تاريخ هجري شمسي

             لینکهای مرتبط           

....................................................

  منشور دین پژوهان و ضرورت انتشار

  گفت و گو با استاد ربانی گلپایگانی  

  نگاهی به دین پژوهی

  نظریه های مطرح در باره ماهیت وحی

  شرور و عدل الهی

  فوائد و کارکردهای دین

  بزرگان اندیشه (حمصی)

سراب مسیحیت

گفت و گو با استاد خسروپناه

وحی و تجربه دینی

چیستی شناسی سکولاریسم (1)

پرسش و پاسخ

امکان وحی

راههای خداشناسی در کلام معصومین ع

خاتمیت در اسلام

شخصیت های کلامی (محمد عبده)

میزگرد (کثرت گرایی معرفتی)

کتاب شناسی

میراث فراموش شده

گفت و گو با دکتر قاسم جوادی

بررسی دلایل لزوم بعثت انبیا (ع)

عوامل پیدایش و اعتلای تمدن نبوی

تنگناهای زبان و رسالت رسول اعظم ص

نبوت از منظر ابن سینا و فارابی

شیوه مواجهه پیامبر (ص) با مخالفان

تبیین های فلسفی نبوت

شیوه برخورد پیامبر (ص) با اهل کتاب

دین نیاکان پیامبر (ص)

معرفی کتاب

حکومت دینی رسول اعظم (ص)

روشهای تربیتی رسول اعظم (ص)

سرآغاز (حکایت انسان)

گفت و گو با دکتر محمد لگنهاوزن

نگاهي به نقش دين در دنياي معاصر

رابطه دين، دنيا و آخرت

نقش دين در برقراري عدالت اجتماعي

توفيق دين در اهداف آن

قلمرو دين در زندگي انسان

چيستي شناسي سکولاريسم (2)

شخصیتهای کلامی (شیخ شلتوت)

معرفی کتاب (انتظار بشر از دین احمدی)

نشست علمی: حدیث صحیفه و قلم

تقریب، ضرورت عصر ما

گفت و گو با آیت ا... محسنی

نظريات و رويکردها در تقريب مذاهب

اصول اساسي تقريب بين ‌مذاهب

راهکارهاي تقريب مذاهب اسلامي

آسيب شناسي رفتاري تقريب مذاهب

وحدت امت اسلامی از منظر قرآن کریم

حقانيت و تعدد مذاهب اسلامي(1)

فرياد بيداری (سيد جمال الدين افغانی)

معرفي کتاب

 

 

مجمع اسلامی دین پژوهان افغانستان، حضور شما را گرامی میدارد

فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنيفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتي‏ فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها

برگشت به صفحه نخست سایت      برگشت به صفحه نخست مجله

 

مطالب اندیشه دینی »

 

آشنای با شخصیت های کلامی

(علامه شیخ محمد جواد بلاغی)

 

نویسنده: سید محمد عالمی

اشاره

هدف از معرفي چهره­هاي برجسته کلامي و ديني عبارت است از: درس آموزي از سيره علمي و عملي آن متفکران برجسته؛ آشنايي با مسائل علمي و شبهات کلامي عصر آنان؛ پي­بردن به نحوه برخورد آن­ها در برابر آن شبهات براي دست يابي به روش برخورد مناسب در برابر مسائل و شبهه­هاي مشابه در زمان ما؛ شناخت تاريخ طرح بسياري از انديشه­ها و مباحث کلامي، که به درک و فهم عميق بسياري از مباحث کلامي و علمي کمک مي­کند.

          انتخاب علامة مجاهد، محمد جواد بلاغي به خاطر مناسبت خاصي است که در آثار اين راد مرد جهان اسلام، با موضوع اين شماره مجله ( رسول اعظم  صلي الله عليه و آله) وجود دارد، و آن دفاع ايشان از اسلام و پيامبر اعظم - صلي الله عليه و آله-  در برابر مخالفان ودشمنان است.

