راهکارهای تقریب بین مذاهب اسلامی
سید محمد علی احسانی
چكيده
اتحاد و انسجام از
ابتدا مورد تاكيد پيشوايان اسلامي بوده است اما با
توجه به موقعيت حساس كنوني جهان اسلام ضرورت تقريب
مذاهب اسلامي كه عامل مهم وحدت جهان اسلام به شمار
ميرود بيش از پيش احساس ميشود،. اين نوشتار راهكار
هاي تقريب بين مذاهب اسلامي را بر ميشمارد كه از آن
طريق ميتوان به همگرايي رسيد شناخت متقابل مذاهب و
تأكيد بر عناصر مشترك نظير اصول دين، كتاب و سنت،اهل
بيت، و عدم تحريك احساسات، اعتدال مذهبي، پرهيز از
افتراها و رفع ابهام ها ميتواند كشتي متلاطم جهان
اسلام را به ساحل صلح و امنيت رهنمون سازد.
واژگان كليدي: تقريب، مذاهب اسلامي،
مقدمه
امتها، وقتي از مبدا و مصدر خود فاصله
ميگيرند، به طور طبيعي مداهب و نحلههاي متعددي در
آن به وجود ميآيند. به ويژه اگر مرجعيت علمي، سياسي
مشخصي از سوي مبدا يا رهبرنخستين آن تعيين نشده باشد.
امت اسلامي نيز بعد از رحلت پيامبراکرم (ص) وکنار
گذاشتن جانشينان منصوص آن حضرت به اختلافات فکري،
عقيدتي و سياسي کشانده شدند در اين امرعلاوه
براستنباطهاي علمي، اغراض فردي و سياسي نيز دخيل بوده
است.
تشديد اختلافات و نزاع هاي مذهبي,
انديشمندان اسلامي را وادار کرده است که راه بيرون رفت
از اين آفت را بيابند. ازين رو از بدو تولد نحلههاي
مختلف، تئوريها و راهکارهاي متعدد ومتفاوتي در تقريب
مذاهب ارائه کردهاند؛ به ويژه در سده اخير گامهاي
عملي نسبتاً خوبي در اين راه برداشتهاند.
چيستي تقريب
مراد از تقريب چيست ؟ در پاسخ به اين
پرسش فرضيههاي زير را ميتوان مطرح کرد:
1. اتحادمذاهب برمبناي مشترکات و
کنارگذاشتن موارد اختلاف؛
2. رجوع به دوران ماقبل مذاهب وچشم
بستن بر تمام دستاوردهاي علمي آنها؛
3. اتخاذ يک مذهب و کنار گذاشتن مذاهب
ديگر يا ادغام آنها
4. تکيه و تاکيد بر مشترکات و سکوت در
موارد اختلافي.
سه فرضية نخست به علت مشکلاتي که دارند
يا عملي نيستند و يا نقايصي را در غناي فرهنگي،فروعات
فقهي و حتي اصول اسلامي پديد ميآورند، نميتواند
راهکار تقريب مذاهب اسلامي قرار گيرد.(بيان مشکلات و
معايب مذبور, در اينجا مورد نظر نيست) نگارنده در اين
نوشته ميکوشد بر مبناي نظريه چهارم،راهکارهاي مذاهب
اسلامي را در ذيل عناوين زير مورد بررسي قرار دهد.
1. شناخت مذاهب از راههاي درست
1. 1. بررسي منابع
يکي از راههاي مهم تقريب بين مذاهب،
بررسي منابع و مباني فقه تطبيقي است؛ چون با مراجعه به
متون و منابع اصيل و نظريات پيشوايان مذاهب، معلوم
ميشود که در بسياري از موارد اختلاف وسيع و عميقي
وجود ندارد. آقاي جناتي در اين مورد ميگويد: «من با
مراجعه به متون منابع بسياري از مذاهب فعلي و آنها که
خود پيرو ندارند و منقرض شدهاند، دريافتم که پژوهش در
اين زمينه بسيار کارساز است.»[1]علت
بسياري از اختلافات اين است که در شناخت مذهب رقيب، به
جاي رجوع به کتابها ومستندات خود آن مذهب، شناختشان
معطوف به کتابها و مستنداتي است که ديگران در باره آن
مکتب و مذهب نوشتهاند و در اين کتابها، اصول و فروع
آن مذهب به درستي منعکس نشده است؛ بلکه بالاتر از آن
نسبتهايي به آن مکتب و مذهب داده شده است که گاه
پيروان آن مذهب خود از آن نسبتها بيخبر اند. اين
مطلب، باعث نگاههايي بدبينانه و تکفير آميز در ميان
پيروان مذاهب اسلامي شده است. ازين رو نبايد اموري را
که پيروان مکتبي قبول ندارند به انحاي مختلف به آن
نسبت داد.
