|
آشنای با شخصیت های کلامی
(علامه شیخ محمد جواد بلاغی)
نویسنده: سید محمد عالمی
اشاره
هدف از معرفي چهرههاي برجسته کلامي و ديني عبارت است از: درس
آموزي از سيره علمي و عملي آن متفکران برجسته؛ آشنايي با مسائل
علمي و شبهات کلامي عصر آنان؛ پيبردن به نحوه برخورد آنها در
برابر آن شبهات براي دست يابي به روش برخورد مناسب در برابر
مسائل و شبهههاي مشابه در زمان ما؛ شناخت تاريخ طرح بسياري از
انديشهها و مباحث کلامي، که به درک و فهم عميق بسياري از
مباحث کلامي و علمي کمک ميکند.
انتخاب علامة مجاهد، محمد جواد بلاغي
به خاطر مناسبت خاصي است که در آثار اين راد
مرد جهان اسلام، با موضوع اين شماره مجله ( رسول اعظم صلي
الله عليه و آله) وجود دارد، و آن دفاع ايشان از اسلام و
پيامبر اعظم - صلي الله عليه و آله- در برابر مخالفان ودشمنان
است.
ولادت
متکلم، مفسر، فقيه، اصولي، شاعر و اديب، علامة مجاهد محمد جواد
بلاغي در سال 1282ق.
( به نقل آغا بزرگ تهراني از خود ايشان) در نجف اشرف چشم به
جهان گشود.
پدرش شيخ حسن بلاغي، چنانکه علامه در نامهاي به صاحب اعيان
الشيعه مي نويسد، از اهل علم و دانش بوده است.
خانواده بلاغي از خانوادههاي مشهور به فضل و علم، و اجداد او
همه از مردان علم و ادب شناخته شده است که از جمله آنها مؤلف
کتاب مشهور تنقيح المقال است.
در پي دانش
علامه بلاغي در زادگاهش، به خوشه چيني معارف از محضر بزرگان
حوزه علميه نجف اشرف پرداخت. دروس مقدماتي را در آنجا فرا
گرفت و در سن 24 سالگي (1306ق) به کاظمين رفت و شش سال (
تا سال 1312ق) در
آنجا ماند. در اين مدت به خاطر ارتباط با پيروان اديان، مذاهب
و مکاتب مختلف، با افکار آنها آشنا شد. در سال 1312ق. به حوزه
نجف برگشت. دوره اقامت دوباره علامه در نجف 14 سال به درازا
کشيد؛ سپس علامه راهي شهر سامرا شد تا در حوزه درس مجاهد بزرگ،
ميرزاي شيرازي توشه علم و عمل را به نهايت برساند و با الهام
گيري از آن مرد بزرگ، جهاد مقدسش را شروع کند. او ده سال در
سامرا ماند و در اين مدت به تحقيق و تأليف پرداخت و بخشي از
آثار گران سنگ خود را در اين شهر نگاشت، تا اين که اين شهر به
دست نيروهاي انگليسي اشغال شد. از اين رو ايشان دوباره به
کاظمين رفت، در آنجا مبارزه عملي خود را براي آزادي کشور عراق
از دست اشغالگران آغاز نموده، علما و مردم مسلمان عراق را به
جهاد بر ضد اشغالگران، دعوت کرد و بدينگونه در انقلاب استقلال
عراق نقش آفريني کرد. پس از دو سال مبارزه و جهاد بر ضد
استعمار انگليس به شهر نجف برگشتو تا پايان عمر به جهاد علمي خود
ادامه داد و از ارکان دين اسلام در برابر مخالفان مسيحي،
يهودي، ماديگراها و فرقه هاي انحرافي قاديانيه، بهائيه و
بابيه، وهابيه دفاع کرد و نيز علوم اسلامي را تبيين و ترويج
نمود.
