تاريخ هجري شمسي

             لینکهای مرتبط           

....................................................

  منشور دین پژوهان و ضرورت انتشار

  گفت و گو با استاد ربانی گلپایگانی  

  نگاهی به دین پژوهی

  نظریه های مطرح در باره ماهیت وحی

  شرور و عدل الهی

  فوائد و کارکردهای دین

  بزرگان اندیشه (حمصی)

سراب مسیحیت

گفت و گو با استاد خسروپناه

وحی و تجربه دینی

چیستی شناسی سکولاریسم (1)

پرسش و پاسخ

امکان وحی

راههای خداشناسی در کلام معصومین ع

خاتمیت در اسلام

شخصیت های کلامی (محمد عبده)

میزگرد (کثرت گرایی معرفتی)

کتاب شناسی

میراث فراموش شده

گفت و گو با دکتر قاسم جوادی

بررسی دلایل لزوم بعثت انبیا (ع)

عوامل پیدایش و اعتلای تمدن نبوی

تنگناهای زبان و رسالت رسول اعظم ص

نبوت از منظر ابن سینا و فارابی

شیوه مواجهه پیامبر (ص) با مخالفان

تبیین های فلسفی نبوت

شخصیتهای کلامی (محمد جواد بلاغی)

شیوه برخورد پیامبر (ص) با اهل کتاب

دین نیاکان پیامبر (ص)

معرفی کتاب

حکومت دینی رسول اعظم (ص)

روشهای تربیتی رسول اعظم (ص)

سرآغاز (حکایت انسان)

گفت و گو با دکتر محمد لگنهاوزن

رابطه دين، دنيا و آخرت

نقش دين در برقراري عدالت اجتماعي

توفيق دين در اهداف آن

قلمرو دين در زندگي انسان

چيستي شناسي سکولاريسم (2)

شخصیتهای کلامی (شیخ شلتوت)

معرفی کتاب (انتظار بشر از دین احمدی)

نشست علمی: حدیث صحیفه و قلم

تقریب، ضرورت عصر ما

گفت و گو با آیت ا... محسنی

نظريات و رويکردها در تقريب مذاهب

اصول اساسي تقريب بين ‌مذاهب

راهکارهاي تقريب مذاهب اسلامي

آسيب شناسي رفتاري تقريب مذاهب

وحدت امت اسلامی از منظر قرآن کریم

حقانيت و تعدد مذاهب اسلامي(1)

فرياد بيداری (سيد جمال الدين افغانی)

معرفي کتاب

 

مجمع اسلامی دین پژوهان افغانستان، حضور شما را گرامی میدارد

فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنيفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتي‏ فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها

برگشت به صفحه نخست سایت      برگشت به صفحه نخست مجله

 

مطالب اندیشه دینی »

 

 

نگاهي به نقش دين در دنياي معاصر  

نويسنده: سيد علي هاشمي (ماجد)

اين مقاله تلاش دارد براي روشن‌تر شدن نقش دين در دنياي مدرن، با ارائه شواهد تجربي نشان دهد که تمدن مدرن به رغم ظاهر خيره‌کننده و دل‌ فريبش، نتوانسته است براي انسان‌ها سعادت و آرامش را به ارمغان آورد؛ بلکه بحرانهايي ايجاد کرده است که ناشي از مباني دين گريز اين رويکرد است. در ادامه به اين بحث اشاره شده است که دين نه تنها عهده دار تأمين سعادت اخروي انسان‌ها است؛ بلکه سعادت دنيوي آنان هم تنها در پرتو پيروي از آموزه‌هاي دين ميسر است و شواهدي تجربي براي تأييد آن ارائه شده است.

مقدمه
تقريبا هر روز اخباري از پيشرفت علم و تکنولوژي مي‌شنويم. به دست آورد هاي خيره کننده آن، به ديده اعجاب مي‌نگريم و ناخودآگاه احساس سعادتمندي و آسايش مي‌کنيم؛ اما آيا تا به حال به دقت به اين مطلب انديشيده ايم که آيا به راستي انسان عصر ما به آرامش و آسايش بيشتر رسيده است؟ آيا ما نسبت به نياکانمان بيشتر احساس خوشبختي مي‌کنيم؟ آيا آنچه ما آن را پيشرفت ناميده‌ايم، واقعا پيشرفت است؟ آيا چنين پيشرفتي براي بشر مفيد بوده¬ است؟ براي ساير موجودات چطور؟ آيا براي انسان ها نسبت به گذشته شادي يا عدالت يا رضايت بيشتر را به ارمغان آورده است؟ اگر اين پيشرفت به واقع منافعي براي بشر داشته است، آن منافع به چه بهايي به دست آمده است؟ و آيا اين منافع ادامه خواهد داشت؟
چنين سؤالاتي را نبايد به سرعت پاسخ گفت. براي پاسخ گفتن به اين پرسش‌ها بايد در کنار ديدن دست آوردهاي دانش تجربي معاصر، به پيامدهاي منفي آن نيز نگاهي داشته باشيم تا داوري ما دور از حقيقت نباشد.