آيت الله محسني مي نويسد: «لازم است که
ما همه امور دين خود را از راويان ثقه و صادق بگيريم
ودر عقايد وفروع خود تسامح نکنيم که نوعي ظلم به
فرهنگ ديني ما است.هرچه را از هرناقلي شنيديم و يا در
هر کتابي ديديم به خدا و پيامبر نسبت ندهيم و اساس
محکم خودرا به ابتذال نکشانيم.» زيرا احتمال ميرود
راويان غير ثقه هر دو طرف در نقل روايات غلو يا حتي
رواياتي را بر عليه همديگر جعل کرده باشند و همچنين
ايشان ياد آور ميشوند که «برادران سني ما سزاوارتر از
ما به تجديد نظر درعلم رجال و طرد روايات خلاف عقل و
قرآن هستند»[2]
اختلافات شيعه و سني را جريانهاي
افراطي و سياسي بزرگ کردهاند و گرنه اختلاف امر طبيعي
است.به خصوص اگر اختلاف منشأ فکري داشته باشد و ناشي
از استنباطها باشد نه تنها اشکالي ندارد بلکه مفيد هم
هست و موجب تحرک و پيشرفت ميشود.[3]
چنانکه اختلافات علمي و فقهي در ميان مذاهب چهارگانه
اهل سنت نيز وجود دارد؛ هرچند که اين اختلافات گاهي در
ميان آنها نيز به تکفير و تفسيق کشيده شده است.[4]
1. 2 مناظره يا گفتمان علمي
دومين روش تاثيرگذار در شناخت افکار و
عقايد مذاهب از همديگر، روش مناظره است.عالمان و
انديشمندان فرق و مذاهب اسلامي بايد در گفتمان علمي
روشن کنند که چه عقايدي از ما هستند و چه عقايدي از ما
نيستند.پس ازپذيرش آنها ، بر اثبات آن، دليل اقامه
نمايند.
مناظرات وگفتوگوهاي علمي که به قصد
آشکار شدن حقيقت انجام مي شوند، وجدانها را بيدار
ميکند؛ چون انسانها به صورت فطري در برابر حقيقت سر
فرود ميآورند. هم چنين اين شيوه گرهها و سؤالاتي که
طرف مقابل گرفتار آن است و نميتواند براي آن راه حلي
پيدا کند ،ميگشايد. چنان که شيخ سليم البشري به اين
مساله تصريح کرده است: «اگر اجازه دهيد در مطالب غامض
و مشکلاتي که مدتهاست در سينهام خلجان ميکند غوص
کنيم.»
[5] علامه شرف الدين ميگويد: «همواره
آرزو داشتم مخاطبي از اهل سنت بيابم و باب گفتوگو را
باز نموده، اهداف تقريبي خود را در ميان گذارم.» ازين
رو ايشان، در اواخر سال 1329 ش، به مصر مي رود و با
شيخ سليم شيخ الازهر، اهداف و دردهايش را در ميان
ميگذارد.اين ارتباط ساده سرآغاز گفتماني ميشود که
محصولش«کتاب المراجعات» علامه شرف الدين است، وي در
اين مکاتبات نه تنها عقيدة خود را تحميل نميکرد، بلكه
داوري را نيز به طرف مقابل واگذار مينمود؛ ازين رو
اين گفتوگوها آثار و ثمرات زيادي داشته است.که به چند
نمونه آن اشاره ميگردد:
1. روشن کردن عقايد شيعي براي اهل سنت؛
2. کاستن تعصب و کاهش ديوار بي
اعتمادي؛
3. شکل گيري تقريب بين مذاهب.
