تاريخ هجري شمسي

             لینکهای مرتبط           

....................................................

  منشور دین پژوهان و ضرورت انتشار

  گفت و گو با استاد ربانی گلپایگانی  

  نگاهی به دین پژوهی

  نظریه های مطرح در باره ماهیت وحی

  شرور و عدل الهی

  فوائد و کارکردهای دین

  بزرگان اندیشه (حمصی)

سراب مسیحیت

گفت و گو با استاد خسروپناه

وحی و تجربه دینی

چیستی شناسی سکولاریسم (1)

پرسش و پاسخ

امکان وحی

راههای خداشناسی در کلام معصومین ع

خاتمیت در اسلام

شخصیت های کلامی (محمد عبده)

میزگرد (کثرت گرایی معرفتی)

کتاب شناسی

میراث فراموش شده

گفت و گو با دکتر قاسم جوادی

بررسی دلایل لزوم بعثت انبیا (ع)

عوامل پیدایش و اعتلای تمدن نبوی

تنگناهای زبان و رسالت رسول اعظم ص

نبوت از منظر ابن سینا و فارابی

شیوه مواجهه پیامبر (ص) با مخالفان

تبیین های فلسفی نبوت

شخصیتهای کلامی (محمد جواد بلاغی)

شیوه برخورد پیامبر (ص) با اهل کتاب

دین نیاکان پیامبر (ص)

معرفی کتاب

حکومت دینی رسول اعظم (ص)

روشهای تربیتی رسول اعظم (ص)

سرآغاز (حکایت انسان)

گفت و گو با دکتر محمد لگنهاوزن

نگاهي به نقش دين در دنياي معاصر

رابطه دين، دنيا و آخرت

نقش دين در برقراري عدالت اجتماعي

توفيق دين در اهداف آن

قلمرو دين در زندگي انسان

چيستي شناسي سکولاريسم (2)

شخصیتهای کلامی (شیخ شلتوت)

معرفی کتاب (انتظار بشر از دین احمدی)

نشست علمی: حدیث صحیفه و قلم

تقریب، ضرورت عصر ما

نظريات و رويکردها در تقريب مذاهب

اصول اساسي تقريب بين ‌مذاهب

راهکارهاي تقريب مذاهب اسلامي

آسيب شناسي رفتاري تقريب مذاهب

وحدت امت اسلامی از منظر قرآن کریم

حقانيت و تعدد مذاهب اسلامي(1)

فرياد بيداری (سيد جمال الدين افغانی)

معرفي کتاب

 

 

مجمع اسلامی دین پژوهان افغانستان، حضور شما را گرامی میدارد

فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنيفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتي‏ فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها

برگشت به صفحه نخست سایت      برگشت به صفحه نخست مجله

 

مطالب اندیشه دینی »

 

تقريب بين مذاهب اسلامي

در گفت­وگو با آيت الله محسني

انديشه ديني: براي ورود در بحث تقاضا منديم ابتدا ديدگاه تان را درباره مفهوم تقريب  و مقصود از آن بيان فرماييد؟