نمايي از بحران هاي دنياي مدرن
در اين نوشتار به دنبال نقد تفصيلي مباني و پيامدهاي اين ديدگاه نيستم؛ تنها مي¬خواهم با مطرح كردن برخي از پيامدها و نواقص اين رويكرد، اين پرسش را در ذهن خوانندة فهيم ايجاد كنم كه آيا تمدن دنيا مداري كه در جوامع غربي رايج است و به كشورهاي ما هم سرايت كرده است، مي¬تواند الگوي مطلوبي براي زندگي دنياي ما باشد؟ تاكيد بيشتر اين مقاله بر اين نكته است كه اين پيشرفت براي انسان‌ها بحران‌هايي جدي هم ايجاد كرده است و با توجه به شواهدي كه هر فرد مي¬تواند با تاملي نمونه هاي متعددي از آن را در اطراف خود ببيند، مي¬توان دريافت كه اين ديدگاه حداقل در تامين سعادت دنياي انسان ناقص است و بايد اصلاح گردد يا تغيير يابد.
براي نشان دادن گوشه‌اي از مشكلات جامعه مدرن، به ارائه برخي از آمارها و اخبار معتبري مي¬پردازم كه با تحقيقات علمي در دسترس همگان قرار گرفته است و مي¬توان اين‌گونه آمارها را هر روز در جرايد و اخبار مشاهده كرد.
1. افزايش فقر و فاصله طبقاتي در جهان
بارزترين هدف تمدن مدرن، تأمين حداكثر رفاه مادي انسان‌ها است؛ ولي آيا در نيل به اين هدف موفق بوده است؟ آيا به اين هدف نزديك شده است؟
درحدود نيم قرن اخير نسبت طبقات فقير در جامعة جهاني از يك چهارم به يك دوم افزايش يافته است . امروزه يك درصد جامعه از 95% زيرين جامعه ثروت بيشتري دارند . درآمد 25ميليون نفر در آمريكا برابر با درآمد 2ميليارد نفر فقير در جهان است . 70% از رشد درآمدي آمريكا در دهه 80، به جيب 1% خانواده¬هاي ثروتمند آمريكايي رفته است . افرادي كه با نگاهي دقيق، به واقعيت هاي فراتر از تبليغات رسانه¬ها مي¬نگرند، مي¬دانند كه طرح مباحثي مانند جهاني سازي، توسعه و مانند آن، شعارهاي زيبايي براي كسب در آمد بيشتر و استعمار نوين كشورهاي ديگر است. به همين دليل است كه طبق تحقيقات کارشناسان به رغم اين‌گونه تلاش ها و شعارها، عقب ماندگي كشورهاي توسعه نيافته نه تنها جبران نشده است؛ بلكه آن‌قدر عميق شده است كه امروزه هيچ كس نمي تواند باور كند كه روزي اين شكاف از بين مي رود .
2. معضلات اجتماعي
ناهنجاري‌ها و مفاسد اخلاقي و اجتماعي به رغم گستردگي و پيچيدگي سيستم امنيتي جوامع غربي، در حال افزايش است و آرامش انسان‌ها را به مخاطره انداخته است. قتل، جنايت، خود کشي، فساد اخلاقي و... از واژه‌هاي عادي و پرکاربرد در فرهنگ غرب است. طبق گزارش مؤسسة سياست قضايي آمريكا، هرسال در اين كشور پنج هزار مورد قتل دانش آموزان زير نوزده سال با اسلحه رخ مي دهد . هرسال بيش از سه ميليون دانش آموز دبيرستاني در آمريكا در معرض خود كشي هستند. از هر پنج كودك آمريكايي، يك نفر از بيماري هاي عاطفي رنج مي برد . تبعيضات نژادي در غرب كاملا مشهود است . اعتياد هر ساله جان هزاران انسان را در جهان مي‌گيرد و مبتلايان به آن، انواع مواد مخدر و شبکه‌هاي توزيع آن رشد صعودي دارند.
خانواده قداست و جايگاه خود را از دست داده است. از هر پنج كودك سفيد پوست آمريكايي، يكي از مادري متولد شده است كه هرگز ازدواج نكرده است. در ميان سياهپوستان از هر دو كودك يكي اين گونه است . ازدواج امروزه يك انتخاب شخصي و فردي است و مادر بودن بدون ازدواج و با كمك دولت زندگي كردن قبح و رسوايي خود را از دست داده است و ديگر ننگ محسوب نمي¬شود . حدود 50% ازدواج¬ها هم به طلاق مي انجامد .
در حال حاضر چندين هزار سايت اينترنتي وجود دارد كه حاوي تصاوير مستهجن جنسي است . به طور متوسط هر سال ده هزار آلماني براي سوء استفاده جنسي از كودكان به خارج از كشور سفر مي‌كنند .
3. سياست نقابدار
در جامعه مدرن، سياست در خدمت سرمايه داران است. سرمايه داران به آساني با تبليغات وسيع خود افكار عمومي را به هر سو كه بخواهند سوق مي¬دهند . در پرتو استفاده از سرمايه و تبليغات، دموكراسي، چيزي بيش از يك شعار زيبا نيست ؟
اگر انديشه مدرن به دنبال صلح و آرامش براي جهان است، چرا جنگ و فقر در جهان افزايش يافته است؟ چرا بودجه نظامي برخي از كشورهاي بزرگ، چندين برابر بودجه هاي آموزش وپرورش، محيط زيست و... است.

