تاريخ هجري شمسي

             لینکهای مرتبط           

....................................................

  منشور دین پژوهان و ضرورت انتشار

  گفت و گو با استاد ربانی گلپایگانی  

  نگاهی به دین پژوهی

  نظریه های مطرح در باره ماهیت وحی

  شرور و عدل الهی

  فوائد و کارکردهای دین

  بزرگان اندیشه (حمصی)

سراب مسیحیت

گفت و گو با استاد خسروپناه

وحی و تجربه دینی

چیستی شناسی سکولاریسم (1)

پرسش و پاسخ

امکان وحی

راههای خداشناسی در کلام معصومین ع

خاتمیت در اسلام

شخصیت های کلامی (محمد عبده)

میزگرد (کثرت گرایی معرفتی)

کتاب شناسی

میراث فراموش شده

گفت و گو با دکتر قاسم جوادی

بررسی دلایل لزوم بعثت انبیا (ع)

عوامل پیدایش و اعتلای تمدن نبوی

تنگناهای زبان و رسالت رسول اعظم ص

نبوت از منظر ابن سینا و فارابی

شیوه مواجهه پیامبر (ص) با مخالفان

تبیین های فلسفی نبوت

شخصیتهای کلامی (محمد جواد بلاغی)

شیوه برخورد پیامبر (ص) با اهل کتاب

دین نیاکان پیامبر (ص)

معرفی کتاب

حکومت دینی رسول اعظم (ص)

روشهای تربیتی رسول اعظم (ص)

سرآغاز (حکایت انسان)

گفت و گو با دکتر محمد لگنهاوزن

نگاهي به نقش دين در دنياي معاصر

رابطه دين، دنيا و آخرت

نقش دين در برقراري عدالت اجتماعي

توفيق دين در اهداف آن

قلمرو دين در زندگي انسان

چيستي شناسي سکولاريسم (2)

شخصیتهای کلامی (شیخ شلتوت)

معرفی کتاب (انتظار بشر از دین احمدی)

نشست علمی: حدیث صحیفه و قلم

تقریب، ضرورت عصر ما

گفت و گو با آیت ا... محسنی

نظريات و رويکردها در تقريب مذاهب

اصول اساسي تقريب بين ‌مذاهب

آسيب شناسي رفتاري تقريب مذاهب

وحدت امت اسلامی از منظر قرآن کریم

حقانيت و تعدد مذاهب اسلامي(1)

فرياد بيداری (سيد جمال الدين افغانی)

معرفي کتاب

 

 

مجمع اسلامی دین پژوهان افغانستان، حضور شما را گرامی میدارد

فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنيفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتي‏ فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها

برگشت به صفحه نخست سایت      برگشت به صفحه نخست مجله

 

مطالب اندیشه دینی »

 

راهکارهای تقریب بین مذاهب اسلامی

سید محمد علی احسانی

چكيده

اتحاد و انسجام از ابتدا مورد تاكيد پيشوايان اسلامي بوده است اما با توجه به موقعيت حساس كنوني جهان اسلام ضرورت تقريب مذاهب اسلامي كه عامل مهم وحدت جهان اسلام به شمار مي‌رود بيش از پيش احساس مي‌شود،. اين نوشتار راهكار هاي تقريب بين مذاهب اسلامي را بر مي‌شمارد كه از آن طريق مي‌توان به همگرايي رسيد شناخت متقابل مذاهب و تأكيد بر عناصر مشترك نظير اصول دين، كتاب و سنت،‌اهل بيت، و عدم تحريك احساسات،‌ اعتدال مذهبي، پرهيز از افتراها و رفع ابهام ها مي‌تواند كشتي متلاطم جهان اسلام را به ساحل صلح و امنيت رهنمون سازد.