استادان و شاگردان
علامه بلاغي در شمار نابغههايي است که نقش بر جستهاي در
تاريخ علم داشته است، آثار به جاي مانده از او در حوزه هاي
گوناگون علوم گواه سخن ماست، چه بسيارگرههاي علمي که به دست
ايشان گشوده شده است، به ويژه در گستره مباحث اديان و مذاهب
ابتکارات و نو آوريهاي داشته است. اين عالم بزرگ و نو آور در
مکتب شماري از دانشمندان زبده جهان اسلام و تشيع پرورش يافته و
از خرمن دانش آنها بهره برده است که در ذيل نام چند تن از
آنان را ميآوريم:
1.
فقيه و محقق عاليقدرحاج آقا رضا همداني؛
2.
علامه بزرگ سيد محمد هندي؛
3.
فقيه محقق و اصولي نام آشنا، ملا محمد کاظم
خراساني، مؤلف کتاب «کفاية الاصول»؛
4.
فقيه، اصولي و رجالي بزرگ شيخ طه نجف؛
5.
فقيه و مجاهد
بزرگ، آية الله العظمي ميرزا محمد تقي شيرازي رهبر انقلاب
استقلال طلبانه عراق.
و
نيز بسياري از بزرگان و نام آوران جهان اسلام و تشيع از چشمه
جوشان دانش او بهره برده و به مقامات عظيم علمي و معنوي
رسيدند، و جزء مفاخر جهان اسلام و تشيع ميباشند، شماري از
آنان عبارتاند از:
1.
سيد ابوالقاسم خويي در گذشته در سال 1431ق؛
2.
سيد شهاب الدين مرعشي نجفي متوفاي سال 1411ق؛
3.
سيد محمد هادي حسيني ميلاني درگذشته به سال 1395ق؛
4.
شيخ محمد علي اردوبادي متوفاي 1380ق. و بسياري از عالمان و
دانشمندان مشهور که مجال براي نام بردن همه آنها نيست.
ميراث مکتوب بلاغي
از علامه بلاغي در حوزه هاي مختلف علوم اسلامي: فقه، اصول،
تفسير، کلام وعقايد؛ و اديان و مذاهب آثار پر ارج باقي مانده
است که به بيش از شصت کتاب و رساله ميرسد. در اين مختصر نام
بردن همه آنها ممکن نيست.
در اينجا به نام بردن کتابهايي ميپردازيم که از ايشان در
موضوعات اديان، فرق و مکتبهاي ماديگري نگارش يافته است:
1.
الهدي الي دين المصطفي (در دوجلد): اين کتاب از
بهترين کتابهايي است که در گفتگوي اديان نگاشته شده است، و
نيز از مهمترين آثار علامه بلاغي به شمار ميآيد. ايشان اين
کتاب را در نقد و بررسي چند کتاب نوشته است که بعضي مسيحيان
برضد اسلام بودند و در آنها بدون حفظ ادب تحقيق و سخن،
نسبتهاي ناروا به اسلام داده و اعتراضاتي به قرآن کريم کرده
بودند.
شماري از موضوعات که در اين کتاب به آنها پرداخته است،
عبارتاند از: سيره بني اسرائيل و نصارا؛ سيره بنياسرائيل و
شرک آنها؛ سيره اصحاب مسيح و شاگردانش؛ آموزگاران مسيحيت و
اختلاف آنها؛ معتبر نبودن عهد قديم و جديد؛ گواهي دادن بعضي
از آنها به تحريف ديگري؛ رسالت پيامبر و هدف آن؛ عصمت پيامبر
از ديدگاه عقل و نقل؛ اعتراضات بر عصمت و نقد آنها؛ نسبت گناه
به پيامبران و جواب آنها؛ جايگاه پيامبران در ميان ملتهاي
شان و ديدگاه قرآن به پاکي و عصمت آنها؛ معجزه، اعتراضات و
پاسخ آنها؛ تعارض عهد جديد با دعوت مسيح - عليه السلام- ؛
انجيلهاي موجود و نسبت دادن تناقض به مسيح و مبرا بودن آن
حضرت از آن؛ نسخ در تورات، انجيل و قرآن؛ رفع اعتراضات بر قرآن
از جهت عربي بودن و علوم ديگر مانند معاني و بيـان، تاريخ،
هيأت، و... ؛ اختلاف عهدين در تاريخ؛ اختلاف انجيلها در
تاريخ؛ و ... .