4. بحران‌هاي محيط زيست
بحرانهاي زيست محيطي، يكي ديگر از عواقب خطرناك تمدن مدرن است. تنها در قرن گذشته، نسل هزاران نوع موجود زنده منقرض شده است . سالانه 56 ميليون جريب از جنگل‌ها تخريب و ميليون‌ها هكتار زمين سالانه در جهان بيابان مي شوند. آلودگي هوا، محيط زيست، افزايش جمعيت و… بحران هاي مهمي است كه تمدن مدرن، بشر را با آن مواجه ساخته است.

5. بحران هويت و از دست رفتن معناي زندگي
دنيا مداري و اصالت لذت هاي دنيوي مهم‌ترين اصل در زندگي انسان معاصر غربي است، اين نگاه او را آن‌قدر سرگرم و بي خيال ساخته است كه فرصت و توان انديشيدن درباره سعادت و صلاح خود را از دست داده است . اين همان چيزي است كه در قرآن و روايات اسلامي از آن به عنوان غفلت تعبير شده است.
لذت هاي دنيوي انسان را اشباع نمي¬كند و بدين جهت است كه انسان گمشده در دنياي مدرن، پس از رسيدن به لذت هاي دنيوي از آن‌ها خسته مي¬شود و به دنبال تنوع طلبي، به هر كار پست، خطرناك و بيهوده‌اي دست مي¬زند. نمونه هاي بسياري از اين نوع كارها را مي¬توان از طريق رسانه ها در ماجراجويي¬هاي خطرناك، بازي‌هاي بيهوده و اقدامات جنون آميز بشر معاصر غربي مشاهده كرد. پايان اين رويكرد احساس پوچي، بي¬هدفي وبيزاري از زندگي است. به همين جهت برخي از فيلسوفان معاصر غرب، دنيا را ويرانه و انسان را به سگ ولگرد تشبيه کرده‌اند . در واقع انسان در سايه نگاه دنيامدارانه مدرن، از حقيقت انساني خود بيگانه شده‌ و به موجودي مسخ شده‌اي تبديل شده است كه تمام هويت او را دنياطلبي پر كرده است و مي‌توان پيش‌بيني کرد که روز به روز به خيال آسايش و آرامش بيشتر، از آرامش و آسايش و سعادت واقعي دور مي‌شود.
6. پريشاني انديشه
بشر در دوران مدرن به جاي آن‌كه به يقين، علم و اطمينان خاطر برسد، روز به روز در سردرگمي و پريشاني انديشه فرو مي¬رود. انسان معاصر غربي از نظر معرفت شناسي به نوعي هرج و مرج رسيده است. ديدگاههاي مختلفي؛ نظير نسبيت فهم، نسبيت حقيقت و يا شكاكيت، از وضعيت متزلزل معرفتي او حكايت مي¬كند. اين امر در هستي شناسي به سفسطه، انكار حقيقت و هيچ انگاري و در بعد انسان شناسي به پوچي، گمشدگي در جهان و نوعي اومانيسم(انسان مداري) منجر شده است كه انسان را به عنوان حيوان فرهنگ ساز، واضع و اعتبار كنندة تمام حقايق عالم مي¬داند ؛ در حالي‌كه در نگاه ديني- اسلامي به معرفت شناسي، هر سه منبع معرفتي وحي، عقل و تجربه معتبرند و يک‌ديگر را تأييد و تکميل مي‌کنند. فرد مسلمان در هستي شناسي به توحيد و خدا محوري و در انسان شناسي به مقام جانشيني خداوند (خليفة اللهي) معتقد است . انسان مدرن چون خدا را فراموش كرده و دين را كنار گذاشته است، معماهاي او حل نشدني است و ايسم هاي متعدد‌، چيزي جز ابهام و ترديد براي او نمي¬افزايد .