واژگان كليدي: تقريب، مذاهب اسلامي،‌

مقدمه

امت­ها، وقتي از مبدا و مصدر خود فاصله مي­گيرند، به طور طبيعي ­مداهب و نحله­هاي متعددي در آن به وجود مي­آيند. به ويژه اگر مرجعيت علمي، سياسي مشخصي از سوي مبدا يا رهبرنخستين آن تعيين نشده باشد. امت اسلامي نيز بعد از رحلت پيامبراکرم (ص) وکنار گذاشتن جانشينان منصوص آن حضرت به اختلافات فکري، عقيدتي و سياسي کشانده شدند در اين امرعلاوه براستنباط­هاي علمي، اغراض فردي و سياسي نيز دخيل بوده است.

تشديد اختلافات و نزاع هاي مذهبي, انديشمندان اسلامي را وادار کرده است که راه بيرون رفت از اين آفت را بيابند. ازين رو از بدو تولد نحله­هاي مختلف، تئوري­ها و راهکارهاي متعدد ومتفاوتي در تقريب مذاهب ارائه کرده­اند؛ به ويژه در سده اخير گام­هاي عملي نسبتاً خوبي در اين راه برداشته­اند.

چيستي تقريب

مراد از تقريب چيست ؟ در پاسخ به اين پرسش فرضيه­هاي زير را مي­توان مطرح کرد:

1. اتحادمذاهب برمبناي مشترکات و کنارگذاشتن موارد اختلاف؛

2. رجوع به دوران ماقبل مذاهب وچشم بستن بر تمام دستاوردهاي علمي آن­ها؛

3. اتخاذ يک مذهب و کنار گذاشتن مذاهب ديگر يا ادغام آن­ها

4. تکيه و تاکيد بر مشترکات و سکوت در موارد اختلافي.

سه فرضية نخست به علت مشکلاتي که دارند يا عملي نيستند و يا نقايصي را در غناي فرهنگي،فروعات فقهي و حتي اصول اسلامي پديد مي‌آورند، نمي­تواند راهکار تقريب مذاهب اسلامي قرار گيرد.(بيان مشکلات و معايب مذبور, در اين‌جا مورد نظر نيست) نگارنده در اين نوشته مي­کوشد بر مبناي نظريه چهارم،راهکارهاي مذاهب اسلامي را در ذيل عناوين زير مورد بررسي قرار دهد.

1. شناخت مذاهب از راه­هاي درست

1. 1. بررسي منابع

يکي از راه­هاي مهم تقريب بين مذاهب، بررسي منابع و مباني فقه تطبيقي است؛ چون با مراجعه به متون و منابع اصيل و نظريات پيشوايان مذاهب، معلوم مي­شود که در بسياري از موارد اختلاف وسيع و عميقي وجود ندارد. آقاي جناتي در اين مورد مي‌گويد: «من با مراجعه به متون منابع بسياري از مذاهب فعلي و آن­ها که خود پيرو ندارند و منقرض شده‌اند، دريافتم که پژوهش در اين زمينه بسيار کارساز است.»[1]علت بسياري از اختلافات اين است که در شناخت مذهب رقيب، به جاي رجوع به کتاب­ها ومستندات خود آن مذهب، شناخت­شان معطوف به کتاب­ها و مستنداتي است که ديگران در باره آن مکتب و مذهب نوشته­اند و در اين کتاب­ها، اصول و فروع آن مذهب به درستي منعکس نشده است؛ بلکه بالاتر از آن نسبت­هايي به آن مکتب و مذهب داده شده است که گاه پيروان آن مذهب خود از آن نسبت­ها بي­خبر اند. اين مطلب، باعث نگاه­هايي بدبينانه و تکفير آميز در ميان پيروان مذاهب اسلامي شده است. ازين رو نبايد اموري را که پيروان مکتبي قبول ندارند به انحاي مختلف به آن نسبت داد.