روش ايشان هم در اين کتاب در بحث با معترضين بر اسلام و قرآن،
استوار است بر برهان که به بديهيات عقلي مي رسد، مسلمات نزد
خود آنها. در اين بحث حتي از سخناني که افراد خاصي از پيروان
اديان به آن معتقدند، استفاده نشده است، تا در هنگام بحث با
آنها از جاده انصاف و حق دور نشود. اين کتاب گواه روشن بر
تبهر علامه بلاغي در حوزه مباحث اديان، رموز و اصطلاحات آن
است.
2.
الرحله المدرسية او المدرسة السيارة:
اين کتاب به صورت مناظرهاي تحرير شده است، که در آن به صورت
استدلالي با رد اديان ديگر، حقانيت دين اسلام با بيان روشن و
منطق استوار اثبات گرديده است. اين شيوه يکي از ابتکارات امام
بلاغي
در اين فن محسوب ميشود. اين کتاب به فارسي به
نام «مدرسه سيار» و نيز به اردو ترجمه شده است، که ترجمه فارسي
آن به قلم خود مرحوم بلاغي است.
شماري از مباحث که در اين کتاب مورد پژوهش نقادانه قرار گرفته
است، عبارتند از: خطاب کردن با عنوان «أب» در بين مسيحيان با
منع انجيل از آن؛ منع آدم – عليه السلام- از درخت؛ آيا در پيش
خداوند دروغ و نيرنگ هست؟ قرآن ميزان حق؛ نفي جسمانيت از خدا و
علم مطلق او؛ داستان فرزندان آدم و تورات؛ نسخ عهدين؛ آتش
نمرود و ابراهيم عليه السلام؛ هارون و تورات؛ هارون و گوساله
سامري؛ سليمان و عهد قديم؛ هارون و قرآن کريم؛ افسانه غرانيق؛
تورات و نسبتهاي ناروا به پيامبران؛ منزه بودن خداوند از
آموزش دروغ؛ اشتباه در تورات؛ قرآن و پيامبر؛ ذبح زنان و
کودکان در تورات؛ پيامبر موعود در تورات؛ مسيح – عليه السلام-
و اناجيل؛ قرآن، مسيح و تثليث؛ ايراد گيري عهد جديد بر عهد
قديم؛ خالي بودن تورات از ذکر قيامت؛ شواهد داخلي از تورات بر
تحريفش؛ نويسندگان اناجيل و زمان نوشته شدن آنها، بررسي زندگي
شاگردان مسيح عليه السلام؛ اناجيل و پاکي مسيح؛ آموزههاي
مسيحيت بعد از مسيح عليه السلام؛ چرا دستور پولس بر ابطال
شريعت پذيرفته شد؟ دين اسلام وقرآن؛ تاريخ اسلام؛ جنگهاي
پيامبر؛ سيره محمد - صلي الله عليه و آله- در دفاع؛ اسلام و
مسيح؛ مذهب داروين در اصل انواع؛ برهانهاي توحيد در قرآن؛
و... .
3.
اَعاجيب الاکاذيب: اين کتاب را نيز در ابطال دين
مسيحيت و بيان دروغهاي آنها نگاشته است، و به فارسي با نام «
شگفت آور دروغ» به وسيله عبد الله ايراني ترجمه شده است که
ظاهراً نام مستعار علامه بلاغي است.
4. التوحيد و التثليث:
رسالهاي است که در پاسخ به رسالة يکي از مسيحيان که از سوريه
براي ايشان فرستاده، نوشته است.
5. داعي الاسلام و داعي النصاري:
اين کتاب را هم در ابطال ادعاهاي مسيحيت و
اثبات حقانيت دين مقدس اسلام نگاشته است.