اين
منادي اتحاد اسلامي(علامه شرف الدين)، معتقد بود
راهحل اختلافات جهان اسلام در فراموش كردن گذشته و يا
چشم پوشي از اعتقادات و نظريات علمي نيست؛ زيرا كه
سكوت و پرده پوشي نسبت به اين مسائل، ريشههاي روحي
آنها را از دل و جان مردم بر نميكند، بلكه بايد از
راه گفتوگو سوء تفاهمات را بر طرف كرد؛ چون منشأ
بسياري از اختلافات شيعه و سني «دروغها و اتهامها و
تبليغاتي است كه در شرايط زماني خاص مطر ح شده است و
قدرتهاي سياسي گذشته، آنها را اشاعه دادهاند.»[6]
2. تأکيد بر نقاط مشترک و عناصر تقريبي
2. 1. وحدت دين واصول آن
مهمترين مسأله در تقريب بين مذاهب،
اين است که پيروان تمام مذاهب،دين واحد و اصول مشترک
دارند. اختلاف در برداشتهاي کلامي، فقهي و تفسيري از
طبيعت نظري بودن آنهاست نه از مذهب و چنين اختلافي
طبيعي و گريز ناپذير است از اين رو در ميان عالمان
پيرو مذهب واحد نيز وجود دارد. بر اين اساس انديشمندان
مسلمان هر يکديگري را در مسايل اختلافي معذور بدارند
تا باعث صف آرايي در برابر يکديگر نشوند.
اقبال لاهوري معتقد است که اصل توحيد
متضمن وحدت تفکيک ناپذير است و وحدت فکر و عمل مسلمين
از همين اصل سر چشمه ميگيرد. به عقيده وي، فرد با
عقيده توحيد و جامعه با عقيدة رسالت زنده ميماند. همة
انديشهها، مرامها و ايدههاي ما از همين عقيدة رسالت
الهام ميگيرد.
از رسالت همنوا گشتيم
ما هم نفس هم مدعا گشتيم ما
کثرت هم مدعا وحدت شود
پخته چون وحدت شود ملت شود[7]
اقبال به جهان اسلام گوش زد ميکند که
بعثت پيامبر گرامي اسلام به عنوان عقيده مشترک
ميتواند محور اتحاد قرار گيرد تا از اين رهگذر جهان
اسلام به هويت واقعي خود که همان «امة واحدة» است دست
يابد.توجه اسلام به مراسم جمعي، چون نماز جماعت، نماز
جمعه، حج، تاكيد بر اخوت اسلامي، رعايت حقوق ديگران،
رفع حوائج برادران ديني، مواسات مالي، ايثار و... نشان
ديگري از اهتمام دين بر همگرايي و وحدت است.
2. 2. محبت اهل بيت
خوشبختانه تمام مذاهب اسلامي و پيروان
آنها به اهل بيت پيامبر(ص)، محبت ميورزند و نسبت به
آنان به ديده احترام مينگرند.به گونة که بسياري از
اهل سنت در مورد فضايل و محبت آنها کتابها
نوشتهاند. و مرجعيت علمي اهل بيت را ميپذيرند. حديث
ثقلين که جايگاه اهل بيت را به خوبي نشان ميدهد در
برخي کتب معتبر اهل سنت نقل شده است.«اني تارك فيكم
ثقلين كتاب الله فيه الهدي و النور فخذوا بكتاب الله و
استمسكوا به و اهل بيتي و اذكركم الله في اهل بيتي ...
»[8]«
غالبً نحلههاي اهل سنت معتقدند که بايد معارف و فيض
ربوبي را از طريق ائمه گرفت؛ ولي شيعه ميگويد که هم
معارف و هم احکام را بايد از ائمه کسب کرد. پس در کسب
معارف و فيض ربوبي از طريق ائمه اهل بيت با هم اشتراک
داريم.»[9]
گذشته از مقام علمي بيت نزد اهل سنت،
آنان عمدتاً متاثر از جريان تصوف و پيرو گرايشهاي
مختلف تصوفاند و نحلههاي تصوف هر کدام و براي اهل
بيت مقام و منزلت خاصي قايلند که اين امر به وحدت شيعه
و سني کمک شاياني مي کند[10].