آيت الله محسني مي نويسد: «لازم است که ما همه امور دين خود را از راويان ثقه و صادق بگيريم ودر عقايد وفروع خود ‌‌‌تسامح نکنيم که نوعي ظلم به فرهنگ ديني ما است.هرچه را از هرناقلي شنيديم و يا در هر کتابي ديديم به خدا و پيامبر نسبت ندهيم و اساس محکم خودرا به ابتذال نکشانيم.» زيرا احتمال مي­رود راويان غير ثقه هر دو طرف در نقل روايات غلو يا حتي رواياتي را بر عليه همديگر جعل کرده باشند و همچنين ايشان ياد آور مي­شوند که «برادران سني ما سزاوارتر از ما به تجديد نظر درعلم رجال و طرد روايات خلاف عقل و قرآن هستند»[2]

اختلافات شيعه و سني را جريان­هاي افراطي و سياسي بزرگ کرده­اند و گرنه اختلاف امر طبيعي است.به خصوص اگر اختلاف منشأ فکري داشته باشد و ناشي از استنباط­ها باشد نه تنها اشکالي ندارد بلکه مفيد هم هست و موجب تحرک و پيشرفت مي­شود.[3] چنانکه اختلافات علمي و فقهي در ميان مذاهب چهارگانه اهل سنت نيز وجود دارد؛ هرچند که اين اختلافات گاهي در ميان آن­ها نيز به تکفير و تفسيق کشيده شده است.[4]

1. 2 مناظره يا گفتمان علمي

دومين روش تاثيرگذار در شناخت افکار و عقايد مذاهب از همديگر، روش مناظره است.عالمان و انديشمندان فرق و مذاهب اسلامي بايد در گفتمان علمي روشن کنند که چه عقايدي از ما هستند و چه عقايدي از ما نيستند.پس ازپذيرش آن­ها ، بر اثبات آن، دليل اقامه نمايند.

مناظرات وگفت­وگوهاي علمي­ که به قصد آشکار شدن حقيقت انجام مي شوند، وجدان­ها را بيدار ميکند؛ چون انسان­ها به صورت فطري در برابر حقيقت سر فرود مي­آورند. هم چنين اين شيوه گره­ها و سؤالاتي که طرف مقابل گرفتار آن است و نمي­تواند براي آن راه حلي پيدا کند ،مي­گشايد. چنان که شيخ سليم البشري به اين مساله تصريح کرده است: «اگر اجازه دهيد در مطالب غامض و مشکلاتي که مدت­هاست در سينه‌ام خلجان مي­کند غوص کنيم.» [5]  علامه شرف الدين مي­گويد: «همواره آرزو داشتم مخاطبي از اهل سنت بيابم و باب گفت­وگو را باز نموده، اهداف تقريبي خود را در ميان گذارم.» ازين رو ايشان، در اواخر سال 1329 ش، به مصر مي رود و با شيخ سليم شيخ الازهر، اهداف و دردهايش را در ميان مي­گذارد.اين ارتباط ساده سر­آغاز گفتماني مي­شود که محصولش«کتاب المراجعات» علامه شرف الدين است، وي در اين مکاتبات نه تنها عقيدة خود را تحميل نمي­کرد، بلكه داوري را نيز به طرف مقابل واگذار مي­نمود؛ ازين رو اين گفت­وگوها آثار و ثمرات زيادي داشته است.که به چند نمونه آن اشاره مي­گردد:

 

1. روشن کردن عقايد شيعي براي اهل سنت؛

2. کاستن تعصب و کاهش ديوار بي اعتمادي؛

3. شکل گيري تقريب بين مذاهب.