آيت الله محسني: ما در اصول دين با تمام مذاهب اسلامي مشتركيم توحيد، نبوت و معاد اصول دين ما هست، اصول دين آنها هم است، اين اصول ‌مشترك است. البته در جزئيات 20 الي30% اختلاف است ولي اين اختلاف منحصر بين ما و ديگر مذاهب اسلامي نيست بلكه بين متكلمين شيعه هم است. متكلمين و فلاسفه شيعه با هم اختلاف دارند، درباره علم خدا چندين قول است، ‌در كيفيت قدرت خدا كه اختيار باشد بين متكلمين و فلاسفه شيعه اختلاف است، مسائل خيلي حساس در علم كلام و فلسفه مانند مسئله اختيار خدا، معلل به اغراض بودن افعال خداوند و كفر ايمان مورد اختلاف نظر است ولي اين اختلاف ها هيچ وقت منجر به دعوا نشده است. از اصول دين كه بگذريم در فروع كليات فقه مورد توافق است. ما به الاشتراك ما با ديگر مذاهب اسلامي زياد است، حدود 90% با هم مشترك هستيم نه تنها با فقه حنفيه بلكه با ديگر مذاهب اين مقدار اشتراكات را داريم، مجموعه مذاهب با هم مشترك هستند. و البته حدود 10% در فروعات عملي اختلاف نظر داريم، يكي از شيوخ الازهر مصر مي گفت: اگر ما مذهب اماميه را يك طرف قرار دهيم و ديگر مذاهب اسلامي را طرف ديگر قرار دهيم دو مسأله اختلافي داريم يكي مسأله ازدواج موقت است و ديگري سه وقت نماز خواندن شيعه ها است. او مي گفت: يكي از علماي مالكي نشسته بود روكرد به من و گفت نه شيخنا اين طوري نيست، مالكي ها هم به جواز جمع بين دو نماز فتوا مي دهند. شيخ الازهر مي گويد: وقتي اين سخن را از عالم مالكي شنيدم گفتم :‌ پس يك مسأله اختلافي باقي ماند كه نكاح موقت باشد. البته اين سخن را شيخ الازهر گفته است. و گرنه دانشمندي در بين اهل سنت بوده است كه نكاح موقت را مشروع مي دانسته است، و حالا او اطلاع نداشته است. بنابر اين ما متفقات زياد داريم.

 معناي تقريب اين نيست كه يك چيزي ما گذشت كنيم و يك چيز آنها گذشت كنند. اين چيزي است كه نه از دست ما ساخته است و نه از دست آنها ساخته است. و نه اين امر در طول تاريخ عملي شد و هم خلاف شرع است و هم احمقانه است. تقريب معنايش اين است كه در مشتركات هم كاري كنيم و در موارد اختلافي، به اجتهاد هم ديگر احترام قائل باشيم. من قبول نمي كنم كه دست بسته نماز بخوانم يا باطل مي دانم يا نيمه باطل، اما چون در فقه مذاهب سه گانه ديگر دست بسته مي خوانند احترام قائل ام مي گويم شما اجتهاد كرديد و اعتقاد داريد درست است، نمي گويم نماز تو باطل شد، بي دين هستي! فاسقي! اين طرف هم جعفري و مالكي دست باز نماز مي خوانند اينها هم بايد احترام بگذارند به دين و اجتهاد ما و بايد در دام تكفيري ها گرفتار نشويم ما آنها را مسلمان مي دانيم و آنها ما را مسلمان بدانند، ما برادر همديگريم، مشتركات ما خيلي زياد هست. ما بايد در مقابل تهاجمات كه عليه دين واقع مي شود در مشتركات همكاري كنيم. احساس مسئوليت كنيم در موارد اختلاف هم آنها بر فقه خود عمل كنند ما بر فقه خود. و اين روش را ما در افغانستان پي گيري مي كنيم مثلا امسال ما روز ما شنبه عيد فطر را گرفيتم و آنها روز جمعه را عيد گرفتند. من در سخنراني كه از تلويزيون پخش شد گفتم ما به اجتهاد قاضي القضات يا علماي اهل سنت كه طبق نظر سعودي ها عيد گرفتند – در كابل كه ماه ديده نشده بود و نه كسي ادعا كرده بود و نه در افغانستان – احترام قائل هستيم و آنها هم بايد به اجتهاد ما احترام قائل باشند.

انديشه ديني: آيا به نظر شما تقريب يك راه كاري سياسي و يك تاكتيك است و به خاطر اين است كه ما حفظ بشويم و با هم ديگر گفتگو و تعامل داشته باشيم يا نه واقعا با عمق جان و دل به عنوان يك انديشه صحيح ديني و عقلي آن را قبول داريم؟