ولادت

متکلم، مفسر، فقيه، اصولي، شاعر و اديب، علامة مجاهد محمد جواد بلاغي در سال 1282ق.[1] ( به نقل آغا بزرگ تهراني از خود ايشان) در نجف اشرف چشم به جهان گشود.[2] پدرش شيخ حسن بلاغي، چنان­که علامه در نامه­اي به صاحب اعيان الشيعه مي نويسد، از اهل علم و دانش بوده است.[3] خانواده بلاغي از خانواده­هاي مشهور به فضل و علم، و اجداد او همه از مردان علم و ادب شناخته شده است که از جمله آن­ها مؤلف کتاب مشهور تنقيح المقال است.[4]

در پي دانش

علامه بلاغي در زادگاهش، به خوشه چيني معارف از محضر بزرگان حوزه علميه نجف اشرف پرداخت. دروس مقدماتي را در آن­جا فرا گرفت و در سن 24 سالگي (1306ق) به کاظمين رفت و شش سال ( تا سال 1312ق) در آنجا ماند. در اين مدت به خاطر ارتباط با پيروان اديان، مذاهب و مکاتب مختلف، با افکار آن­ها آشنا شد. در سال 1312ق. به حوزه نجف برگشت. دوره اقامت دوباره علامه در نجف 14 سال به درازا کشيد؛ سپس علامه راهي شهر سامرا شد تا در حوزه درس مجاهد بزرگ، ميرزاي شيرازي توشه علم و عمل را به نهايت برساند و با الهام گيري از آن مرد بزرگ، جهاد مقدسش را شروع کند. او ده سال در سامرا ماند و در اين مدت به تحقيق و تأليف پرداخت و بخشي از آثار گران سنگ خود را در اين شهر نگاشت، تا اين که اين شهر به دست نيروهاي انگليسي اشغال شد. از اين رو ايشان دوباره به کاظمين رفت، در آن­جا مبارزه عملي خود را براي آزادي کشور عراق از دست اشغالگران آغاز نموده، علما و مردم مسلمان عراق را به جهاد بر ضد اشغالگران، دعوت کرد و بدين­گونه در انقلاب استقلال عراق نقش آفريني کرد. پس از دو سال مبارزه و جهاد بر ضد استعمار انگليس به شهر نجف برگشت[5] و تا پايان عمر به جهاد علمي خود ادامه داد و از ارکان دين اسلام در برابر مخالفان مسيحي، يهودي، مادي­گراها و فرقه هاي انحرافي قاديانيه، بهائيه و بابيه، وهابيه دفاع کرد و نيز علوم اسلامي را تبيين و ترويج نمود.

استادان و شاگردان

علامه بلاغي در شمار نابغه­هايي است که نقش بر جسته­اي در تاريخ علم داشته است، آثار به جاي مانده از او در حوزه هاي گوناگون علوم گواه سخن ماست، چه بسيارگره­هاي علمي که به دست ايشان گشوده شده است، به ويژه در گستره مباحث اديان و مذاهب ابتکارات و نو آوريهاي داشته است. اين عالم بزرگ و نو آور در مکتب شماري از دانشمندان زبده جهان اسلام و تشيع پرورش يافته و از خرمن دانش آن­ها بهره برده است که در ذيل نام چند تن از آنان را مي­آوريم:

1. فقيه و محقق عالي­قدرحاج آقا رضا همداني؛

2. علامه بزرگ سيد محمد هندي؛

3. فقيه محقق و اصولي نام آشنا، ملا محمد کاظم خراساني، مؤلف کتاب «کفاية الاصول»؛

4. فقيه، اصولي و رجالي بزرگ شيخ طه نجف؛

5. فقيه و مجاهد بزرگ، آية الله العظمي ميرزا محمد تقي شيرازي رهبر انقلاب استقلال طلبانه عراق.[6]

و نيز بسياري از بزرگان و نام آوران جهان اسلام و تشيع از چشمه جوشان دانش او بهره برده و به مقامات عظيم علمي و معنوي رسيدند، و جزء مفاخر جهان اسلام و تشيع مي­باشند، شماري از آنان عبارت­اند از:

1. سيد ابوالقاسم خويي در گذشته در سال 1431ق؛

2. سيد شهاب الدين مرعشي نجفي متوفاي سال 1411ق؛

3. سيد محمد هادي حسيني ميلاني درگذشته به سال 1395ق؛

4. شيخ محمد علي اردوبادي متوفاي 1380ق. و بسياري از عالمان و دانشمندان مشهور که مجال براي نام بردن همه آنها نيست.[7]

 