نقد تفكر دين گريز دنياي مدرن
موارد يادشده نمايي کوچک از مشکلات دنياي مدرن است. آثار منفي اين تمدن بسي فراتر از چيزي است که ما گمان داريم. انسان مدرن بيش از هر دوره‌اي خسته، تنها و بيمار است. شواهد قابل ملاحظه¬ و مستندي؛ مانند افزايش بيماري هاي رواني، مصرف مواد مخدر، ارتکاب جرم و جنايت، طلاق و افسردگي و... اين سخن را تأييد مي¬كند كه تحول و توسعه مادي نتوانسته است در زندگي انسان ها شادي به‌ وجود آورد . علت مراجعه 60 تا 90% افراد به روان پزشكان در آمريكا، وجود عوامل و فشارهاي رواني است . افسردگي در جوامع مدرن و نيمه مدرن از بيماري‌هاي شايع به شمار مي‌آيد و متأسفانه در حال افزايش است. بر اساس پژوهش و پيش بيني پژوهشگران سازمان جهاني بهداشت و بانک جهاني، اختلال افسردگي که در سال 1990، چهارمين علت شکست در زندگي محسوب مي‌شد، در سال 2020 به دومين علت تبديل خواهد شد .
« تقريبا يك سوم از جمعيت كشورهاي صنعتي، زندگي مرفهي دارند با وجود اين همين جمعيت از يك بيماري رنج مي برند كه آن‌ را بيماري پيشرفت مي نامند. مشخصات اين بيماري چنين است: بيماري قلبي، استرس، كار بيش از حد، مشكلات خانوادگي ، الكليسم، نا امني، كم خوني، تنهايي، مصرف گرايي، و ازهمه مهم‌تر سرد شدن قلبها» .
انديشه دنيا مدار غربي، انسانها را به ماشينهايي تبديل كرده است كه فقط به دنبال لذت بيشتر هستند؛ اما در پيچ وتاب جامعه صنعتي، آرامش و آسايش را از آنان گرفته است. در خيابانها، اداره‌ها و ديگر اماكن عمومي به وضوح مي توان خستگي، افسردگي، تنهايي و از همه بدتر بي¬هويتي انسان مدرن را مشاهده كرد. فردي كه فرصت و توان ندارد، حتي فكر كند كه آيا آنچه جامعه مدرن براي او درست كرده است، به نفع اوست يا به ضرر او، آيا آرامش بيشتري يافته است يا ناآرام‌تر شده است؟ فرهنگ غالب دنيا مدار آن‌چنان او را احاطه كرده است كه آنچه را به او تلقين مي¬شود، بدون تأمل مي¬پذيرد.
تفكر اساس هر تمدني است. تمدن مدرن بر مبادي فكريي بنا نهاده شده است كه علت اساسي ناكارآمدي آن هم همين مباني است .
مهم‌ترين مشخصه تمدن غرب رويكرد مادي آن است. دنيا زدگي، ثروت پرستي، بي هدفي، فقدان معنا در زندگي، غروب عواطف، ابتذال، تبعيض، سروري سرمايه داران، استعمارگري و... همه به همين رويكرد ماديگرايانه باز مي¬گردد .
انسان مداري (امانيسم) و كنار گذاردن خدا باعث شده است انسانها در اين دنيا، بي¬پناه و سر در گم شوند. جهان و پديده¬هاي آن اموري بي¬هدف تلقي شوند.
تكيه بر تجربه و عقل محدود بشري و كنار گذاردن تعاليم ديني انسانها را به دام اشتباهات بسياري وارد ساخته‌ و باعث شده است كه در بيابان ايسم¬ها و انديشه هاي ناقص و پريشان گرفتار بمانند.
در نگاه دنيا مدار مدرن، طبيعت و زندگي مادي، تنها حقيقت است؛ اما در نگاه ديني، طبيعت بخشي ازحقيقت است و بخش ديگر آن فوق طبيعت و متافيزيك است . تبعات زيست محيطي و انساني گسترش تكنولوژي ، پيامد ناگوار ديگر اين رويكرد است .
اصالت ماديت و رفاه زدگي، اخلاق را از جامعه بيرون كرده و به دنبال آن ستم ها، تبعيض ها و جنايات گسترش يافته است. با تاكيد بر آزادي مبتني بر انكار اخلاق و دين، آزادي در خدمت خواسته هاي نفساني انسان قرار گرفته است؛ نه در جهت رشد و تعالي انسان .
انسان مدرن همانند کسي است که نخستين بار با ديدن نور آتش، گمان کرد که آتش فقط داراي نور است و هيچ ضرري ندارد و غافل از سوزندگي آن، خود را به درون آن افکند. انسان مدرن هم با عقل و تجربه ناقص خود سعي مي‌کند تمام عالم را کشف کند و بر آن سلطه يابد؛ اما ناداني و احساس بي نيازي او از هدايت‌هاي الاهي باعث شده است، که نه تنها نتواند دنياي خود را آباد كند؛ بلكه بحران‌هاي بسياري براي خود به‌ وجود آورد كه با سير كنوني تمدن غرب، قابل بر طرف شدن نيست؛ بلكه روز به روز بر شدت آن افزوده مي¬شود . علاوه بر آن انسان مدرن، نسبت به عالم پس از مرگ هيچ اطلاعي ندارد و به رغم تاكيدات بسيار دين در اين باره، عمدا آن را به فراموشي سپرده است. بدين جهت به اعتقاد دين داران، انسان مدرن، زيان بزرگ‌تري را متحمل شده است و آن تباه كردن آخرت خود است.
