|
کتاب شناسی
نویسنده: احمد علی نیازی
اهميت شناخت منابع معتبر و اصيل براي تحقيق در رشتههاي علوم
و بهويژه علم عقايد و كلام بركسي پوشيده نيست. در اين مقدمه
به برخي از فوايد شناخت منابع اشاره ميشود.
مقدمه
1. آشنايي دينپژوهان با منابع قديم و جديد در حوزه مباحث
اعتقادي.
2. استحكام پايههاي تحقيق: پژوهش بدون آگاهي از دستاوردهاي
علمي ديگران، به آساني ميسر نيست. محقق با اتّكا به ريشههاي
عميق و پايههاي مستحكم، بنيان تحقيق را استوار ميسازد.
3. توجّه به نقايص: با توجه به آنچه در گذشته انجام شده،
پژوهشگر درمييابد كه نقصها و كمبودها در چه زمينهاي است و
كدام مسيرها طي شده و چه قلّههايي فتح گرديده است.
4. شناخت لغزشگاهها: آگاهي از آرا و اقوال گذشتگان، نقطه
ضعفها و لغزشگاهها را نشان ميدهد و موجب ميشود كه كساني كه
در اين وادي گام مينهند، به لغزشهاي گذشتگان دچار نشوند و به
سلامت مسير خود را به سوي مقصد بپيمايند.
5. قرار گرفتن در فضاي بحث: جستوجوگر با اطلاع از متون اصلي
هر دوره با جوّ و فضاي آن آشنا ميشود و از اين طريق درك بهتر
و عميقتري از مقاصد مؤلّفان و غرض اصلي مباحث به دست
ميآورد.
6. جولان انديشهها: آشنايي با متون اصلي زمينه را براي توسعه
فكري فراهم ميسازد.
بدين جهت، مجلّه تصميم دارد با معرفي چند كتاب در هر شماره
محققان گرامي را تا حد توان در اين امر ياري رساند. براي
استفاده مطلوب از ميراث گذشتگان و دستاوردهاي جديد، ميكوشيم
هم آثار و متون قديم و هم تازهترين كتابهاي منتشر شده را
معرّفي كنيم. خوانندگان محترم ميتوانند براي تهيه كتابهاي
معرفي شده در اين مجلّه و ديگر كتابهاي مورد نياز خود در زمينه
مباحث اعتقادي در داخل افغانستان، با مجلّه ارتباط برقرار
كنند.
نام كتاب : انوار الملكوت في شرح الياقوت.
نويسنده : حسن بن
يوسيف حلّي.
ناشر : انتشارات
رضي و انتشارات بيدار.
محل و سال انتشار:
قم، 1363.
معرفي اجمالي الياقوت
كتاب
انوار الملكوت في شرح الياقوت،
تأليف علامه حلّي(ره) (648ـ736ق) شرحي است بر كتاب الياقوت
كه از قديميترين كتابهاي كلامي اماميه است. بنابر تصريح
علامه حلي (شارح كتاب) مؤلف الياقوت، ابو اسحاق ابراهيم بن
نوبخت ميباشد؛ امّا به نظرحسن بن هادي، مؤلف كتاب تأسيس الشيعه لعلوم الاسلام
و عبدالله بن عيسي بيك افندي نويسنده كتاب
رياض العلماء و حياض الفضلاء
كتاب
الياقوت
از تأليفات ابو اسحاق، اسماعيل بن اسحاق بن ابي سهل بن نوبخت
است. مؤلّف كتاب
الياقوت
مطابق قولي در قرن دوم و به احتمال قوي در اوايل قرن چهارم
زندگي ميكرده است.
ويژگيهاي متن كتاب الياقوت
اين كتاب داراي ويژهگي هاي ذيل است:
الف)
قدمت تاريخي: بر اساس يك قول قدمت كتاب به قرن دوم و بنا بر
احتمال ديگر به اواخر قرن سوم ميرسد؛
ب)
جامعيت: مؤلف علاوه بر مباحث اصلي كلام به بيان فروعات نيز
پرداخته است.