ميراث مکتوب بلاغي

از علامه بلاغي در حوزه هاي مختلف علوم اسلامي: فقه، اصول، تفسير، کلام وعقايد؛ و اديان و مذاهب آثار پر ارج باقي مانده است که به بيش از شصت کتاب و رساله مي­رسد. در اين مختصر نام بردن همه آن­ها ممکن نيست.[8] در اين­جا به نام بردن کتابهايي مي­پردازيم که از ايشان در موضوعات اديان، فرق و مکتب­هاي ماديگري نگارش يافته است:

1. الهدي الي دين المصطفي (در دوجلد): اين کتاب از بهترين کتاب­هايي است که در گفتگوي اديان نگاشته شده است، و نيز از مهم­ترين آثار علامه بلاغي به شمار مي­آيد. ايشان اين کتاب را در نقد و بررسي چند کتاب نوشته است که بعضي مسيحيان برضد اسلام بودند و در آن­ها بدون حفظ ادب تحقيق و سخن، نسبت­هاي ناروا به اسلام داده و اعتراضاتي به قرآن کريم کرده بودند.

شماري از موضوعات که در اين کتاب به آن­ها پرداخته است، عبارت­اند از: سيره بني اسرائيل و نصارا؛ سيره بني­اسرائيل و شرک آن­ها؛ سيره اصحاب مسيح و شاگردانش؛ آموزگاران مسيحيت و اختلاف آن­ها؛ معتبر نبودن عهد قديم و جديد؛ گواهي دادن بعضي از آن­ها به تحريف ديگري؛ رسالت پيامبر و هدف آن؛ عصمت پيامبر از ديدگاه عقل و نقل؛ اعتراضات بر عصمت و نقد آن­ها؛ نسبت گناه به پيامبران و جواب آن­ها؛ جايگاه پيامبران در ميان ملت­هاي شان و ديدگاه قرآن به پاکي و عصمت آن­ها؛ معجزه، اعتراضات و پاسخ آن­ها؛ تعارض عهد جديد با دعوت مسيح - عليه السلام- ؛ انجيل­هاي موجود و نسبت دادن تناقض به مسيح و مبرا بودن آن حضرت از آن؛ نسخ در تورات، انجيل و قرآن؛ رفع اعتراضات بر قرآن از جهت عربي بودن و علوم ديگر مانند معاني و بيـان، تاريخ، هيأت، و... ؛ اختلاف عهدين در تاريخ؛ اختلاف انجيل­ها در تاريخ؛ و ... .

روش ايشان هم در اين کتاب در بحث با معترضين بر اسلام و قرآن، استوار است بر برهان که به بديهيات عقلي مي رسد، مسلمات نزد خود آن­ها. در اين بحث حتي از سخناني که افراد خاصي از پيروان اديان به آن معتقدند، استفاده نشده است، تا در هنگام بحث با آن­ها از جاده انصاف و حق دور نشود. اين کتاب گواه روشن بر تبهر علامه بلاغي در حوزه مباحث اديان، رموز و اصطلاحات آن است.

2. الرحله المدرسية او المدرسة السيارة: اين کتاب به صورت مناظره­اي تحرير شده است، که در آن به صورت استدلالي با رد اديان ديگر، حقانيت دين اسلام با بيان روشن و منطق استوار اثبات گرديده است. اين شيوه يکي از ابتکارات امام بلاغي در اين فن محسوب مي­شود. اين کتاب به فارسي به نام «مدرسه سيار» و نيز به اردو ترجمه شده است، که ترجمه فارسي آن به قلم خود مرحوم بلاغي است.