به هر حال پرداختن به نقد مباني انديشه حاکم بر جوامع غربي نيازمند مجالي ديگر است . غرض اين مقاله ارائه شواهدي بود، تا اندكي از کاستي هاي تمدن مدرن آشكار گردد و احساس نياز به جايگزين براي اين تمدن، شكوفا شود. اميدوارم توانسته باشم به مخاطب انديشمند خود اين نکته را به خوبي منتقل کرده باشم که انديشه دنيا مدار مدرن، به رغم ظاهر دل‌فريب آن، داراي مشکلاتي اساسي است که نه تنها انسان‌ها را به وضعيت مطلوب آنان نزديک نکرده است؛ بلکه بحران‌هايي ايجاد کرده است که برطرف کردن آن‌ها در شرايط کنوني نزديک به محال است .
اينك اين سوال پيش مي‌آيد كه چه جايگزيني مي¬توان براي تمدن مدرن معرفي كرد؟ شايد خواننده گرامي از خلال مطالب گذشته به اين نتيجه رسيده باشد كه مهم‌ترين مشكل مبنايي انديشه مدرن اين است كه گمان مي¬كند انسان به تنهايي مي¬تواند تمام حقايق عالم را كشف كند. در حالي‌ كه واقعيت اين است كه عالم بسيار پيچيده¬تر از آن است كه در دام عقل و تجربه ناقص بشري قرار گيرد . بشر توان شناخت حقايق فراتر از ماده را ندارد؛ بلکه حتي در شناخت کامل حقايق مادي نيز ناکام بوده است. شواهد ياد شده هم ناتواني ديدگاه مدرن را تأييد مي‌كند .
بازگشت به دين
تنها رقيب انديشه هاي بشري در بيان حقايق عالم، دين است. امروزه با روشن شدن نقايص انديشه‌ها و مکاتب بشري و آشکار شدن آثار منفي اين تفکرات، بازگشت به دين و معنويات شدت يافته است. فروش کتاب هاي ديني چندين برابر شده است؛ مثلا فروش کتاب‌هاي ديني در آمريکا طبق گزارش روزنامه تمپا تريبون از سال 1994 تا سال 1996، چهارصد و پنجاه درصد رشد داشته است . در چند دهه اخير صدها مرکز تحقيقاتي و مطالعاتي درحوزه مطالعات ديني در سراسر جهان و از جمله اروپا و آمريکا ايجاد شده است .
سارتر كه فرد ملحدي است به اين حقيقت اعتراف مي كند كه « تا زماني كه آدميان به خداي آسماني باور داشتند، مي توانستند او را خاستگاه آرمان هاي اخلاقي خود بدانند ...؛ اما اكنون با ناپديد شدن خداوند از آسمان ، وضع به كلي دگرگون شده است. جهان تحت حاكميت يك وجود روحاني نيست ؛ بلكه به عكس تحت سلطه نيروهاي كور است... اين جهان، جهاني مرده است. ما در جهاني زندگي نمي كنيم كه حامي ارزش هاي ما باشد. اين جهان در مورد ارزش هاي ما بي تفاوت است».
«هر چه در علم و صنعت پيشرفت مي¬كنيم، احتياج بشر به معنويات و دين بيشتر و محسوس¬تر مي¬شود. از فيزيك و فلسفه معاصر تا بيولوژي و پزشكي معاصر... نياز به ارزش‌هاي فكري در كنار امور مادي و جسمي و اخلاقي در كنار امور سياسي و فرهنگي در كنار اقتصادي، فزوني يافته است» .
از ديدگاه دين مقدس اسلام، تنها پيروي از دين است که مي‌تواند سعادت دنيا و آخرت انسان را تأمين کند. در انديشه اسلامي، انسان بيهوده آفريده نشده است؛ بلکه رسيدن به برترين مقامات انساني و الاهي هدف حيات اوست. حقايق عالم تنها به امور مادي خلاصه نمي‌شوند و انسان در اين دنيا به خود واگذار نشده است. استفاده از عقل و تجربه انساني براي رسيدن به سعادت لازم است؛ اما کافي نيست. بنابراين تنها راه صحيح و مطمئن براي رسيدن به سعادت، پيروي از آموزه‌هاي الاهي فرستادگان خداوند است. تعاليم الهي که از آن با عنوان دين ياد مي شود، علاوه بر بيان حقايقي که از دسترس عقل و تجربه آدمي به دور است، اين دو را رشد داده و در مسير صحيح و مطلوب هدايت مي‌کند.
اسلام دنيا و آخرت را جدا از هم نمي‌بيند و تعاليم انبيا را تأمين کنندة سعادت دنيا و آخرت انسان‌ها مي‌شمرد.
قرآن کريم از اين حقيقت پرده برمي‌دارد که نظام آفرينش هماهنگ با تعاليم الاهي است و خداوند عالم اين دو را هماهنگ آفريده است. گناهان نه تنها موجب تباهي آخرت انسانها است؛ بلکه دنياي انسانها را هم به تباهي مي‌کشاند: <ظهر الفساد في البر و البحر بما کسبت ايدي الناس ليذيقهم بعض الذي عملوا لعلهم يرجعون> ؛ فساد در خشکي و دريا به خاطر اعمال انسانها پديدار شد تا نتايج برخي از اعمال خود را بچشند؛ شايد بازگردند؛ البته خداوند حکيم و مهربان از عقوبت دنيوي بسياري از گناهان چشم پوشي مي‌کند: «و ما اصابکم من مصيبت فبما کسبت ايديکم و يعفو عن کثير>؛ رنجهايي که به شما مي‌سد، به‌ خاطر اعمالي است که انجام مي‌دهيد، (اين در حالي است که ) خداوند از عقوبت بسياري از گناهان مي‌گذرد) و در طرف مقابل قرآن کريم مي‌فرمايد: « و لو ان اهل القري آمنوا و اتقَوا لفتحنا عليهم برکات من السماء و الارض ولکن کذبوا فاخذناهم فاخذناهم بما کانوا يکسبون» ؛ اگر مردم شهرها و روستاها ايمان مي‌آوردند و تقوا پيشه مي‌کردند، به راستي برکاتي از آسمان و زمين را بروي آنان مي‌گشوديم؛ ولي آيات خداوند را انکار کردند. پس آنان را به اعمالشان مؤاخذه کرديم).