 اين منادي اتحاد اسلامي(علامه شرف الدين)، معتقد بود راه‌حل اختلافات جهان اسلام در فراموش كردن گذشته و يا چشم پوشي از اعتقادات و نظريات علمي نيست؛ زيرا كه سكوت و پرده پوشي نسبت به اين مسائل، ريشه­هاي روحي آن‌ها را از دل و جان مردم بر نمي­كند، بلكه بايد از راه گفت­وگو سوء تفاهمات را بر طرف كرد؛ چون منشأ بسياري از اختلافات شيعه و سني «دروغ­ها و اتهام­ها و تبليغاتي است كه در شرايط زماني خاص مطر ح شده است و قدرت­هاي سياسي گذشته، آن­ها را اشاعه داده­اند.»[6]

2. تأکيد بر نقاط مشترک و عناصر تقريبي

2. 1. وحدت دين واصول آن

 مهم­ترين مسأله در تقريب بين مذاهب، اين است که پيروان تمام مذاهب،دين واحد و اصول مشترک دارند. اختلاف در برداشت­هاي کلامي، فقهي و تفسيري از طبيعت نظري بودن آن­هاست نه از مذهب و چنين اختلافي طبيعي و گريز ناپذير است از اين رو در ميان عالمان پيرو مذهب واحد نيز وجود دارد. بر اين اساس انديشمندان مسلمان هر يک‌ديگري را در مسايل اختلافي معذور بدارند تا باعث صف آرايي در برابر يک‌ديگر نشوند.

  اقبال لاهوري معتقد است که اصل توحيد متضمن وحدت تفکيک ناپذير است و وحدت فکر و عمل مسلمين از همين اصل سر چشمه مي­گيرد. به عقيده وي، فرد با عقيده توحيد و جامعه با عقيدة رسالت زنده مي‌ماند. همة انديشه‌ها، مرام‌ها و ايده‌هاي ما از همين عقيدة رسالت الهام مي­گيرد.

از رسالت همنوا گشتيم ما                       هم نفس هم مدعا گشتيم ما

کثرت هم مدعا وحدت شود               پخته چون وحدت شود ملت شود[7]

 اقبال به جهان اسلام گوش زد مي­کند که بعثت پيامبر گرامي اسلام به عنوان عقيده مشترک مي­تواند محور اتحاد قرار گيرد تا از اين ره‌گذر جهان اسلام به هويت واقعي خود که همان «امة واحدة» است دست يابد.توجه اسلام به مراسم جمعي، چون نماز جماعت، نماز جمعه، حج، تاكيد بر اخوت اسلامي، رعايت حقوق ديگران، رفع حوائج برادران ديني، مواسات مالي، ايثار و... نشان ديگري از اهتمام دين بر همگرايي و وحدت است.

2. 2. محبت اهل بيت

خوشبختانه تمام مذاهب اسلامي و پيروان آن‌ها به اهل بيت پيامبر(ص)، محبت مي­ورزند و نسبت به آنان به ديده احترام مي­نگرند.به گونة که بسياري از اهل سنت در مورد فضايل و محبت آن­ها کتاب­ها نوشته‌اند. و مرجعيت علمي اهل بيت را مي­پذيرند. حديث ثقلين که جايگاه اهل بيت را به خوبي نشان مي­دهد در برخي کتب معتبر اهل سنت نقل شده است.«اني تارك فيكم ثقلين كتاب الله فيه الهدي و النور فخذوا بكتاب الله و استمسكوا به و اهل بيتي و اذكركم الله في اهل بيتي ... »[8]« غالبً نحله­هاي اهل سنت معتقدند که بايد معارف و فيض ربوبي را از طريق ائمه گرفت؛ ولي شيعه مي­گويد که هم معارف و هم احکام را بايد از ائمه کسب کرد. پس در کسب معارف و فيض ربوبي از طريق ائمه اهل بيت با هم اشتراک داريم.»[9]

گذشته از مقام علمي بيت نزد اهل سنت، آنان عمدتاً متاثر از جريان تصوف و پيرو گرايش­هاي مختلف تصوف‌اند و نحله­هاي تصوف هر کدام و براي اهل بيت مقام و منزلت خاصي قايلند که اين امر به وحدت شيعه و سني کمک شاياني مي کند[10].

2. 3.اتفاق بر اعتبار کتاب و سنت

 سومين عنصر، براي تقريب مذاهب اسلامي، اعتقاد بر حجيت کتاب و سنت است که مورد توافق تمام مذاهب اسلامي است که همه در احکام شرعي و حوادث واقعه به آن مراجعه مي­کنند.