شماري از مباحث که در اين کتاب مورد پژوهش نقادانه قرار گرفته است، عبارتند از: خطاب کردن با عنوان «أب» در بين مسيحيان با منع انجيل از آن؛ منع آدم – عليه السلام- از درخت؛ آيا در پيش خداوند دروغ و نيرنگ هست؟ قرآن ميزان حق؛ نفي جسمانيت از خدا و علم مطلق او؛ داستان فرزندان آدم و تورات؛ نسخ عهدين؛ آتش نمرود و ابراهيم عليه السلام؛ هارون و تورات؛ هارون و گوساله سامري؛ سليمان و عهد قديم؛ هارون و قرآن کريم؛ افسانه غرانيق؛ تورات و نسبت­هاي ناروا به پيامبران؛ منزه بودن خداوند از آموزش دروغ؛ اشتباه در تورات؛ قرآن و پيامبر؛ ذبح زنان و کودکان در تورات؛ پيامبر موعود در تورات؛ مسيح – عليه السلام- و اناجيل؛ قرآن، مسيح و تثليث؛ ايراد گيري عهد جديد بر عهد قديم؛ خالي بودن تورات از ذکر قيامت؛ شواهد داخلي از تورات بر تحريفش؛ نويسندگان اناجيل و زمان نوشته شدن آنها، بررسي زندگي شاگردان مسيح عليه السلام؛ اناجيل و پاکي مسيح؛ آموزه­هاي مسيحيت بعد از مسيح عليه السلام؛ چرا دستور پولس بر ابطال شريعت پذيرفته شد؟ دين اسلام وقرآن؛ تاريخ اسلام؛ جنگ­هاي پيامبر؛ سيره محمد - صلي الله عليه و آله- در دفاع؛ اسلام و مسيح؛ مذهب داروين در اصل انواع؛ برهان­هاي توحيد در قرآن؛ و... .

3. اَعاجيب الاکاذيب: اين کتاب را نيز در ابطال دين مسيحيت و بيان دروغ­هاي آن­ها نگاشته است، و به فارسي با نام « شگفت آور دروغ» به وسيله عبد الله ايراني ترجمه شده است که ظاهراً نام مستعار علامه بلاغي است.

4. التوحيد و التثليث: رساله­اي است که در پاسخ به رسالة يکي از مسيحيان که از سوريه براي ايشان فرستاده، نوشته است.

5. داعي الاسلام و داعي النصاري: اين کتاب را هم در ابطال ادعاهاي مسيحيت و اثبات حقانيت دين مقدس اسلام نگاشته است.

6. رسالة في الرد علي ينابيع الاسلام: نقد کتابي است که بعضي از مسيحيان با همين نام نوشته است.

7. المسيح و الاناجيل: بر رد مسيحيت کنوني نوشته است.

8. رسالة في الرد جرجيس سايل و هاشم العربي: بر رد مسيحيت.

9. نصايح الهدي: اين کتاب را در نقد و رد فرقه گمراه و گمراه کننده بابيه نگاشته است، اين کتاب نيز به فارسي با نام «نصيحت به فريب خوردگان باب و بها» به واسطه سيد علي علامه فاني ترجمه شده است.

10. الشهاب: اين کتاب در نقد کتاب حياة المسيح از بعضي قادياني­ها است.

11. المصابيح: در رد فرقه قاديانه، بابيه و بهائيه است.

12. الرد علي الوهابية: در ابطال مذهب وهابيت.

13. دعوي الهدي الي الورع في الافعال و الفتوي: در نقد فتواي علماي وهابي به انهدام قبرهاي امامان - عليهم السلام- در بقيع.

14. انوار الهدي: اين کتاب در اثبات وجود خدا و رد مادي گراها است، و نيز به اردو ترجمه شده است.

15. البلاغ المبين: در بيان اعتقادات و مباحث اعتقادي.[9]

با خبر شديم که مرکز احياي آثار اسلامي وابسته به پژوهشگاه فرهنگ و علوم اسلامي دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم، آثار علامه بلاغي را به شکل مجموعه آثار، به مناسبت گنگره بزرگداشت ايشان در زمستان 1385 و بهار 1386 به ترتيب در ايران و عراق به دو زبان فارسي و عربي منتشر مي­کند. با اين کار زمينه استفاده هر چه بيشتر از اين ميراث جاودان، فراهم مي­شود.

ويژگي­هاي شخصيتي علامه بلاغي

علامه بلاغي الگوي بزرگ براي همه کساني است که انگيزه حقيقت طلبي و حق خواهي دارد، در اين­جا به گوشه­اي از ويژگي­هاي بارز ايشان اشاره مي­کنيم. يکي از ويژگي­هاي ايشان اخلاص در نيت و عمل بود. اين ويژگي به گونه­اي ظهور و نمود داشت که ايشان راضي نمي­شد نامش بر کتاب هايش نوشته شود، و همواره مي گفت: «هدفي جز دفاع از حق ندارم برايم تفاوت نمي­کند که به نام من باشد يا نام کسي ديگر»[10]. ويژگي ديگر تواضع و فروتني ايشان است، با اين که يکي از بزرگترين شخصيت­هاي جهان اسلام بود وسايل مورد نياز زندگي­اش را خودش تهيه مي­کرد. براي خريد ضروريات زندگي به بازار مي­رفت و به کسي اجازه نمي­داد به ايشان کمک کند.[11]