سختي‌ها و رنج‌هاي بسيار اين دوره‌ ناشي از گناهان و پليدي‌هاي انسان معاصر است؛ در حالي‌ که در پرتو عمل به آموزه‌هاي دين مي‌توان در همين دنيا از نعمت‌هاي و برکات الاهي بهره‌مند شد. رفتار و اعتقاد انسان به عنوان جزئي از اجزاي اين عالم با ساير اجزاي آن مرتبط است. اگر اعمال او در مسير صحيح و مطابق نظام آفرينش باشد، برکات آسمان و زمين بر انسان‌ها نازل و آسايش زندگي دنياي انسان‌ها هم به بهترين شکل ممکن تأمين مي‌شود. نمونه کامل چنين تأثيري را در روايات عصر ظهور مولايمان حضرت مهدي (عج) مي‌توان دید؛ اما با خارج شدن انسان از مسيري که خداوند براي او به وسيله دين تعيين کرده است، در نظام آفرينش فساد ايجاد مي‌شود که آثار سوء آن دامنگير خود فرد و ساير افراد جامعه مي‌شود. ناامني، فقر، ظلم و تباهي و ...همه در اثر گناهان انسان‌ها پديد آمده است ؛ البته روشن است که معرفي اين عامل، به معناي انکار عوامل طبيعي پديد آمدن اين حوادث نيست؛ بلکه معرفي عاملي در طول و فوق آن عوامل است. به عبارت ديگر اطاعت از دستورات دين يا نافرماني خداوند متعال، سبب فراهم شدن عوامل حوادثي مطلوب يا نامطلوب در جهان مي‌شود.
در اين نگارش براي پرهيز از طولاني شدن نوشتار، براي تاييد توانايي دين براي تامين سعادت دنياي انسان‌ها به برخي شواهد تجربي از نياز به دين و تاثير مثبت آن در حيات مادي انسان اشاره مي كنم و بحث هاي تفصيلي اين موضوع را به مطالعه منابع معرفي شده واگذار مي‌کنم.
ديويد برنت، استاد روان شناسي طب كودكان و اپيدمي شناسي دانشگاه پترزبورگ آمريكا، فاصله گرفتن از دين را از عوامل گرايش به خود کشي معرفي مي‌کند:«دليل خودكشي ها انواع مسائل اجتماعي است. خانواده¬ها ديگر در كنار اقوام و قبيله خود زندگي نمي كنند و از دين و سنت ها فاصله گرفته اند» .
پروفسور هربرت نبسن و همكار او مارج ستارك از دانشكده پزشكي دانشگاه هاروارد بر ارتباط جسم و روح تاكيد دارند. پروفسور هربرت نبسن، استاد دانشده پزشكي هاروارد، متخصص قلب و رئيس مؤسسه پزشكي جسمي و مغزي، در كتابي به نام شفاي جاوداني؛ قدرت و بيولوژي ايمان كه مبتني بر تحقيقات سي‌ساله‌است آورده است:
تكيه بر معنويات و ايمان و اعتقاد به آيين ديني، عامل بسيار مؤثري در مقابله با امراض است و در شفاي كساني كه از وسايل و تكنولوژي و داروهاي جديد پزشكي استفاده مي¬كنند، نقش بزرگي دارد» . او بر پايه تحقيقات خود و همكارانش نشان مي¬دهد كه آن عده از بيماران كه به دين اعتقاد و ايمان دارند و از خصايص و آداب معنوي بهره¬مند هستند، در كسب بهبودي و شفا بر آن عده از بيماران كه از دين و معنويات دوري مي¬جويند، برتري دارند و جلوتر هستند. مطالعات و تحقيقات او ثابت كرده است كه « ساختمان مغز انسان به قدري كامل و پيچيده است كه نه تنها عضلات بدن از آن استفاده مي¬كنند؛ بلكه شبكه هاي اطلاعاتي و ارتباطي مغز، مراكز اعتقادات، ايمان ها ، ارزش¬ها، انديشه ها و احساسات افراد است. تزكيه، دعاي روز و اقامه مرتب نماز، نه تنها حس راحتي و آرامش را در بيماران افزايش مي¬دهد؛ بلكه تاثير مثبت¬تر و بيشتري در عمليات جراحي و تجويز داروها دارند .
پژوهشگران با تحقيقات خود نشان داده‌اند که افراد در محيط‌هاي مذهبي کمتر از محيط‌هاي غير مذهبي دچار افسردگي مي‌شوند . تحقيقات متعدد پژوهشگران، امروزه به روشني از نقش مثبت نماز، دعا و اعمال و باورهاي مذهبي در سلامت رواني و پيش‌گيري از آسيب‌ها و بزهکاري‌ها و حتي درمان بيماري‌هايي چون سرطان پرده برداشته است .
با اطمينان مي‌توان گفت که انسان دور افتاده از دين، با ناکامي در رسيدن به نيازهاي فطري خود، روز به روز به دين و هدايت الاهي احساس نياز بيشتري پيدا خواهد کرد و به اين حقيقت با تجربه تلخ خود دست خواهد يافت که راه رسيدن به آرامش و سعادت، حتي دنيوي آن در گرو پيروي از دين است .