ج)
توجه به آراي مخالفان وردّ آنها؛
د)
بيان نستاً روشن، همراه با ايجاز.
شارح كتاب، حسن بن يوسف بن علي بن مطهر حلّي، معروف به علامه
حلي ـ رحمت الله عليه ـ(648 ـ736ق) از مشاهير فقها و متكلمان
شيعه است. وي در علوم عقلي از محضر خواجه نصيرطوسي ـ رحمت
الله عليه ـ بهره برده و در علوم نقلي از محضر دانشمندان بزرگي
همچون جعفربن حسن حلّي، معروف به محقق حلّي، صاحب كتاب
شرايع الاسلام
و علي بن الحسين كركي، مشهور به محقق كركي، مؤ لّف كتاب
جامع المقاصد في شرح القواعد
و احمدبن طاووس و ابن ميثم بحراني استفاده كرده است.
كتاب
انوار الملكوت في شرح الياقوت
كه علامه حلّي در شرح
الياقوت
نگاشته، شرح پرارزشي است؛ زيرا اوّلاً اين شرح باعث بقا و حفظ
متن
الياقوت
شده، و از سوي ديگر چون متن اصلي موجز و تا حدي دشوار است،
شارح در روشن كردن مقاصد كتاب توفيق زيادي دارد. افزون بر
اينها، شارح از صاحبان اقوال كه در متن الياقوت به نظر آنان
اشاره شده، نام ميبرد. نكته مهم ديگر اينكه شارح تنها به
توضيح و تبيين متن اكتفا نكرده، بلكه در صورت نياز، مطالب و
نكات گران قيمتي را افزوده است. بيان استدلال بر مطالب متن
وشرح مباني آنها، از ديگر ويژگيهاي اين شرح است.
كتاب
انوار الملكوت في شرح الياقوت،
به تبع متن
الياقوت
به پانزده مقصد تقسيم شده است. چهار مقصد آغازين درباره مسائل
فلسفي، منطقي و معرفتشناختي است كه معمولاً به عنوان مقدمه و
مباني مباحث كتاب، در اوايل كتابهاي كلامي قديم بحث ميشده
است؛ البته در ضمن اين مباحث آرا ي كلامي و احياناً مسائل فقهي
نيز مشاهده مي شود؛ به طور مثال بحث از وجوب نظر ـ تأمّل عقلي
درباره صانع ـ و بحث عقلي يا سمعي بودن وجوب آن و اولين واجب،
به نوعي از مباحث فقهي و كلامي است كه در مقدمه كتابهاي قديم
كلامي نگاشته ميشد.
از مقصد پنجم تا چهاردهم درباره اثبات صانع، صفات حق تعالي و
مطالب مربوط به افعال خدا (مانند وعده و وعيد و تكليف) بحث شده
است. مباحث نبوت و بحثي كوتاه درباره معاد تحت عنوان «اعاده و
احكام آن» در مقصد چهاردهم بيان شده است. ابطال اعتقادات
ناصواب ساير اديان و نحلههاي نيز بهطور مختصر در اين مقصد
آمده. مقصد پانزدهم كه آخرين مقصد كتاب است، درباره مسائل
امامت بحث ميكند.
مقصد چند نكته
1.
از مطالعه اين كتاب اختلاف و تقابل عميق بين متكلمان و حكماي
قديم در برخي از مسائل روشن ميشود؛ از باب مثال در حكمت و
فلسفه جوهر را به «موجود ممكني كه در وجودش به موضوع نيازمند
نيست» تعريف كرده اند و در اين كتاب به «متحيّزي كه به هيچ وجه
قابل انقسام نيست» تعريف شده است. در فلسفه جسم را به جوهري كه
داراي سه بعد است، تعريف كردهاند. و اين كتاب آن را به «چيزي
كه حداقل از هشت جوهر تركيب شده باشد» تعريف كرده است. همچنين
تفاوت بين نظر متكلمان و فلاسفه در موضوعاتي همچون امكان اعاده
معدوم، حدوث و قدم عالم و ساير موضوعات آشكار است.