2. 3.اتفاق بر اعتبار کتاب و سنت
سومين عنصر، براي تقريب مذاهب اسلامي،
اعتقاد بر حجيت کتاب و سنت است که مورد توافق تمام
مذاهب اسلامي است که همه در احکام شرعي و حوادث واقعه
به آن مراجعه ميکنند.
بعد ازخداوند و اصل دين که کانون اصلي
وحدت به شمار ميروند، قرآن است. قرآن مهمترين منبع و
مرجع عقايد، اخلاق،و استنباطهاي احکام شرعي بشمار
ميرود؛ چون صدور آن از خداوتد قطعي است و همه
مسلمانان درحجيت ودليل بودن آن نسبت به احکام عملي
و....اتفاق نظر دارند. اگر قرآن ميزان عمل قرار گيرد،
بسياري ازاختلافات و مشکلات حل ميگردد.
سيد جمال الدين که يکي از پيشگامان
وحدت و نقريب است، به دنبال اين بود که با پيروي از
الگوي صدر اسلام، مسلمانان فارغ از امتيازات و
اختلافات نژادي، فرقهاي، زباني، و... به اسلام به
عنوان يک کل نگاه کنند. برداشت او از اتحاد، حاکميت
فرد خاص نبود؛ بلکه او ميخواست مسلمانها با وجود
تمايزات جغرافيايي و...تنها قرآن را ميزان عمل قرار
دهند و در همه جا قرآن حاکم باشد.[11]
سيد مشکلات و عقب ماندگي مسلمان را در دوري از اسلام
و قرآن ميدانست و بر رفع اين نقيصه تاکيد مي ورزيد که
مسلمانها قرآن را برنامه زندگي بدانند نه صرفاً کتاب
مقدس و بي ارتباط بازندگي[12]
برخي ديگر معتقد است که در ادله ديگر
به جز قرآن نيز امکان تقريب وجود دارد.
آقاي جناتي ميگويد در اعتبار برخي
مباني و ادله (قياس، استحسان، عقل و ...) اگر چه
اختلاف نظر وجود دارد؛ ولي بررسيهايي که ما داشتيم
دريافتيم که در بيشتر آنها تقريب ممکن است.
3. اعتدال مذهبي وپرهيز از اعمال تحريک آميز
عنصر ديگري که براي
موفقيت تقريب مذاهب اسلامي مهم است، در پيش گرفتن روش
اعتدال مذهبي است؛ چون هر مذهب و آييني ممکن است در
طول زمان به افراطها و تفريطهايي دچار شود، پيروان
مذاهب، خود اصول و فروعي را به مذهب و دين اضافه کنند
و يا تفسير سختگيرانة از اصول و فروع دين داشته باشند
که براساس آن، کساني را که در چارچوب تفسير مذهبي و
ديني آنها نگنجند، خارج از دين و دينداري حساب کنند.
چنان که در سالهاي آغازين دين اسلام، دستة به نام
«خوارج» به چنين سرنوشتي گرفتار شدند[13].
و امروزه جريانهايطالبان و
القاعده به چنين تفسيرهايي روي آوردهاند. نتيجه
بحثهاي علمي و تاريخي هرچه باشد،نبايد منجر به درگيري
عملي،عداوت و خون ريزي ميان مسلمانان شده و موجب تضعيف
اسلام گردد که تضعيف اسلام به هرنامي که باشد از
محرمات و گام برداشتن در راه شيطان است.بهترين زمينه
اتحاد مسلمانان، اجتناب ازتحريک احساسات و احترام
گزاردن به عقايد ديگران است؛ هرچند شيعيان به رأي
ابوحنيفه و اهل سنت به رأي امام صادق عمل نخواهند کرد.