 

منابع


[1] . اوصافي مانند مدرن يا غربي که در اين مقاله بارها به کار رفته است، به انديشه دنيامدارنه‌اي  اشاره دارد که در چند قرن اخير بر جوامع غربي حاکم بوده است. نگاه دنيا محورانه، محوريت دانش تجربي براي شناخت حقايق عالم، به حاشيه راندن دين و احساس بي نيازي از آن را مي‌توان از مهم‌ترين ويژگي‌هاي اين انديشه دانست. اين تفکر اگر چه به کشورهاي مختلف سرايت کرده است؛ اما به لحاظ منشأ پيدايش آن، غربي ناميده مي‌شود.  

[2] . امين, سمير, فقر جهاني, انباشت سرمايه و توسعه فقر, مجله سياحت غرب, س1، ش13, ص84.   

[3] . ساندرز، برني، فروپاشي طبقه متوسط، مجله سياحت غرب,س1،ش10،ص71.

[4] . همان، ص76.

[5] . ميشل دي تيس، فقر و نابرابري در اقتصاد جهاني، سياحت غرب، س2، ش16، ص72.

[6] . كمپ، هرو، توسعه، مفهومي متعلق به گذشته، مجله سياحت غرب، س1، ش8، ص57 و ر.ک: استگليتر، جوزف، نقش صندوق بين المللي پول در توزيع فقر در جهان، مجله سياحت غرب, س1،ش10،ص63.

[7] . كچ، كتي،خشونت در مدارس آمريكا، مجله سياحت غرب, س1،ش10، ص46.

[8] . هسانسكي، ديويد، آمريكا و معضل خودكشي جوانان، مجله سياحت غرب, س1، ش13، ص 69-71.

[9] . ر.ك: نژاد پرستي نقابدار، آنجلا واي. ديويس، سياحت غرب، س3، ش29، ص35.

[10] . جيمز كيو، ويلسون، افول ازدواج، سياحت غرب، س2، ش16، ص48.

[11] . همان، ص51.

[12] . همان، ص50.

[13] .ويتز، پل، زوال خانواده، مجله سياحت غرب, س1،ش10،ص35و 36.

[14] .چاپنر، دين، مستهجن نگاري در اينترنت و تاثير آن بر نوجوانان، مجله سياحت غرب, س1، ش12، ص36.

[15] . خود فروشي كودكان، جلوه‌اي شوم از...، سياحت غرب، س1، ش4، ص29.

[16] . ر.ك: از فتح سرزمين ها تا كنترل مغزها ، مجله سياحت غرب, س1،ش8،ص52 و رابرت دري فاس و جيسن وست، كارخانه دروغ پردازي، سياحت غرب، س2، ش16، ص112.

[17] . خوزه ساراماگو، وقتي كه بازار فرامان مي­راند، از دموكراسي چه باقي مي­ماند؟ سياحت غرب، س2نش16، ص104.

[18] . ريكاردو پترلا، براي ريشه كن كردن فقر مي­توان دنيا را تغيير داد، سياحت غرب، س3، ش29، ص43.

[19] .مولكي، بروس، صلح جهاني از ادعا تا واقعيت، مجله سياحت غرب, س1، ش7، ص94.

[20] . افسانه پيشرفت، كرك پاتريك سيل، سياحت غرب، س2، ش15، همان، ص33.

[21] . همان، ص29.

[22] . ر.ك: مدرسي(طباطبايي)،سيد محمد علي ، تمدن ماديگرايانه ما غربي­ها، قم، شفق،1382،ص25-27.

[23] . ر.ك: حميد پارسا نيا، هستي و هبوط انسان در اسلام، تهران، دفتر نشر معارف، اول، 1383، ص 102.

[24] . همان، ص14.

[25] . ر. ك: همان، ص25.

[26]. موسسه مكاتباتي اسلام شناسي، انسان وارونه، ويژگي­هاي انسان غربي، 1362، ص16.  

[27] . كرك پاتريك سيل، افسانه پيشرفت، سياحت غرب، س2، ش15، ص35.

[28] . حميدمولانا، ظهور وسقوط مدرن، تهران، كتاب صبح، اول، 1380، ص22.

[29] . نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاه علوم پزشکي ايران، اسلام و بهداشت روان(مجموعه مقالات)، تهران، دفتر نشر معارف، اول، 1382، ج1، ص15.

[30] . سيل، كرك پاتريك، افسانه پيشرفت، سياحت غرب، س2،ش15، ص30.

[31] . ر.ک: موسسه مكاتباتي اسلام شناسي،انسان وارونه، ويژگي­هاي انسان غربي، 1362 و چارلز تيلور، سه معضل بنيادي جامعه مدرن، سياحت غرب، س2، ش29، ص5.

[32] . مدرسي(طباطبايي)،سيد محمد علي ، تمدن ماديگرايانه ما غربي­ها، ص40.

[33] . ر.ك: حميد پارسا نيا، هستي و هبوط انسان در اسلام، ص26.