6. رسالة في الرد علي ينابيع الاسلام:
نقد کتابي است که بعضي از مسيحيان با همين نام نوشته است.
7. المسيح و الاناجيل: بر
رد مسيحيت کنوني نوشته است.
8. رسالة في الرد جرجيس سايل و هاشم
العربي: بر رد مسيحيت.
9. نصايح الهدي: اين کتاب را در
نقد و رد فرقه گمراه و گمراه کننده بابيه نگاشته است، اين کتاب
نيز به فارسي با نام «نصيحت به فريب خوردگان باب و بها» به
واسطه سيد علي علامه فاني ترجمه شده است.
10. الشهاب: اين کتاب در نقد
کتاب
حياة المسيح
از بعضي قاديانيها است.
11. المصابيح: در رد فرقه
قاديانه، بابيه و بهائيه است.
12.
الرد علي الوهابية:
در ابطال مذهب وهابيت.
13. دعوي الهدي الي الورع في الافعال و
الفتوي: در نقد فتواي علماي وهابي به انهدام قبرهاي
امامان - عليهم السلام- در بقيع.
14. انوار الهدي: اين کتاب در
اثبات وجود خدا و رد مادي گراها است، و نيز به اردو ترجمه شده
است.
15. البلاغ المبين: در بيان
اعتقادات و مباحث اعتقادي.
با
خبر شديم که مرکز احياي آثار اسلامي وابسته به پژوهشگاه فرهنگ
و علوم اسلامي دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم، آثار علامه
بلاغي را به شکل مجموعه آثار، به مناسبت گنگره بزرگداشت ايشان
در زمستان 1385 و بهار 1386 به ترتيب در ايران و عراق به دو
زبان فارسي و عربي منتشر ميکند. با اين کار زمينه استفاده هر
چه بيشتر از اين ميراث جاودان، فراهم ميشود.
ويژگيهاي شخصيتي علامه بلاغي
علامه بلاغي الگوي بزرگ براي همه کساني است که انگيزه حقيقت
طلبي و حق خواهي دارد، در اينجا به گوشهاي از ويژگيهاي بارز
ايشان اشاره ميکنيم. يکي از ويژگيهاي ايشان اخلاص در نيت و
عمل بود. اين ويژگي به گونهاي ظهور و نمود داشت که ايشان راضي
نميشد نامش بر کتاب هايش نوشته شود، و همواره مي گفت: «هدفي
جز دفاع از حق ندارم برايم تفاوت نميکند که به نام من باشد يا
نام کسي ديگر».
ويژگي ديگر تواضع و فروتني ايشان است، با اين که يکي از
بزرگترين شخصيتهاي جهان اسلام بود وسايل مورد نياز زندگياش
را خودش تهيه ميکرد. براي خريد ضروريات زندگي به بازار ميرفت
و به کسي اجازه نميداد به ايشان کمک کند.
ويژگي ديگر، تلاش علمي کم نظير او است، به گونهاي که در
روزهاي پاياني عمر که از بيماري سختي رنج ميبرد از تحقيق و
تأليف دست نکشيد. در نامهاي به سيد محسن امين در باره تفسير
قرآن کريم، ميگويد: « آنچه مرا وادار ميکند به سرعت دادن در
تفسير قرآن، ضعف جسماني، بسياري بيماريها و تنها بودن در
جستجو، تصحيح روايات، نوشتن نامهها و انجام دادن امور معاش
است. اين را بيان کردم به اميد دعاي شما براي توفيقم»
ويژگي ديگر پرداختن به مسايل ضروري علمي، پيش انداختن آنها
نسبت به کارهايي که کمتر مورد نياز جامعه است، به همين جهت گاه
ميشد که در هنگام انجام کاري از آن، دست مي کشيد به کاري که
مهمتر از آن بود، مشغول ميشد.