بعد ازخداوند و اصل دين که کانون اصلي وحدت به شمار مي­روند، قرآن است. قرآن مهم­ترين منبع و مرجع عقايد، اخلاق،و استنباط‌هاي احکام شرعي بشمار مي­رود؛ چون صدور آن از خداوتد قطعي­ است و همه مسلمانان درحجيت ودليل بودن آن نسبت به احکام عملي و....اتفاق نظر دارند. اگر قرآن ميزان عمل قرار گيرد، بسياري ازاختلافات و مشکلات حل مي­گردد.

سيد جمال الدين که يکي از پيشگامان وحدت و نقريب است، به دنبال اين بود که با پيروي از الگوي صدر اسلام، مسلمانان فارغ از امتيازات و اختلافات نژادي، فرقه‌اي، زباني، و... به اسلام به عنوان يک کل نگاه کنند. برداشت او از اتحاد، حاکميت فرد خاص نبود؛ بلکه او مي­خواست مسلمان­ها با وجود تمايزات جغرافيايي و...تنها قرآن را ميزان عمل قرار دهند و در همه جا قرآن حاکم باشد.[11] سيد مشکلات و عقب ماندگي مسلمان را در دوري  از اسلام و قرآن ميدانست و بر رفع اين نقيصه تاکيد مي ورزيد که مسلمان‌ها قرآن را برنامه زندگي بدانند نه صرفاً کتاب مقدس و بي ارتباط بازندگي[12]

برخي ديگر معتقد است که در ادله ديگر به جز قرآن نيز امکان تقريب وجود دارد.

آقاي جناتي مي­گويد در اعتبار برخي مباني و ادله (قياس، استحسان، عقل و ...) اگر چه اختلاف نظر وجود دارد؛ ولي بررسي­هايي که ما داشتيم دريافتيم که در بيشتر آنها تقريب ممکن است.

3. اعتدال مذهبي وپرهيز از اعمال تحريک آميز

 عنصر ديگري که براي موفقيت تقريب مذاهب اسلامي مهم است، در پيش گرفتن روش اعتدال مذهبي است؛ چون هر مذهب و آييني ممکن است در طول زمان به افراط­ها و تفريط­هايي دچار شود، پيروان مذاهب، خود اصول و فروعي را به مذهب و دين اضافه کنند و يا تفسير سخت‌گيرانة از اصول و فروع دين داشته باشند که براساس آن، کساني را که در چارچوب تفسير مذهبي و ديني آن­ها نگنجند، خارج از دين و دينداري حساب کنند. چنان که در سال­هاي آغازين دين اسلام، دستة به نام «خوارج» به چنين سرنوشتي گرفتار شدند[13]. و امروزه جريان­هاي­طالبان و القاعده به چنين تفسيرهايي روي آورده‌اند. نتيجه بحث­هاي علمي و تاريخي هرچه باشد،نبايد منجر به درگيري عملي،عداوت و خون ريزي ميان مسلمانان شده و موجب تضعيف اسلام گردد که تضعيف اسلام به هرنامي که باشد از محرمات و گام برداشتن در راه شيطان است.بهترين زمينه اتحاد مسلمانان، اجتناب ازتحريک احساسات و احترام گزاردن به عقايد ديگران است؛ هرچند شيعيان به رأي ابوحنيفه و اهل سنت به رأي امام صادق عمل نخواهند کرد. لکن احترام به آن­ها به عنوان پيشوايان عقيدتي مذاهب الزامي است. در علم روانشناسي نيز ثابت شده که تاثير فرد بيشتر از اصل است اختلاف در اصول و عقايد است که منجر به نزاع و خونريزي نمي­شود؛ ولي اختلاف در فروع موجب نزاع و خونريزي مي­گردد.