[34] . انسان و تكنولوژيي، گفتگو با جري ماندر، سياحت غرب، س1، ش4،ص15.

[35]. انسان وارونه، ويژگي­هاي انسان غربي، ص 18.

[36] . ر.ک: كرك پاتريك سيل، افسانه پيشرفت، سياحت غرب، س2، ش15، ص32.

[37] . براي مطالعه بيشتر درباره تفاوت هاي بنيادين انسان شناسي معاصر و انسان شناسي ديني، ر.ك: حميد پارسانيا، هستي و هبوط انسان.

[38] . مطاله منابعي که در اين مقاله از آنها استفاده شده است، ميِ‌تواند راهنماي خوبي براي شناسايي بحران‌هاي تمدن غربي باشد.

[39] . اين مطلب در كتاب‌هاي كلامي و اعتقادي  با عنوان نيازمندي انسان به دين و ضرورت بعثت انبيا به تفصيل بحث و اثبات شده است. بدين جهت خواننده كرامي را به اين كتابها ارجاع مي­دهم.    

[40] . برفرض هم بپذيرييم كه عقل و تجربه بشري در دراز مدت با آزمون و خطا بتواند روزي تمام حقايق عالم را دريابد و بر اساس آن برنامه درستي براي سلامت و سعادت انسان ارائه كند، اين زمان بايد بسيار طولاني باشد؛ زيرا انسان مدرن با گذشت چند هزار سال از حيات انسان در زمين، به شكاكيت و ناتواني در فهم حقايق عالم رسده است. و در اين ميان، خسارات دوران تجربه­گري قابل چشم پوشي نيست.

[41] . مهدي گلشني، علم و دين و معنويت در آستانه قرن بيست و يکم، تهران، پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي، 1379. ص43.

[42] . بحث تفصيلي درباره اينکه آيا دين و تمدن ديني مي­تواند جايگزين شايسته اي براي تمدن مدرن باشديا خير، نيازمند بررسي مباحث فلسفي و كلامي هستي شناسي، خداشناسي، انسان شناسي و راهنما شناسي ديني است. در ادامه بايد مباحث دين شناسي مورد بحث قرار گيرد و دين کامل و صحيح  و قلمرو آن مورد شناسايي قرار گيرد. ورود به اين مباحث خارج از توان اين نوشتار است. براي مطالعه بيشتر در اين مباحث ر.ك: محمد تقي مصباح يزدي،  معارف قرآن( خداشناسي، جهان شناسي، انسان شناسي و راه و راهنما شناسي) و ديگر كتاب‌هاي اعتقادي مربوط به اين مباحث.

[43] . مدرسي(طباطبايي)،سيد محمد علي ، تمدن ماديگرايانه ما غربي­ها ، ص 58-59.

[44] . حميدمولانا، ظهور وسقوط مدرن، تهران، كتاب صبح، اول، 1380، ص19.

[45] . همان.

[46] . روم، 41.

[47] . شوري، 30.

[48] . اعراف، 96.

[49] . در آن دوره زمين و آسمان برکت‌هاي خود را به انسان‌ها تقديم مي‌کنند و فقر، ناامني، بي عدالتي و... از بين مي‌رود. ن.ک: ميزان الحکمه، ج 1، مبحث الامامة، احاديث العالم بعد ظهور المهدي.

[50] . ر.ک: محمد حسين طباطبايي، الميزان، قم، مؤسسة النشر الاسلامي، ج8، ص195 به بعد.

[51] . آيات و روايات متعددي بر تاثير اعمال ما بر حوادث عالم دلالت دارند. براي مطالعه بيشتر در آيات ر.ک: محمد حسين طباطبايي، تفسير الميزان، ذيل آيات فوق و ذيل آياتي چون: ومن اعرض عن ذکري فان له معيشة ضنکا (طه، 124) الا بذکر الله تطمئن القلوب(رعد،28) و درباره روايات ر.ک: محمد محمدي ري‌شهري، ميزان الحکمة، ذيل واژه‌هاي ذنب و برکة.

[52] . هساننسكي، ديويد، آمريكا و معضل خودكشي جوانان، مجله سياحت غرب، س1، ش13.

[53] . حميدمولانا ، ظهور وسقوط مدرن، ص21.

[54] . همان، ص21-22.

[55] . نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاه علوم پزشکي ايران، اسلام و بهداشت روان(مجموعه مقالات)، تهران، دفتر نشر معارف، اول، 1382، ج1، ص15-112.

[56] . ر.ک: همان و معاونت پژوهشي دانشگاه علوم پزشکي و خدمات درماني ايران ،  اولين همايش بين المللي نقش دين دربهداشت روان(چگيده مقالات)، 1380.

[57] . خواننده گرامي توجه دارد که بررسي علل عقب افتادگي ظاهري جوامع ديني، خود بحث جدايي است که در برخي مقالات شماره گذشته اين مجله به آن اشاره شده است و خارج از مقصد اين نوشتار است. تنها يادآوري اين نکته مناسب است که عقب افتادگي جوامع ديني، معلول عمل کردن آنان به آموزه‌هاي ديني نيست؛ بلکه نتيجه دور شدن آنان از تعاليم ديني است.