2. در اين كتاب مصنف متن به نحو اجمالي و شارح به صورت نسبتاً
تفصيلي به بيان آرا و ديدگاههاي ساير اديان و نيز فرق اسلامي
پرداخته است. و با استدلال و بيان روشن مباني آنها را رد كرده
وبه اعتراضاتشان پاسخ داده است؛ اگرچه بسياري از مباحث هنوز به
پختگي وكمال نرسيده و در سطح پاييني قرار دارد.
نام كتاب : مباني
معرفت ديني.
نويسنده : محمد
حسين زاده.
ناشر: مؤ سسه
آموزشي و پژوهشي امام خميني(ره)
محل و سال نشر :
قم، 1381.
معرّف اجمالي
معرفت بشري به لحاظ متعلق خود، به دو نوع معرفت ديني و معرفت
غير ديني تقسيم ميشود. معرفتشناسي ديني علم درجه دوم (علم به
علم) است و به بحث و بررسي دربارة معرفت ديني ميپردازد. اين
رشته از معرفت از بيرون به گزارهها و شناختهاي مربوط به دين
مينگرد و مباني آنها را نقد و ارزيابي ميكند. كتاب
مباني معرفت ديني
نوشتة حجت الاسلام محمد حسين زاده است. ديگر آثار نويسنده در
زمينههاي معرفتشناسي و فلسفه دين عبارتند از:
معرفتشناسي،
فلسفه دين، پژوهش تطبيقي در معرفتشناسي
معاصر، مفاهيم بنيادين در معرفت شناسي
(ترجمه) و
عقيده و عمل.
كتاب
مباني معرفت ديني
كه در اين بخش معرفي ميشود، داراي ده فصل ميباشد:
در فصل اول دين و معرفت را توضيح داده و به
دستهبندي معرفت پرداخته است و سپس تمايز ميان دين، معرفت ديني
و معرفتشناسي ديني را بيان كرده است. جايگاه معرفتشناسي و
نسبت آن با علومي چون علمشناسي فلسفي و روانشناسي فلسفي و
رويكردهاي مختلف در معرفتشناسي، از ديگر مباحث اين فصل
ميباشد.
عنوان فصل دوم، ارزش معرفت ديني است. در اين
فصل نويسنده به بيان ابزارهاي معرفت پرداخته و ارزش هر كدام
را مورد بررسي قرار داده و نقش هر كدام را در معرفت ديني بيان
كرده است.
فصل سوم در باره ارزش معرفت بشري بحث ميكند.
در اين فصل پس از تعريف صدق و حقيقت به بيان انواع قضايا
ميپردازد؛ آنگاه چهار نظريه درباره معيار صدق يا ارزيابي
معرفت را مورد بررسي قرار ميدهد. و در پايان اين فصل ديدگاه
انديشمندان مسلمان را در اين مسأله مطرح ميكند.
فصل چهارم به اين مسأله مي پردازد كه آيا
تعارض بين شناختهاي ديني و گزارههاي علمي كه از راه تجربه به
دست مي آيند و نيز شناختهاي عقلي، ممكن است يا نه؟ سپس به
بررسي انواع تعارض علم و دين و عقل و دين پرداخته و راه حلّ هر
كدام را بيان ميكند.
فصل پنجم درباره «ثبات يا تغيير دين» بحث
ميكند. نويسنده تغيير در بخش عقايد و اصول اخلاقي دين را
مردود دانسته و تنها تغيير در احكام ديني را ميپذيرد. مؤلّف
پس از بيان پنج نوع تغيير در احكام ديني، اظهار ميدارد كه
تغيير در احكام ديني در حقيقت به تغيير و تبدّل موضوع حكم باز
ميگردد و با حفظ موضوع، حكم ديني تغييرپذير نيست.