آيت الله محسني: تقريب به عنوان اولي واجب است نه به عنوان ثانوي، عنوان ثانوي اين است كه جنگ نشود،‌ دعوا نشود، به جان و مال و ناموس مسلمين ضرر نرسد ولي تقريب به عنوان اولي لازم است براي اينكه دفاع از دين و حمايت از دين مقابل تهاجمات كه عليه اصل اسلام مي شود صورت بيگيرد، ما اگر به خاطر مسائلي جزئي دست به يقه همديگر باشيم از حمايت دين غافل مي شويم يك وقت ما سر شاخه ها دعوا مي كنيم و دشمن اره را آورده مي خواهد تنه درخت را از بيخ اره كند آن جا گفتگوي كه اين شاخه من خوب است و ديگري مي گويد شاخه من خوب است يك دفعه مي بينيم اره رفته و رفته و خلاص كرده است و تنه درخت با صداي مهيبي خود مي افتد و كله همه ما به زمين مي خورد.

انديشه ديني: ‌با توجه به اينكه مبحث امامت از مباحثي است كه تمام اعتقادات و انديشه  سياسي، فقهي شيعه بر آن استوار است و ما خلفاي اهل سنت را قبول نداريم و در اين مسأله با اهل سنت اختلاف داريم اين امر چگونه با تقريب سازگار است ديدگاه خود را در اين باره بفرمايد؟

آيت الله محسني: ما ظاهرا جواب اين سئوال شما را در گفته هاي پيشتر دادم ولي مي خواهم تصريح كنم كه ما با اهل سنت در اصول دين توافق داريم امامت و عدل در زبان مردم عوام و خواص ما اصول دين پنج تا است توحيد، معاد، نبوت، عدل و امامت اما من گفتم اصول دين سه تا است، دو تاي ديگر از اصول تشيع است و آن سه تا از اصول اسلام است، اصل معنايش اين است كه هر كدام از بين برود اسلام هم از بين مي رود. يك نفر مي آيد مي گويد من خدا را قبول دارم. پيغمبر را هم قبول دارم لكن قيامت را قبول ندارم ما به او مي گوييم تو مسلمان نيستي، ما به تو سروكار نداريم، دست تو را هم نجس مي دانيم زيرا تو معاد را قبول نداري و تو مسلمان نيستي، امامت از اين قسم نيست، بر اساس روايات ما، اسلامي كه بر آن ميراث جاري شده، و نكاح بر طبق آن جايز است،‌ و همه با هم برادر مي شود، شهادت ان لا اله الا الله و ان محمدا رسول الله و اقام الصلاة و ايتاء الزكاة، است، بنابر اين ‌در اين كه امامت اصل است شكي نيست. ولي از اصول دين نيست، معنايش اين نيست كه ما سني ها را كافر بدانيم.

شما وقتي به كشورهاي سعودي مي رويد گوشت را از كجا مي خوريد، ذبيحه سني را مي خوريد در فقه از نظر حكم تكليفي زن دادن به سني جايز است،‌از نظر وضعي هم  درست است، چون همه مسلمان اند،‌ ما هيچ وقت نگفتيم كه ذبيحه اشعري ها را نخوريد، زيرا اينها قائل به جبراند. و عدل خدا را قبول ندارند. اگر كسي امامت و يا عدل را قبول نكند، اين شخص بدون چون و چرا از مذهب تشيع خارج است،‌ اما از اصول دين نيست،‌ ما هم گفتيم كه معناي تقريب اين نيست كه چيزي آنها گذشت كند و چيزي هم ما گذشت كنيم، نه آنها تسنن خود را تا به آخر مي روند، ما هم تشيع خود را مراعات مي كنيم ولي در موارد اتفاق همكاري مي كنيم در موارد اختلاف، نظر همديگر را محترم مي شماريم. آنها محبت اهل بيت را واجب مي دانند، تنها اهل بيت را احترام مي كنند، امامت را قبول ندارند، خوب ندارند،‌ و آنها را شيعه نمي دانيم، مسلمان كه مي دانيم و ما مشتركات زيادي داريم در آن موارد همكاري مي كنيم.

انديشه ديني: اگر شيعه اكثريت جامعه اسلامي را تشكيل مي دادند، و بر عكس اهل سنت در اقليت مي بودند، آيا باز هم ما شيعيان مانند حالا دنبال تقريب مي گشتيم؟.