لکن احترام به آنها به عنوان پيشوايان عقيدتي مذاهب
الزامي است. در علم روانشناسي نيز ثابت شده که تاثير
فرد بيشتر از اصل است اختلاف در اصول و عقايد است که
منجر به نزاع و خونريزي نميشود؛ ولي اختلاف در فروع
موجب نزاع و خونريزي ميگردد.
خداوند در قرآن دستور ميدهد: «خدايان کفار را سب
نکنيد وفحش ندهيد تا آنها نيز خداوند جهان را فحش
ندهند».
آيت الله محسني ميگويد:«من دشنام دادن به خلفاي
راشدين را ... براي همه شيعيان حرام اعلام ميکنم»[14]
4. سكوت و چشم پوشي از بعض مسائل اختلافي
عدهاي از دانشمندان تقريبي معتقدند
سكوت و وارد نشدن در بعض مسائل اختلافي ميان مذاهب
اسلامي يا ارائه تفسير خاصي از اين مسايل، ميتواند
زمينه ساز تقريب باشد. دانشمند ديگري، قائل به تفكيك
موضوع خلافت سياسي از امامت ديني است ايشان معتقد است،
ائمه شيعه(ع) مرجعيت ديني و علمي را همواره داشتهاند
و اهلسنت نيز اين موضوع را قبول دارند؛ اما معتقدند
موضوع خلافت جامعه اسلامي، بنابر مصالحي به ديگران
منتقل شده است و ائمه نيز آن را پذيرفته بودند و با
آنها همكاري داشتهاند؛ بنابراين در اين موضوع اختلاف
عميقي ميان مذاهب اسلامي وجود ندارد.[15]
در مورد رهبري جامعه اسلامي بعد از
پيامبراعظم(ص) ميان جامعه اسلامي اختلاف نظر وجود دارد
ولي اين موضوع يک امرتاريخي است که پرداختن به آن ثمره
اي جزتشديد اختلافات و درنتيجه تضعيف کليت اسلام
ندارد. بايد نسبت به اين مسأله، رويكرد اغماض و سكوت
پيشه نمود؛ چرا كه خلافتي که درصدر اسلام مطرح بود، در
حال حاضر موضوعاً منتفي است و فائده بر بحث از اين
موضوع مترتب نيست
برخی از انديشمندان اسلامی خواسته است
موضوع اختلاف برانگيز خلافت را به نحوي ديگري حل کنند.
از آن جمله سيد مير علي هندي است که تفسيري خاصي از
خلافت ارائه ميدهد. وي معتقد است، که پيامبراکرم(ص)
حضرت علي (ع) را براي خلافت کانديدا کرد ولي مسلمانان
را ملزم به اطاعت نفرموده است.هدف وي از اين تفسير اين
بود تا نظرشيعه و سني را نزديک سازد ولي ازتفسير او
هيچکس راضي نشد.[16]
اهل سنت، هرگونه نصي برخلافت يا کانديداتوري امام
علي(ع)را از اساس قبول ندارند و شيعيان نيز آن را بسي
بيشتر از يک کانديداتوري صرف ميدانند
5. تشكيل مدارس مشترک و تدريس آراي مذاهب بصورت مقارن
يکي از راهکارهاي مهم تقريب مذاهب،
ايجاد يا تشکيل نظام آموزشي مختلط از دانشجويان شيعه و
سني و تدريس ديدگاه هاي مذاهب بصورت مقارن است. آيت
الله محسني، ويژگيهاي زير را براي اين راهبرد بيان
ميکند:
1. دانشجويان نسبت به همديگر. انس
ميگيرند؛
2. دانشجويان به خوبي درک ميکنندکه
اختلاف واقعي ميان مذاهب در کنارمشترکات آن بسيار
ناچيز است؛
3.اين انس، تاثيرات بسياري را درموقع
ارشاد آنها درجامعه دارد.آنان ميتوانند پيروان خود
را به تقريب سوق دهند
[17]
آيت الله حکيم مي گويد: «بعد از
بحثهاي تطبيقي ميان مذاهب اسلامي در زمينههاي عبادي،