ويژگي ديگر، تلاش علمي کم نظير او است، به گونه­اي که در روزهاي پاياني عمر که از بيماري سختي رنج مي­برد از تحقيق و تأليف دست نکشيد. در نامه­اي به سيد محسن امين در باره تفسير قرآن کريم، مي­گويد: « آنچه مرا وادار مي­کند به سرعت دادن در تفسير قرآن، ضعف جسماني، بسياري بيماري­ها و تنها بودن در جستجو، تصحيح روايات، نوشتن نامه­ها و انجام دادن امور معاش است. اين را بيان کردم به اميد دعاي شما براي توفيقم»[12]

 ويژگي ديگر پرداختن به مسايل ضروري علمي، پيش انداختن آن­ها نسبت به کارهايي که کمتر مورد نياز جامعه است، به همين جهت گاه مي­شد که در هنگام انجام کاري از آن، دست مي کشيد به کاري که مهم­تر از آن بود، مشغول مي­شد.[13] در آخرين نامه­اش به سيد محسن امين از اين که اهل علم از پرداختن به کارهاي ضروري و مورد نياز زمان، کوتاهي مي­کنند، شکايت مي­کند.[14]

جهاد علامه بلاغي

علامه بلاغي در عصري مي­زيست که مسلمانان يکي از دشوارترين دوره­هاي تاريخ شان را تجربه مي­کرد­ند. در اين دوره جامعه اسلامي با مشکلات گوناگون دروني و بيروني درگير بود، از يک سو بيشتر کشورهاي اسلامي در اشغال و استعمار غربي­ها بود، آنان با استفاده از زور و توانايي­هاي نظامي خود بر ارکان حياتي کشورهاي اسلامي سيطره پيدا کردند و از سوي ديگر مردم مسلمان در غفلت، اختلاف، ناداني به سر مي­بردند و به لحاظ علمي نسبت به جوامع غربي در وضعيت اسفناکي قرار داشتند. مهاجمان غربي با استفاده از اين اوضاع آشفته، تلاش گسترده­­اي را براي از بين بردن هويت ديني و فرهنگي مسلمانان آغاز کردند، به اين منظور مبلغان مسيحي به سراسر سرزمين­هاي پهناور اسلامي پراکنده شدند و با بهره­گيري از قدرت سياسي و تبليغاتي استعمارگران هم کيش شان، به خدشه­دار کردن و از بين بردن مباني فکري و باورهاي ديني مسلمانان پرداختند. در اين جهت دروغ­ها و شبهه­هاي بسياري را درباره اسلام و پيامبر اعظم اسلام - صلي الله عليه و آله-  نشر کردند تا اعتقاد جامعه اسلامي را نسبت به دين و باورهاي ديني شان متزلزل و زمينه تسلط فرهنگي و سياسي شان را براي هميشه فراهم کنند.

    در برابر اين حرکت ويرانگر، در جهان اسلام شماري از مصلحان بزرگ ظهور کردند. آن­ها تلاش هايي را در برابر تهاجم و شبيخون فرهنگي- سياسي غرب انجام دادند. اصلاح گراني مانند سيد جمال الدين افغاني (1254-1314ق) که مبارزة سختي را براي بيداري جهان اسلام انجام داد و در راه تحقق اين آرمان  به بيشتر  سرزمين هاي اسلامي سفرکرد، و در همه جا بانگ بيداري سرداد. مرد ديگري که به اين جهاد مقدس پرداخت، شاگرد و هم رزم سيد جمال، شيخ محمد عبده(1266-1323ق) بود.

در ميان اين مصلحان بيدار، علامه مجاهد، امام بلاغي، خطر اصلي براي جامعه اسلامي را از بين رفتن هويت فرهنگي و ديني مردم مسلمان احساس کرد. و اين­که اگر هويت ديني- فرهنگي جوانان مسلمان از بين برود، ديگر استقلال سياسي هم اين مشکل را جبران نمي­کند، اين همان چيزي بود که استعمارگران بعد از سيطره طولاني دريافته بودند که تا باورهاي ديني مسلمانان استوار و تسخير نا پذير باشد، آن­ها به هدف­هاي خود نمي­رسند؛ از اين رو با تمام توان به نشر افکار و عقايدي پرداختند که اين دژ محکم (دين اسلام) جامعه اسلامي را با شبهه افکني و نشر دورغ ويران کنند.

