول الله(ص) و اصحاب راست كردارش را مورد
تاييد قرار ميدهد.
7. سازمانها
و حكومتها نبايد با سوء استفاده از ضعف و نياز
افراد، مذهبي خاص را بر آنان تحميل كنند؛ بلكه بايد با
به رسميت شناختن مذاهب اسلامي معتبر، بر اساس اصول ياد
شده، پيروان آنها را از تمامي حقوق شهروندي برخوردار
سازند.
8. آزادي عمل به احكام شخصي؛ در مسايل
مربوط به احوال شخصيه، پيروان مذهب اسلامي تابع مقررات
مذهب متبوع خود هستند، اما در امور مربوط به نظم
عمومي، قوانين جاري كشور متبوع آنان، حاكم خواهد بود.
9. قرآن كريم مسلمانان را به اصل
گفتوگوي منطقي با ديگران به دور از هياهو و ايجاد رعب
و به هدف دستيابي به حقيقت، دعوت كرده است. بنابر اين
بر مسلمانان به طريقي اولي واجب است اختلافات خود را
از طريق گفتوگوي مسالمت آميز و رعايت آداب منطقي و
اخلاقي آن حل كرده، گامهاي عملي در اين راه بردارند.
آنان بايد به بعد عملي تقريب و تبلور ارزشهاي آن در
زندگي، اهتمام داشته باشند.
10. ما خواهان بسته شدن راه بحث و
بررسي در جنبههاي تاريخي، عقيدتي و فقهي مورد اختلاف
بين مسلمانان نيستيم، ليكن معتقديم اين پژوهشها بايد
در دايره متخصصان و با تكيه بر روح برادري، بي طرفي و
حقيقت جويي انجام شود؛ لذا شايسته است مراكزي خاص براي
گفتوگو در مسايل عقيدتي، فقهي و تاريخي تأسيس گردد.
11. آموزش فقه وحدت اسلامي، آداب
اختلاف، مناظره هدفمند و فقه، كلام و تفسير موضوعي و
تطبيقي در فضايي از احترام متقابل و عدم خرده گيري
نسبت به آراي يكديگر، در حوزهها و مراكز علمي.
12. احياي مكتبهاي تربيتي پايبند به
كتاب و سنت به عنوان وسيلهاي براي كاهش گرايشهاي
مادي افراطي و راهي جهت پيشگيري از فريب مسلكهاي
نوظهور و نا آگاه نسبت به اصول اسلامي.
13. اهتمام علماي مذاهب به ترويج شيوه
اعتدال و ميانه روي، با به كارگيري همه ابزارهاي علمي،
ملاقاتها، سمينارها علمي ـ تخصصي، كنفرانسهاي عمومي
با استفاده از مؤسسات تقريبي و با هدف تصحيح نگاه به
مذاهب اعتقادي، فقهي و تربيتي به عنوان شيوههاي
گوناگون اجراي اسلام و اين كه اختلاف بين مذاهب،
اختلاف تنوع و تكامل است، نه اختلاف تضاد و نيز ضرورت
شناخت ويژگيها و امتيازات هر يك از مذاهب و آشنايي با
ادبيات آنها.
14. مقابله با مكاتب و گرايشهاي فكري
افراطي و تندرو، كه با كتاب و سنت، در تعارض قرار
دارند؛ همان طور كه افراط، جايز نيست، تفريط و پذيرش
هر دعوت مشكوكي هم، صحيح نيست. بايد ضوابط ذكر شده در
بندهاي گذشته را به عنوان شرايطي براي استحقاق نام
اسلام بر گروهها و گرايشها، در نظر داشت.
15. تأكيد بر عدم مسؤوليت مذاهب
اعتقادي، فقهي و تربيتي در برابر كارهاي اشتباهي كه
پيروان آنها مرتكب ميشوند مثل: كشتار بيگناهان، هتك
آبرو و حيثيت افراد نابود كردن سرمايهها و... و ضرورت
اتخاذ تصميماتي براي جلوگيري از اعمالي كه شكاف بين
مسلمانان را بيشتر كرده و بدون هيچ گونه مجوز شرعي
نسبت به كفر و گمراهي را به مسلمانان متوجه ميسازد و
نيز تلاش براي حذف همه كارهاي تحريك كننده، و فتنه
انگيزي كه به مثابه گناهي كبيره باعث خشم مسلمانان و
پراكندگي آنان ميشود.
16. صدور فتوا بايد تنها در انحصار
كساني باشد كه در شناخت كتاب خدا و سنت پيامبر اكرم(ص)
و علوم مربوط به آن مثل فقه و اصول، تخصص داشته،
توانايي استنباط احكام شرعي را از منابع آن، دارا
باشند و نيز به موضوعات، اوضاع و احوال مردم و مقتضيات
زمان آگاه باشند.