آيت الله محسني: اين سوال شما را ممكن است برخي از اهل سنت هم بكنند چنانچه تبليغات زيادي از طرف وهابيت و ناصبي ها در هيمن رابطه انجام مي شود، من جواب شما را مي خواهم با يك نمونه عيني بدهم، امروز در ايران شايد حدود هفت درصد سني باشد، و سالانه شما برويد حساب كنيد، كه همين دولت ايران كه يك دولت مقتدري است چند ميليارد تومان را براي تقريب مصرف مي كند، اين كنفرانسهاي كه انجام مي شود، و چندين مرتبه در سال شوراي عالي جهاني تقريب داير مي شود چه مقدار كتابها در اين راستا چاپ مي شود، ايران از چه كسي مي ترسد، از هيچ كس نمي ترسد، كساني را كه دعوت مي كند، مي آيند كنار هم مي نشيند و آنها وزيران دفاع يا رؤساي جمهور كشورها نيستند كه بگوييم ايران از ترس اينكه بمباران نشود آنها را دعوت مي كند. بلكه علماي شيعه و علماي سني را براي تقريب دعوت مي كند،‌ هزينه هاي رفت و برگشت آنها را مي دهد، و آنها را كنار هم مي نشاند. پس از اين كارها معلوم مي شود كه شيعه اين موضوع را به عنوان ثانوي تلقي نمي كند، بلكه اين مسئله به عنوان اولي براي شيعه مطرح است. به خاطر اينكه دفاع از دين را نه سني ها به تنهايي مي توانند انجام بدهند و نه شيعه ها، براي اينكه از دين دفاع كنند بايد يك جا باشند، شايد درست نباشد كه من اين را بگويم، ولي واقعيت است كه مسئله اسلام داشت از قانون اساسي افغانستان از بين مي رفت ولي در صحبتي كه من در لوي جرگه اضطراري كردم، اسلام در نام دولت آمد، اين كار را ما كرديم و ديگران نتوانستند، يك جاهاي ما نمي توانيم آنها مي توانند و بر عكس، تعداد اهل سنت از ما بيشتر است چرا ما بايد متحد نشويم، كه اصول دين خود را ترويج كنيم و چرا ما احكام مشترك و قطعيات اسلام را حفظ نكنيم، الآن گمان نكنم ـ به غير از ايران – مانند ماده سي ام قانون اساسي ما وجود داشته باشد كه مي گويد هيچ حكمي خلاف اسلام قابل وضع نيست، در گذشته اين چنين نوشته بودند،‌ كه مخالف با اساسات اسلام نباشد، ‌اساس يعني همين اصول دين و اين گونه مسخره كرده بودند،‌ و آخوندها هم نفهميده بودند، مگر احكام سياسي مخالف توحيد، معاد و نبوت هم مي شود به اين صورت آخوندها را فريب داده بودند، اما در قانون اساسي جديد من پافشاري كردم كه اساس را بردارند اين كلمه در اسلام تعريف شده نيست، و الآن اين طوري نوشته شده است:‌«كه هيچ حكمي مخالف احكام دين مقدس اسلام نمي تواند وضع شود، اين كار چه قدر ارزش دارد، ‌و ما اين كار را كرديم خوب بود يا مي آمديم سر مسائل فروعات به سر همديگر مي زديم، در ماه محرم پارسال خبر شديم كه در پاكستان خيلي كشته شد، در عراق خيلي كشته شد. ولي در كابل روز نهم محرم مشتركاً با برادران سني مراسم گرفتيم. ما در همين ماه رمضان گذشته درباره نزول قرآن و در باره رمضان يك مراسم گرفتيم، شيعه آمد صحبت كرد و سني هم صحبت كرد. و از تلويزيون ها هم پخش شد، حالا اين كارها خوب است يا اينكه مانند پاكستان و عراق نفر كشته شود. اين كار بسيار خوب است اين كار براي زندگي ما است و براي ادامه حيات اسلام در صحنه اجتماع است، اسلام را هم ما اعتقاد داريم و هم آنها اعتقاد دارند و بقاي اسلام با همكاري سني و شيعه ممكن است، و مقدمه واجب هم واجب است.