خداوند در قرآن دستور مي­دهد: «خدايان کفار را سب نکنيد و­فحش ندهيد تا آن­ها نيز خداوند جهان را فحش ندهند».

آيت الله محسني مي­گويد:«من دشنام دادن به خلفاي راشدين را ... براي همه شيعيان حرام اعلام مي­کنم»[14]

4. سكوت و چشم پوشي از بعض مسائل اختلافي

عده‌اي از دانشمندان تقريبي معتقدند سكوت و وارد نشدن در بعض مسائل اختلافي ميان مذاهب اسلامي يا ارائه تفسير خاصي از اين مسايل، مي­تواند زمينه ساز تقريب باشد. دانشمند ديگري، قائل به تفكيك موضوع خلافت سياسي از امامت ديني است ايشان معتقد است، ائمه شيعه(ع) مرجعيت ديني و علمي را همواره داشته‌اند و اهل‌سنت نيز اين موضوع را قبول دارند؛ اما معتقدند موضوع خلافت جامعه اسلامي، بنابر مصالحي به ديگران منتقل شده است و ائمه نيز آن را پذيرفته بودند و با آن‌ها همكاري داشته‌اند؛ بنابراين در اين موضوع اختلاف عميقي ميان مذاهب اسلامي وجود ندارد.[15]

در مورد رهبري جامعه اسلامي بعد از پيامبراعظم(ص) ميان جامعه اسلامي اختلاف نظر وجود دارد ولي اين موضوع يک امرتاريخي است که پرداختن به آن ثمره اي جز­تشديد اختلافات و درنتيجه تضعيف کليت اسلام ندارد. بايد نسبت به اين مسأله، رويكرد اغماض و سكوت پيشه نمود؛ چرا كه خلافتي که درصدر اسلام مطرح بود، در حال حاضر موضوعاً منتفي است و فائده بر بحث از اين موضوع مترتب نيست

برخی از انديشمندان اسلامی خواسته است موضوع اختلاف برانگيز خلافت را به نحوي ديگري حل کنند. از آن جمله سيد مير علي هندي است که تفسيري خاصي از خلافت ارائه مي­دهد. وي معتقد است، که پيامبراکرم(ص) حضرت علي (ع) را براي خلافت کانديدا کرد ولي مسلمانان را ملزم به اطاعت نفرموده است.هدف وي از اين تفسير اين بود تا نظرشيعه و سني را نزديک سازد ولي ازتفسير او هيچکس راضي نشد.[16] اهل سنت، هرگونه نصي برخلافت يا کانديداتوري امام علي(ع)را از اساس قبول ندارند و شيعيان نيز آن را بسي بيشتر از يک کانديداتوري صرف مي­دانند

5. تشكيل مدارس مشترک و تدريس آراي مذاهب بصورت مقارن

يکي از راهکارهاي مهم تقريب مذاهب، ايجاد يا تشکيل نظام آموزشي مختلط از دانشجويان شيعه و سني و تدريس ديدگاه هاي مذاهب بصورت مقارن است. آيت الله محسني، ويژگي­هاي زير را براي اين راهبرد بيان مي­کند:

1. دانشجويان نسبت به همديگر. انس مي­گيرند؛

2. دانشجويان به خوبي درک مي­کنند­که اختلاف واقعي ميان مذاهب در کنار­مشترکات آن بسيار ناچيز است؛

3.اين انس، تاثيرات بسياري را در­موقع ارشاد آن‌ها درجامعه دارد.آنان مي­توانند پيروان خود را به تقريب سوق دهند [17]

آيت الله حکيم مي گويد: «بعد از بحث­هاي تطبيقي ميان مذاهب اسلامي در زمينه­هاي عبادي، معاملات، احوال شخصيه و... و انتشار کتب و جزوات مشترک مي­توان به باريک بودن شکاف دهان گشوده خيالي موجود که ميان پيروان اهل بيت و اهل سنت و ديگر مذاهب اسلامي فاصله انداخته است پي برد. چه کمتر فتوايي را از علماي مذاهب اسلامي مي­توان يافت که دانشمندي از ميان علماي پيروان اهل بيت (ع) بدان قائل نباشد. عکس مساله نيز هرچند در سطح محدود تر صادق است»[18]