در آخرين نامهاش به سيد محسن امين از اين که اهل علم از
پرداختن به کارهاي ضروري و مورد نياز زمان، کوتاهي ميکنند،
شکايت ميکند.
جهاد علامه بلاغي
علامه بلاغي در عصري ميزيست که مسلمانان يکي از دشوارترين
دورههاي تاريخ شان را تجربه ميکردند. در اين دوره جامعه
اسلامي با مشکلات گوناگون دروني و بيروني درگير بود، از يک سو
بيشتر کشورهاي اسلامي در اشغال و استعمار غربيها بود، آنان با
استفاده از زور و تواناييهاي نظامي خود بر ارکان حياتي
کشورهاي اسلامي سيطره پيدا کردند و از سوي ديگر مردم مسلمان در
غفلت، اختلاف، ناداني به سر ميبردند و به لحاظ علمي نسبت به
جوامع غربي در وضعيت اسفناکي قرار داشتند. مهاجمان غربي با
استفاده از اين اوضاع آشفته، تلاش گستردهاي را براي از بين
بردن هويت ديني و فرهنگي مسلمانان آغاز کردند، به اين منظور
مبلغان مسيحي به سراسر سرزمينهاي پهناور اسلامي پراکنده شدند
و با بهرهگيري از قدرت سياسي و تبليغاتي استعمارگران هم کيش
شان، به خدشهدار کردن و از بين بردن مباني فکري و باورهاي
ديني مسلمانان پرداختند. در اين جهت دروغها و شبهههاي بسياري
را درباره اسلام و پيامبر اعظم اسلام - صلي الله عليه و آله-
نشر کردند تا اعتقاد جامعه اسلامي را نسبت به دين و باورهاي
ديني شان متزلزل و زمينه تسلط فرهنگي و سياسي شان را براي
هميشه فراهم کنند.
در برابر اين حرکت ويرانگر، در جهان اسلام شماري از مصلحان
بزرگ ظهور کردند. آنها تلاش هايي را در برابر تهاجم و شبيخون
فرهنگي- سياسي غرب انجام دادند. اصلاح گراني مانند سيد جمال
الدين افغاني (1254-1314ق) که مبارزة سختي را براي بيداري جهان
اسلام انجام داد و در راه تحقق اين آرمان به بيشتر سرزمين
هاي اسلامي سفرکرد، و در همه جا بانگ بيداري سرداد. مرد ديگري
که به اين جهاد مقدس پرداخت، شاگرد و هم رزم سيد جمال، شيخ
محمد عبده(1266-1323ق) بود.
در ميان اين مصلحان بيدار، علامه مجاهد، امام
بلاغي، خطر اصلي براي جامعه اسلامي را از بين رفتن هويت فرهنگي
و ديني مردم مسلمان احساس کرد. و اينکه اگر هويت ديني- فرهنگي
جوانان مسلمان از بين برود، ديگر استقلال سياسي هم اين مشکل را
جبران نميکند، اين همان چيزي بود که استعمارگران بعد از سيطره
طولاني دريافته بودند که تا باورهاي ديني مسلمانان استوار و
تسخير نا پذير باشد، آنها به هدفهاي خود نميرسند؛ از اين رو
با تمام توان به نشر افکار و عقايدي پرداختند که اين دژ محکم
(دين اسلام) جامعه اسلامي را با شبهه افکني و نشر دورغ ويران
کنند.
مجاهد سترگ ما، با مشاهده اين وضعيت دشوار،
در برابر اين خطر و توطئه ايستاد؛ از اين رو همه ابزارهاي لازم
براي دفاع از اسلام و پيامبر گرامي آن را فراهم نموده در اين
راه تا پايان عمر به عنوان سرباز فداکار براي اسلام خدمت کرد.