انديشه ديني: يكي از اشكالات ديگر كه اهل سنت معمولا مي گيرند، مي گويند با توجه به اينكه شيعه نسبت به خلفا ديدي خوب ندارند، و بعضي از آموزه هاي مذهبي تشيع مانند غاصب دانستن خلفا،‌ لعن غاصبين خلافت،‌ و بحث برائت و مانند آن، چطور مي تواند شيعه با توجه به اين آموزه هاي صريح، مدعي تقريب باشد؟

آيت الله محسني: ‌از امامت نه يك قدم ما عقب مي رويم نه آنها عقب مي روند. نظر ما در مسائل خلافت و امامت متغاير است، وي نه به آن مقدار كه در ميان مردم عوام دو طرف يا ملاهاي عوام زده است. من جواب از اين سئوال را در دوران جهاد در كتابي بنام «تصويري از حكومت اسلامي در افغانستان» نوشتم در چند كتاب ديگر هم من اين جواب را نوشتم، و به شوراي اخوت در كابل هم گفتم، كه اگر آهسته آهسته اعتماد ما بين طرفين بيشتر شود،‌ حتي خلافت كه اساسي ترين مسأله بين طرفين است و در طول تاريخ خيلي ها سر اين مسأله كشته شده است، ‌ما شايد دچار اشتباه شده باشيم. شيعه چيزي مي گويد و شما چيزي مي گوييد،‌مركز نفي و اثبات با هم مختلف است، مناقشه لفظي مي شود، اين يك مسأله ،‌و اگر بخواهيد من آن را تبيين مي كنم.

فرض كنيم كه اين مسأله درست باشد ما در مسأله امامت بر همان عقيده هستيم كه ائمه از طرف خداوند تعيين شده اند، ‌ولي لازم نيست كه ما بياييم مخالفين را فحش بدهيم، دشنام بدهيم. شما روزه بگيريد، روزه از واجبات اسلام است، اگر اين روزه برايت ضرر رساند نه تنها روزه واجب نبوده و از تو آن را به عنوان فعل واجب قبول نمي كند، بلكه يك عقاب ديگر هم در قيامت مي كند، كه چرا به خود ضرر رساندي. فمن شهد منكم الشهر فليصمه و من كان مريضاً او علي سفر فعدة من ايام اخر (بقره/184) حالا اگر ما به فحش و دشنام اين اختلاف خود را تبديل كنيم، و به جان ، مال و ناموس ما ضرر برسد فكر مي كنيد حرام نيست؟ بزرگترين محرمات اسلامي نيست؟. كه كار به كشت و كشتار ، و خون ريزي، تجاوز به ناموس بين بين خود مسلمانها برسد و اسلام ضعيف شود. اين نظر ما است. اختلاف نظر يك موضوع است،‌ دشمني كردن، جنگ كردن يك حرف ديگري است. خدا به نصراني ها مي گويد: يا اهل الكتاب تعالوا الي كلمة سواء بيننا و بينكم الا نعبد الا الله و لا نشرك به شيئا و لا يتخذ بعضنا بعضا اربابا من دون الله (آل عمران/64) بين ما و نصراني ها نه تنها در امامت كه در نبوت هم اختلاف است، حتي در توحيد هم اختلاف است، نصراني ها قائل به تثليث است كه شرك است. ولي قرآن مي گويد: يا اهل الكتاب تعالوا الي كلمة سواء بيننا و بينكم الا نعبد الا الله، بايد خدا را پرستش كنيم، قدر جامع بايد پيدا كنيم، قدر جامع پيدا مي كنيم بدون آنكه در ما به الاختلاف ما از آنها توقع عقب نشيني داشته باشيم و نه آنها از ما. ما الان از تلويزيون تمدن كه از كابل پخش مي شود، تشهد ثالثه با اينكه جزء اذان نيست بلكه به عنوان تبرك و تيمن مي گوييم، ما از همان تبرك و تيمن اش هم نگذشته ايم وآن را در اذان مي گوييم و از تلويزيون پخش مي كنيم. با تحفظ بر تمام قضايا بايد ادب را رعايت كنيم، و ائمه هم اين كار را كرده اند. يك روايت از امام صادق عليه السلام است كه مي گويد. من در پيش ستون مسجد مدينه نشسته بودم، طرف ديگر ستون يك نفر نشسته بود به علي عليه السلام بدگويي مي كرد، فرمود: ‌بلند شدم به او دست دادم، احوال پرسي كردم،‌مانند اينكه هيچ چي نشنيده ام و با او صحبت مي كنم.