    مجاهد سترگ ما، با مشاهده اين وضعيت دشوار، در برابر اين خطر و توطئه ايستاد؛ از اين رو همه ابزارهاي لازم براي دفاع از اسلام و پيامبر گرامي آن را فراهم نموده در اين راه تا پايان عمر به عنوان سرباز فداکار براي اسلام خدمت کرد.

اقدامات ايشان را در اين راستا، مي­توان اين­گونه دسته بندي کرد:

1. شناسايي مکتب­هايي که دين مقدس اسلام و آموزه­هاي آن را مورد حمله قرار مي­دادند؛ ايشان در اين بررسي دشمنان اسلام را در آن دوره، سه گروه عمده دريافتند: مسيحيت و يهوديت؛ مادي­گراها؛ و فرقه­هاي انحرافي که در درون دنياي اسلام با کمک استعمار پديد آمده­بودند، که عبارتند از: بابيه و بهائيه، قاديانيه و وهابيت.

2. مجهز شدن به ابزارهاي دفاع و مبارزه با ان­ها؛ از اين رو ايشان، براي اين­که در ميدان مبارزه فکري با برهان محکم وارد شوند، با­کوشش بسيار به جز زبان مادري (عربي) زبان­هاي عبري، انگليسي و فارسي را فراگرفت. در اين راه زحمت­هاي فراوان کشيد و براي ياد گيري زبان عبري با شماري از يهودي­ها در بغداد ارتباط و دوستي برقرار نمود.[15]

3. مطالعه عميق و گسترده در باره يهود و مسيحيت با استفاده از منابع اصيل خود آن­ها، و گردآوري اطلاعات گرانبها از منابع آن­ها، در ابطال عقايد شان و اثبات حقانيت اسلام و نبوت پيامبر اعظم صلي الله عليه و آله.[16]

4. مواجهه عالمانه و برهاني با شبهه­ها، پرسشها و دروغ پردازي هاي آن­ها در باره اسلام و رسول خدا - صلي الله عليه و آله –  ايشان در اين عرصه چنان با قدرت و منطق محکم وارد شد و به همه شبهه­ها، اعتراض­ها و دروغ پردازي­ها پاسخ­هاي عالمانه همراه ادب و اخلاق داده، برتري منطق اسلام را نمايان کرد. روش عالمانه و منطقي ايشان و حل کردن بسياري از مشکلات علمي به دست ايشان موجب شد، شهرتش بيشتر مراکز تحقيقي جهان را فرا بگيرد و دانشمندان براي دريافت پاسخ پرسش­هاي شان، در مسايل اديان و اسلام از اروپا و غير آن، به ايشان مراجعه کنند. نگاه به رساله­هاي به جا مانده از ايشان که در پاسخ به پرسش­هاي فرستاده به ايشان نگاشته اند اين حقيقت را روشن مي­کند.[17]

5. همچنين در برابر گروه­هاي مادي­گرا و فرقه­هاي انحرافي درون عالم اسلام با جديت مبارزه نمود وبا زبان و قلم به نقد و رد ديدگاه­ها و ادعاهاي آن­ها پرداخت و نيز از مبارزه عملي در برابر فرقه­هاي انحرافي دست نکشيد، روزي که شنيد فرقه گمراه بهائيت محلي را در «کرخ»به نام «حظيره» براي خود ساخته اند تا پايگاهي براي نشر عقايد انحرافي شان در ميان مسلمان­ها باشد با مراجعه به محاکم و پي­گيري آن؛ محل مورد نظر را از تصرف آن­ها خارج و به مسجدي اسلامي تبديل کرد.[18]

6. افزون بر نقد و رد انديشه­هاي ضد دين اسلام، به نشر اين آثار گران­بها اقدام کرد و نيز آن­ها را به دست مسلمانان و جوانان مسلماني که در معرض اين تهاجم فرهنگي غرب قرار داشتند، رساند. در اين راه براي استفاده هرچه بيشتر مسلمانان غير عرب زبان از اين منابع؛ شماري از کتاب­هاي خود را به فارسي و انگليسي ترجمه نمود، از مسلمانان هم خواست به نشر اين کتاب­ها بپردازند.[19]