اقدامات ايشان را در اين راستا، ميتوان
اينگونه دسته بندي کرد:
1. شناسايي مکتبهايي که دين مقدس اسلام و
آموزههاي آن را مورد حمله قرار ميدادند؛ ايشان در اين بررسي
دشمنان اسلام را در آن دوره، سه گروه عمده دريافتند: مسيحيت و
يهوديت؛ ماديگراها؛ و فرقههاي انحرافي که در درون دنياي
اسلام با کمک استعمار پديد آمدهبودند، که عبارتند از: بابيه و
بهائيه، قاديانيه و وهابيت.
2. مجهز شدن به ابزارهاي دفاع و مبارزه با انها؛ از اين رو
ايشان، براي اينکه در ميدان مبارزه فکري با برهان محکم وارد
شوند، باکوشش بسيار به جز زبان مادري (عربي) زبانهاي عبري،
انگليسي و فارسي را فراگرفت. در اين راه زحمتهاي فراوان کشيد
و براي ياد گيري زبان عبري با شماري از يهوديها در بغداد
ارتباط و دوستي برقرار نمود.
3.
مطالعه عميق و گسترده در باره يهود و مسيحيت با استفاده از
منابع اصيل خود آنها، و گردآوري اطلاعات گرانبها از منابع
آنها، در ابطال عقايد شان و اثبات حقانيت اسلام و نبوت پيامبر
اعظم صلي الله عليه و آله.
4.
مواجهه عالمانه و برهاني با شبههها، پرسشها و دروغ پردازي هاي
آنها در باره اسلام و رسول خدا - صلي الله عليه و آله –
ايشان در اين عرصه چنان با قدرت و منطق محکم وارد شد و به همه
شبههها، اعتراضها و دروغ پردازيها پاسخهاي عالمانه همراه
ادب و اخلاق داده، برتري منطق اسلام را نمايان کرد. روش
عالمانه و منطقي ايشان و حل کردن بسياري از مشکلات علمي به دست
ايشان موجب شد، شهرتش بيشتر مراکز تحقيقي جهان را فرا بگيرد و
دانشمندان براي دريافت پاسخ پرسشهاي شان، در مسايل اديان و
اسلام از اروپا و غير آن، به ايشان مراجعه کنند. نگاه به
رسالههاي به جا مانده از ايشان که در پاسخ به پرسشهاي
فرستاده به ايشان نگاشته اند اين حقيقت را روشن ميکند.
5. همچنين در برابر گروههاي ماديگرا و فرقههاي انحرافي درون
عالم اسلام با جديت مبارزه نمود وبا زبان و قلم به نقد و رد
ديدگاهها و ادعاهاي آنها پرداخت و نيز از مبارزه عملي در
برابر فرقههاي انحرافي دست نکشيد، روزي که شنيد فرقه گمراه
بهائيت محلي را در «کرخ»به نام «حظيره» براي خود ساخته اند تا
پايگاهي براي نشر عقايد انحرافي شان در ميان مسلمانها باشد با
مراجعه به محاکم و پيگيري آن؛ محل مورد نظر را از تصرف آنها
خارج و به مسجدي اسلامي تبديل کرد.
6.
افزون بر نقد و رد انديشههاي ضد دين اسلام، به نشر اين آثار
گرانبها اقدام کرد و نيز آنها را به دست مسلمانان و جوانان
مسلماني که در معرض اين تهاجم فرهنگي غرب قرار داشتند، رساند.
در اين راه براي استفاده هرچه بيشتر مسلمانان غير عرب زبان از
اين منابع؛ شماري از کتابهاي خود را به فارسي و انگليسي ترجمه
نمود، از مسلمانان هم خواست به نشر اين کتابها بپردازند.
آخرين هجرت
سر
انجام اين قهرمان اسلام و تشيع پس از عمري جهاد و تلاش براي
پيروزي حق و حقيقت، شب دوشنبه بيست و دوم شعبان 1352ق.
نداي حضرت دوست را لبيگ گفت، و مرغ جانش به سراي ابدي پرکشيد.