معاملات، احوال شخصيه و... و انتشار کتب و جزوات مشترک
ميتوان به باريک بودن شکاف دهان گشوده خيالي موجود که
ميان پيروان اهل بيت و اهل سنت و ديگر مذاهب اسلامي
فاصله انداخته است پي برد. چه کمتر فتوايي را از علماي
مذاهب اسلامي ميتوان يافت که دانشمندي از ميان علماي
پيروان اهل بيت (ع) بدان قائل نباشد. عکس مساله نيز
هرچند در سطح محدود تر صادق است»[18]
جمع بندي
ازآنچه بيان شد روشن ميگردد که:
1. به جز مساله امامت ميان شيعه و سني
اختلاف بنياديني وجود ندارد چون امامت از نظراهل سنت
از فروعات فقهي است نه از مسايل اصولي و اختلافات علمي
نيز از ويژگي نظري بودن آنست که ازيک سو خطر آفرين
نيست و از سوي ديگر با مباحثات وگفتوگوهاي علمي قابل
حل هستند؛ بنابر اين نبايد اختلاف نظرهاي علمي به
نزاعهاي عملي کشانده شوند. اين جريانهاي افراطياند
که همواره اختلافات را بزرگ ميکنند. اغراض و
انگيزههاي سياسي، آن را تقويت ميکنند
2. جاي بسي تاسف است که مسلمانان با
تأسي از پيشوايان خود نه تنها الگوي مهرورزي نشدند
بلکه بيش ازساير ملل به نزاعهاي موهوم کشانده
شدهاند.
مسلمانان با پيروي از پيشوايان اسلام
ميتوانند به وحدت و همگرايي برسند و با بکارگيري
شيوههاي که بيان شد به زندگي مسالمت آميز نائل شوند.
و از اين رهگذر اقتدار گذشته خود را باز يابند.
پی نوشتها
[1]. جناتي، ابراهيم،
همبستگي اديان ومذاهب اسلامی، قم،
انصاريان، اول، 1381ش، ص 424
[2]. محسني، محمد آصف،
تقريب مذاهب ازنظر تاعمل، قم، اديان، اول،
1386ش، ص85-86.
[3]. مطهري، مرتضي، مجموعه
آثار،ج 3، قم، صدرا ، چهارم، 1374ش،
ص63-64.
[5]
. موسوي، شرف الدين،
المراجعات، قم، المجمع العالمي لاهل
الييت، دوم،1416ق، نامه 1، ص10.
[6].
موسوي، ،شرف الدين، نص واجتهاد، ترجمه
علي دواني، قم، انتشارات اسلامي،
هشتم،1375ش،(مقدمه)،ص 62.
[7] -هاشمي، سید محمد جواد،
علامه اقبال لاهوري بيدارگر شرق،
سيستان وبلوچستان، نمايندگي مقام معظم رهبري،
اول،1382ش، ص 87..
[8]
. صحیح مسلم،
بيروت، موسسه عزالدين، اول، 1407ه.ق،1987م،
حدیث2408 باب فضائل علی (ع) ج5،ص26.
[10] - واعظ زاده خراسانی،
محمد، پیام وحدت، تهران، مجمع
جهانی تقریب مذاهب اسلامی، اول، 1373ش، ص256.
[11]
. رئيس کرمي، سيد علي،
سيد جمال الدين اسد آبادي، زاهدان،
نهاد نماندگي مقام معظم رهبري، اول، 1382ش،
صص230-231
.
[13]ذاکري،
محمد اسحاق، بررسي انديشههاي علامه شرف
الدين عاملي در زمينه تقريب مذاهب اسلامي،
پايان نامه کارشناسي ارشد موسسه آموزشي امام
خميني(ره)، 1385ش، ص99-100.
[15].
ذاکری، محمداسحاق، همان ص101.
[16]
. واعظ زاده خراسانی،
محمد، نداي وحدت، تهران، مجمع
جهانی تقریب مذاهب اسلامی، اول،1374 ش، ص206.
[18]
. حکیم، محمد باقر ،
وحدت اسلامی ازدیدگاه قرآن وسنت،
تهران، موسسه فرهنگی انتشاراتی تبیان،
اول،1377ش، ص 198.