انديشه ديني: ‌ديدگاه شما درباره وهابيت چطور است، آيا مي شود با آنها هم بحث تقريب را داشته باشيم؟.

آيت الله محسني: نمي شود، البته نه اينكه ما نمي خواهيم، آنها شيعه را كافر مي دانند، بسيار افراطي اند،‌ آنها نه تنها شيعه را كافر مي دانند بلكه بسياري از اهل سنت  را نيز كافر مي دانند. ما اميدواريم كه يك روزي اين ناصبي ها از خر شيطان پايين شوند، خود را هم مسلمان حساب كنند و بقيه را هم مسلمان حساب كنند.

انديشه ديني: اگر زمينه اي فراهم شود، از طرف شيعه كه كدام مانعي وجود ندارد؟

آيت الله محسني: نه! آنها اگر ائمه اهل بيت را سب نكنند، و اگر اظهار بغض و عداوت نكنند! با توجه به روايات كشيده و متواتر كه خود آنها دارند، به محبت اهل بيت معتقد باشند، ‌ما هم با آنها مي نشينيم و گفتگو مي كنيم.

انديشه ديني: ديدگاه اهل سنت و رفتار آنها در مورد تقريب چگونه است؟ آيا آنها هم از اين مسأله استقبال كرده اند؟‌

آية ا... محسني: ما الان در كابل شوراي اخوت داريم. به شما گفتم: ما مشتركاً نزول قرآن را تكريم مي كنيم، ميلاد النبي را تكريم مي كنيم، در عاشورا مراسم مي گيريم.

انديشه ديني: آيا آنها هم مانند ما مشتاق اند؟

آيت الله محسني: بلي! البته من كه از دل آنها خبر ندارم، ولي در جلسات هر هفته مي آيند، وقتي كه ما مي رويم، آنها هم مي آيند. و در چند جاي ديگر هم مانند شولگره، بلخ، و ... ما شوراي اخوت داريم، علماي شيعه و سني جمع مي شوند، با هم صحبت مي كنند.

انديشه ديني: آيا مشكل و مانعي خاصي براي تقريب به نظر شما وجود دارد؟

آيت الله محسني: هنوز كه در افغانستان در عمل كدام مشكلي پيدا نشده است. من البته شنيده ام كه بعضي دولت هاي تفرقه انداز پليد دل شان نمي خواهد، همين حالت ادامه پيدا كند. ولي هنوز در عمل چيزي واقع نشده است. در طول عمرم همين جو و فضاي كه امروزه براي تقريب مي بينم بي نظير و بي مانند است. البته نمي گويم: كه هيچ تعصب نيست، كه حتما هست. ولي نسبت به گذشته يعني60 سال كه من بياد دارم تا بحال فضاي مانند امروز را نديده ام ما الان تلويزيون داريم، كه در آن يك عالم حنفي مي آيد براي مسلمانان حنفي فقه مي گويد، و عالم شيعه مي آيد براي شيعيان فقه جعفري مي گويد. و در ماه رمضان با علماي شيعه و سني مصاحبه صورت گرفت هم مشتركاً و هم منفرداً، و بسيار بحث هاي مفيدي انجام مي شد.

انديشه ديني: از اينكه وقت را در اختيار ما گذاشتيد، سپاس گذاريم.

آية ا... محسني: من هم براي شما آرزوي موفقيت مي كنم.