بدين سان دين اسلام و پيامبر اعظم – صلي الله عليه و اله- يار
و ياور بزرگي را از دست داد. مسلمانان در اندوه فراق مصلح
بزرگ، خورشيد روشنگر حقيقت گريستند، حوزه علميه نجف در غم
استوانه دانش، پارسايي، جهاد و... غرق در اندوه شد. دانشمندان،
اديبان شعرهاي سوزناک در فقدانش سرودند.
پس از تجليل با شکوه در صحن بارگاه پيشواي حقجويان و
حقخواهان، امام علي- عليه السلام- به مام خاک سپرده شد.
پروردگارا! پاداش بهترين مجاهدان راه حق را به او بده!
پی نوشتها
[1] .
در بعضي از کتاب ها تولد ايشان در
1285ق. و نيز حدود سال 1280ق. نوشته شده است؛ به
ترتيب: امين عاملي، سيد محسن، اعيان
الشيعه، ج4، بيروت، 1403ق. ص 255؛ حرز الدين،
شيخ محمد ، معارف الرجال، ج1، قم، مکتبة
آية الله العظمي مرعشي نجفي، 1405ق. ص 196.
[2]
.تهراني، آغا بزرگ، نقباء البشر
في القرن الرابع عشر، ج 1، دار المرتضي، مشهد،
دوم، 1404ق. ص 323.
[3]
. امين عاملي، سيد محسن ، همان، ص 261.
[4]
. ر. ک: تهراني، آغا بزرگ، همان؛ سيد
محسن امين عاملي، همان، ص 255.
[5]
. ر.ک: تهراني، آغا بزرگ، همان، ص 323.
[6]
. همان، ص 323؛ امين عاملي، سيد
محسن، همان، ص 255.
[7]
. حکيم، سيد محمد علي، مقدمه بر
رساله الرد علي الوهابيه علامه بلاغي، تراثنا،
سال نهم، ش36-35، ص 393-394.
[8]
. براي
آگاهي از آثار ايشان به اين منابع رجوع کنيد: آغا بزرگ
تهراني، همان، ص 324-325؛ رضا استادي، نوزده
ستاره و يک ماه، قم، قدس، دوم، 1383، ص
243-250؛ جعفر سبحاني،
موسوعة
طبقات الفقهاء،
ج14،
قسمت دوم، قم، مؤسسه امام صادق -عليه السلام-، اول،
1424ق. ص 646؛ سيد محمد علي حکيم، همان، ص 393-402.
[9]
. تهراني، آغا بزرگ، همان، ص 324- 325؛
رضا استادي، همان، ص243-253؛ سيد محمد علي حکيم، همان.
[10]
. تهراني، آغا بزرگ، همان، ص324 :
« انّي لا أقصد الاّ الدفاع عن الحق لا فرق عندي بين
أن يکون بإسمي أو إسم غيري».
[12]
. امين عاملي، سيد محسن، همان، ص261.
[13]
. استادي، رضا، همان، ص 256.
[14]
. امين عاملي، سيد محسن، همان.
[15]
. ر.ک: تهراني، آغابزرگ، همان، ص 325؛
صدر، احمد وديگران، دائرة المعارف تشيع، ج3،
تهران، شهيد سعيد محبي، سوم، 1383، ص403؛ حرزالدين،
شيخ محمد، معارف الرجال، ج1، قم، مکتبه
آيه الله مرعشي نجفي، 1405ق. ص196.
[16]
. حرز الدين، محمد، همان؛ صدر، احمد و
ديگران، همان.
[17]
. ر. ک: تهراني، آغا بزرگ، همان، ص234؛
صدر، احمد و ديگران، همان.
[18]
. استادي، رضا، همان، ص 259.
[19]
. ر.ک: استادي، همان، ص 260.
[20]
. امين عاملي، سيد محسن، همان، ص255؛
آغا بزرگ تهراني، همان، ص324.
[21]
. ر.ک: فکيکي محامي، توفيق،
مقدمه الهدي الي دين المصطفي علامه بلاغي، قم،
دار الکتب الاسلاميه، بيتا، ص 18- 19.
|