منابع
[1]
. اوصافي مانند مدرن
يا غربي که در اين مقاله بارها به کار رفته است، به انديشه
دنيامدارنهاي اشاره دارد که در چند قرن اخير بر جوامع غربي
حاکم بوده است. نگاه دنيا محورانه، محوريت دانش تجربي براي
شناخت حقايق عالم، به حاشيه راندن دين و احساس بي نيازي از آن
را ميتوان از مهمترين ويژگيهاي اين انديشه دانست. اين تفکر
اگر چه به کشورهاي مختلف سرايت کرده است؛ اما به لحاظ منشأ
پيدايش آن، غربي ناميده ميشود.
[2]
. امين, سمير,
فقر جهاني, انباشت سرمايه و توسعه فقر, مجله
سياحت غرب, س1، ش13, ص84.
[3]
. ساندرز، برني،
فروپاشي طبقه متوسط، مجله سياحت غرب,س1،ش10،ص71.
[5]
. ميشل دي تيس،
فقر و نابرابري در اقتصاد جهاني، سياحت غرب،
س2، ش16، ص72.
[6]
. كمپ، هرو،
توسعه، مفهومي متعلق به گذشته، مجله سياحت غرب،
س1، ش8، ص57 و ر.ک: استگليتر، جوزف، نقش صندوق بين المللي پول
در توزيع فقر در جهان، مجله سياحت غرب,
س1،ش10،ص63.
[7]
. كچ، كتي،خشونت
در مدارس آمريكا، مجله سياحت غرب,
س1،ش10، ص46.
[8]
. هسانسكي، ديويد،
آمريكا و معضل خودكشي جوانان، مجله سياحت
غرب, س1، ش13، ص 69-71.
[9]
. ر.ك: نژاد
پرستي نقابدار، آنجلا واي. ديويس، سياحت غرب،
س3، ش29، ص35.
[10]
. جيمز كيو، ويلسون،
افول ازدواج، سياحت غرب، س2، ش16،
ص48.
[13]
.ويتز، پل،
زوال خانواده، مجله سياحت غرب,
س1،ش10،ص35و 36.
[14]
.چاپنر، دين،
مستهجن نگاري در اينترنت و تاثير آن بر نوجوانان،
مجله سياحت غرب, س1، ش12، ص36.
[15]
. خود فروشي
كودكان، جلوهاي شوم از...، سياحت غرب،
س1، ش4، ص29.
[16]
. ر.ك: از فتح
سرزمين ها تا كنترل مغزها ، مجله سياحت غرب,
س1،ش8،ص52 و رابرت دري فاس و جيسن وست، كارخانه دروغ
پردازي، سياحت غرب، س2، ش16، ص112.
[17]
. خوزه ساراماگو،
وقتي كه بازار فرامان ميراند، از دموكراسي چه باقي ميماند؟
سياحت غرب، س2نش16، ص104.
[18]
. ريكاردو پترلا،
براي ريشه كن كردن فقر ميتوان دنيا را تغيير داد،
سياحت غرب، س3، ش29، ص43.
[19]
.مولكي، بروس،
صلح جهاني از ادعا تا واقعيت، مجله سياحت غرب,
س1، ش7، ص94.
[20]
. افسانه
پيشرفت، كرك پاتريك سيل، سياحت غرب، س2،
ش15، همان، ص33.
[22]
. ر.ك:
مدرسي(طباطبايي)،سيد محمد علي ، تمدن ماديگرايانه ما
غربيها، قم، شفق،1382،ص25-27.
[23]
. ر.ك: حميد پارسا
نيا، هستي و هبوط انسان در اسلام، تهران، دفتر
نشر معارف، اول، 1383، ص 102.
[26].
موسسه مكاتباتي اسلام شناسي، انسان وارونه،
ويژگيهاي انسان غربي، 1362، ص16.
[27]
. كرك پاتريك سيل،
افسانه پيشرفت، سياحت غرب، س2،
ش15، ص35.
[28]
. حميدمولانا،
ظهور وسقوط مدرن، تهران، كتاب صبح، اول، 1380، ص22.
[29]
. نهاد نمايندگي
مقام معظم رهبري در دانشگاه علوم پزشکي ايران، اسلام و
بهداشت روان(مجموعه مقالات)، تهران، دفتر نشر معارف،
اول، 1382، ج1، ص15.
[30]
. سيل، كرك پاتريك،
افسانه پيشرفت، سياحت غرب،
س2،ش15، ص30.
[31]
. ر.ک: موسسه
مكاتباتي اسلام شناسي،انسان وارونه، ويژگيهاي انسان
غربي، 1362 و چارلز تيلور، سه معضل بنيادي جامعه
مدرن، سياحت غرب، س2، ش29، ص5.
[32]
.
مدرسي(طباطبايي)،سيد محمد علي ، تمدن ماديگرايانه ما
غربيها، ص40.
[33]
. ر.ك: حميد پارسا
نيا، هستي و هبوط انسان در اسلام، ص26.
[34]
. انسان و
تكنولوژيي، گفتگو با جري ماندر، سياحت غرب،
س1، ش4،ص15.