آخرين هجرت

سر انجام اين قهرمان اسلام و تشيع پس از عمري جهاد و تلاش براي پيروزي حق و حقيقت، شب دوشنبه بيست و دوم شعبان 1352ق.[20] نداي حضرت دوست را لبيگ گفت، و مرغ جانش به سراي ابدي پرکشيد. بدين سان دين اسلام و پيامبر اعظم – صلي الله عليه و اله- يار و ياور بزرگي را از دست داد.  مسلمانان در اندوه فراق مصلح بزرگ، خورشيد روشنگر حقيقت گريستند، حوزه علميه نجف در غم استوانه دانش، پارسايي، جهاد و... غرق در اندوه شد. دانشمندان، اديبان شعرهاي سوزناک در فقدانش سرودند.[21] پس از تجليل با شکوه در صحن بارگاه پيشواي حق­جويان و حق­خواهان، امام علي- عليه السلام- به مام خاک سپرده شد. پروردگارا! پاداش بهترين مجاهدان راه حق را به او بده!

 

پی نوشتها


[1] . در بعضي از کتاب ها تولد ايشان در 1285ق. و نيز حدود سال 1280ق. نوشته شده است؛ به ترتيب: امين عاملي، سيد محسن، اعيان الشيعه، ج4، بيروت، 1403ق. ص 255؛ حرز الدين، شيخ محمد ، معارف الرجال، ج1، قم، مکتبة آية الله العظمي مرعشي نجفي، 1405ق. ص 196.

[2] .تهراني، آغا بزرگ، نقباء البشر في القرن الرابع عشر، ج 1، دار المرتضي، مشهد، دوم، 1404ق. ص 323.

[3] . امين عاملي، سيد محسن ، همان، ص 261.

[4] . ر. ک: تهراني، آغا بزرگ، همان؛ سيد محسن امين عاملي، همان، ص 255.

[5] . ر.ک: تهراني، آغا بزرگ، همان، ص 323.

[6] . همان، ص 323؛  امين عاملي،  سيد محسن، همان، ص 255.

[7] . حکيم، سيد محمد علي، مقدمه بر رساله الرد علي الوهابيه علامه بلاغي، تراثنا، سال نهم، ش36-35، ص 393-394.

[8] . براي آگاهي از آثار ايشان به اين منابع رجوع کنيد: آغا بزرگ تهراني، همان، ص 324-325؛ رضا استادي، نوزده ستاره و يک ماه، قم، قدس، دوم، 1383، ص 243-250؛ جعفر سبحاني، موسوعة طبقات الفقهاء، ج14، قسمت دوم، قم، مؤسسه امام صادق -عليه السلام-، اول، 1424ق. ص 646؛ سيد محمد علي حکيم، همان، ص 393-402.

[9] . تهراني، آغا بزرگ، همان، ص 324- 325؛ رضا استادي، همان، ص243-253؛ سيد محمد علي حکيم، همان.

[10] . تهراني، آغا بزرگ، همان، ص324 : « انّي لا أقصد الاّ الدفاع عن الحق لا فرق عندي بين أن يکون بإسمي أو إسم غيري».

[11] . همان.

[12] . امين عاملي، سيد محسن، همان، ص261.

[13] . استادي، رضا، همان، ص 256.

[14] . امين عاملي، سيد محسن، همان.

[15] . ر.ک: تهراني، آغابزرگ، همان، ص 325؛ صدر، احمد وديگران، دائرة المعارف تشيع، ج3، تهران، شهيد سعيد محبي، سوم، 1383، ص403؛ حرزالدين، شيخ محمد، معارف الرجال، ج1، قم، مکتبه آيه الله مرعشي نجفي، 1405ق. ص196.

[16] . حرز الدين، محمد، همان؛ صدر، احمد و ديگران، همان.

[17] . ر. ک: تهراني، آغا بزرگ، همان، ص234؛ صدر، احمد و ديگران، همان.

[18] . استادي، رضا، همان، ص 259.

[19] . ر.ک: استادي، همان، ص 260.

[20] . امين عاملي، سيد محسن، همان، ص255؛ آغا بزرگ تهراني، همان، ص324.

[21] . ر.ک: فکيکي محامي، توفيق، مقدمه الهدي الي دين المصطفي علامه بلاغي، قم، دار الکتب الاسلاميه، بي­تا، ص 18- 19.