جمع بندي

ازآنچه بيان شد روشن مي­گردد که:

1. به جز مساله امامت ميان شيعه و سني اختلاف بنياديني وجود ندارد چون امامت از نظر­اهل سنت از فروعات فقهي است نه از مسايل اصولي و اختلافات علمي نيز از ويژگي نظري بودن آنست که ازيک سو خطر آفرين نيست و از سوي ديگر با مباحثات وگفت­وگوهاي علمي قابل حل هستند؛ بنابر اين نبايد اختلاف نظرهاي علمي به نزاع­هاي عملي کشانده شوند. اين جريان­هاي افراطي­اند که همواره اختلافات را بزرگ مي­کنند. اغراض و انگيزه­هاي سياسي، آن را تقويت مي­کنند

2. جاي بسي تاسف است که مسلمانان با تأسي از پيشوايان خود نه تنها الگوي مهر­ورزي نشدند بلکه بيش ازساير ملل به نزاع­هاي موهوم کشانده شده­اند.

مسلمانان با پيروي از پيشوايان اسلام مي­توانند به وحدت و همگرايي برسند و با بکارگيري شيوه­هاي که بيان شد به زندگي مسالمت آميز نائل شوند. و از اين رهگذر اقتدار گذشته خود را باز يابند.

 

پی نوشتها


[1]. جناتي، ابراهيم، همبستگي اديان ومذاهب اسلامی، قم، انصاريان، اول، 1381ش، ص 424

[2]. محسني، محمد آصف، تقريب مذاهب ازنظر تاعمل، قم، اديان، اول، 1386ش، ص85-86.

[3]. مطهري، مرتضي، مجموعه آثار،ج 3، قم، صدرا ، چهارم، 1374ش، ص63-64.

[4]. جناتي، همان .

[5] . موسوي، شرف الدين، المراجعات، قم، المجمع العالمي لاهل الييت، دوم،1416ق، نامه 1، ص10.

[6]. موسوي، ،شرف الدين، نص واجتهاد، ترجمه علي دواني، قم، انتشارات اسلامي، هشتم،1375ش،(مقدمه)،ص 62.

[7] -هاشمي، سید محمد جواد، علامه اقبال لاهوري بيدارگر شرق، سيستان وبلوچستان، نمايندگي مقام معظم رهبري، اول،1382ش، ص 87..

[8] . صحیح مسلم، بيروت، موسسه عزالدين، اول، 1407ه.ق،1987م، حدیث2408 باب فضائل علی (ع) ج5،ص26.

[9] . جناتی همان، ص426

[10] - واعظ زاده خراسانی، محمد، پیام وحدت، تهران، مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی، اول، 1373ش، ص256.

[11] . رئيس کرمي، سيد علي، سيد جمال الدين اسد آبادي، زاهدان، نهاد نماندگي مقام معظم رهبري، اول، 1382ش، صص230-231

[12].  همان ص 232.

. [13]ذاکري، محمد اسحاق، بررسي انديشه­هاي علامه شرف الدين عاملي در زمينه تقريب مذاهب اسلامي، پايان نامه کارشناسي ارشد موسسه آموزشي امام خميني(ره)، 1385ش، ص99-100.

[14].  محسنی ، همان ص 48.

[15]. ذاکری­، محمد­اسحاق، همان ص101.

[16] . واعظ زاده خراسانی، ­محمد، نداي وحدت، تهران، مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی، اول،1374 ش، ص206.

[17]. محسنی، همان ص 109

[18] . حکیم، محمد باقر ، وحدت اسلامی ازدیدگاه قرآن وسنت، تهران، موسسه فرهنگی انتشاراتی تبیان، اول،1377ش، ص 198.