[35].
انسان وارونه، ويژگيهاي انسان غربي، ص 18.
[36]
. ر.ک: كرك پاتريك
سيل، افسانه پيشرفت، سياحت غرب،
س2، ش15، ص32.
[37]
. براي مطالعه بيشتر
درباره تفاوت هاي بنيادين انسان شناسي معاصر و انسان شناسي
ديني، ر.ك: حميد پارسانيا، هستي و هبوط انسان.
[38]
. مطاله منابعي که
در اين مقاله از آنها استفاده شده است، ميِتواند راهنماي خوبي
براي شناسايي بحرانهاي تمدن غربي باشد.
[39]
. اين مطلب در
كتابهاي كلامي و اعتقادي با عنوان نيازمندي انسان به دين و
ضرورت بعثت انبيا به تفصيل بحث و اثبات شده است. بدين جهت
خواننده كرامي را به اين كتابها ارجاع ميدهم.
[40]
. برفرض هم بپذيرييم
كه عقل و تجربه بشري در دراز مدت با آزمون و خطا بتواند روزي
تمام حقايق عالم را دريابد و بر اساس آن برنامه درستي براي
سلامت و سعادت انسان ارائه كند، اين زمان بايد بسيار طولاني
باشد؛ زيرا انسان مدرن با گذشت چند هزار سال از حيات انسان در
زمين، به شكاكيت و ناتواني در فهم حقايق عالم رسده است. و در
اين ميان، خسارات دوران تجربهگري قابل چشم پوشي نيست.
[41]
. مهدي گلشني،
علم و دين و معنويت در آستانه قرن بيست و يکم،
تهران، پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي، 1379. ص43.
[42]
. بحث تفصيلي درباره
اينکه آيا دين و تمدن ديني ميتواند جايگزين شايسته اي براي
تمدن مدرن باشديا خير، نيازمند بررسي مباحث فلسفي و كلامي هستي
شناسي، خداشناسي، انسان شناسي و راهنما شناسي ديني است. در
ادامه بايد مباحث دين شناسي مورد بحث قرار گيرد و دين کامل و
صحيح و قلمرو آن مورد شناسايي قرار گيرد. ورود به اين مباحث
خارج از توان اين نوشتار است. براي مطالعه بيشتر در اين مباحث
ر.ك: محمد تقي مصباح يزدي، معارف قرآن(
خداشناسي، جهان شناسي، انسان شناسي و راه و راهنما شناسي) و
ديگر كتابهاي اعتقادي مربوط به اين مباحث.
[43]
.
مدرسي(طباطبايي)،سيد محمد علي ، تمدن ماديگرايانه ما
غربيها ، ص 58-59.
[44]
. حميدمولانا،
ظهور وسقوط مدرن، تهران، كتاب صبح، اول، 1380، ص19.
[49]
. در آن دوره زمين و آسمان برکتهاي خود را
به انسانها تقديم ميکنند و فقر، ناامني، بي عدالتي و... از
بين ميرود. ن.ک: ميزان الحکمه، ج 1،
مبحث الامامة،
احاديث العالم بعد ظهور المهدي.
[50]
. ر.ک: محمد حسين طباطبايي، الميزان،
قم،
مؤسسة
النشر الاسلامي، ج8، ص195 به
بعد.
[51]
. آيات و روايات متعددي بر تاثير اعمال ما
بر حوادث عالم دلالت دارند. براي مطالعه بيشتر در آيات ر.ک:
محمد حسين طباطبايي، تفسير الميزان، ذيل آيات
فوق و ذيل آياتي چون:
ومن اعرض عن
ذکري فان له معيشة ضنکا (طه، 124) الا بذکر الله تطمئن
القلوب(رعد،28) و درباره روايات ر.ک: محمد محمدي ريشهري،
ميزان الحکمة،
ذيل واژههاي ذنب و برکة.
[52]
. هساننسكي، ديويد،
آمريكا و معضل خودكشي جوانان، مجله سياحت غرب،
س1، ش13.
[53]
.
حميدمولانا ، ظهور وسقوط مدرن،
ص21.
[55]
. نهاد نمايندگي
مقام معظم رهبري در دانشگاه علوم پزشکي ايران، اسلام و
بهداشت روان(مجموعه مقالات)، تهران، دفتر نشر معارف،
اول، 1382، ج1، ص15-112.
[56]
. ر.ک: همان و
معاونت پژوهشي دانشگاه علوم پزشکي و خدمات درماني ايران ،
اولين همايش بين المللي نقش دين دربهداشت روان(چگيده
مقالات)، 1380.
. خواننده گرامي
توجه دارد که بررسي علل عقب افتادگي ظاهري جوامع ديني، خود بحث
جدايي است که در برخي مقالات شماره گذشته اين مجله به آن اشاره
شده است و خارج از مقصد اين نوشتار است. تنها يادآوري اين نکته
مناسب است که عقب افتادگي جوامع ديني، معلول عمل کردن آنان به
آموزههاي ديني نيست؛ بلکه نتيجه دور شدن آنان از تعاليم ديني
است.