در فصل ششم سخن از تحول يا ثبات معرفت ديني
است. در اين فصل نظريه قبض و بسط معرفت ديني نقد و بررسي ميشود.
فصل هفتم كتاب به موضوع پلوراليسم ديني اختصاص
يافته.
فصل هشتم كتاب از حقانيت و رستگاري در بينش
اسلامي بحث ميكند.
فصل نهم به بيان موضوع هرمنوتيك پرداخته و
زمينهها و انواع آن را شرح ميدهد.
فصل دهم درباره قرائتهاي مختلف از يك متن بحث
ميكند. نويسنده دو ديدگاه عمده در اين مورد، يعني نظريه مفسّر
محور و نظرية مؤلّف محور در تفسير متن را مورد بررسي قرار
ميدهد. سرّ اختلاف در تفسير متون براساس نظريه مؤلف محور در
پايان فصل بيان شده است.
از ويژگيهاي اين كتاب بيان خلاصه مطالب و طرح سؤالهايي مربوط
به موضوع در پايان هر فصل ميباشد.
نام كتاب: شبهات
و ردود.
نويسنده: سيد
سامي البدري .
ناشر: مطبعه
شريعت.
محل و سال
انتشار: قم، 1421 ق.
معرفي اجمالي
پاسخ به شبهات و دفاع از اصول عقايد، بخش مهمي
از علم كلام است؛ از جمله شبهاتي كه در عصر حاضر بهشدت ترويج
ميشود، حمله به عقيده شيعه به امامت و ولايت و به تبع آن
نظريه حكومت است. لبه تيزتر اين حملات با توجه به حساسيت خاص
اعتقاد شيعه به مهدويت، متوجه اين موضوع شده است. از جمله
كتابهايي كه در اين زمينه انتشار يافته كتاب
تطور الفكر السياسي الشيعي من الشوري الي ولاية الفقيه نوشته احمد الكاتب است. او علاوه بر نشر اين كتاب از طريق
نشرياتها و سايتهاي اينترنتي به نشر شبهات خود در اين موضوع
پرداخته و فعاليت خود را گسترش داده است. براي پاسخ به
اينگونه شبهات كتابهاي متعددي انتشار يافته است. كتاب
شبهات و
ردود، نوشته السيد سامي البدري، از جمله
اين كتابهاست.
كتاب، مشتمل بر يك مقدمه و چهار حلقه است، و هر حلقه از چند
فصل تشكيل شده. در مقدمهاي كه براي همه چهار حلقه نگارش يافته
است، اين نكته را بيان ميكند كه بسياري از نويسندگان و
انديشمندان تصور نادرستي از مفاهيم موجود در انديشه متداول
شيعي دارند؛ زيرا به عقيده آنان مفاهيمي همچون عصمت، نص، اهل
بيت، اثنا عشريه، مهدي، غيبت، انتظار و... تنها با نظريه حكومت
و انديشه سياسي مرتبط است؛ ولي واقعيت اين است كه به همان
اندازه كه در انديشه اهل سنت نظريه حكومت با مفهوم نبوت و
رسالت ارتباط دارد، اين مفاهيم در انديشه شيعي با نظريه حكومت
مرتبط است؛ بنابراين تفاوت اساسي بين شيعه و سني در ساختار
حكومت و نظر سياسي نيست بلكه شيعه به وجود دوازده وصي معصوم
براي پيامبر معتقد است كه منزلت و جايگاه آنان، همان منزلت
پيامبر است و همان امتياز پيامبر را در بيان احكام قرآن، شريعت
و امور ديني دارند؛ جز آنكه وحي نبوي بر آنان نازل نميشود و
آنان مفسر و مبلغ دين پيامبر خاتم(ص) هستند؛ اما اهل سنت مخالف
اين تفكر ميباشند.
حلقه اول درباره آغاز تفكر شيعي و اعتقاد به
دوازده امام معصوم بحث ميكند و به شبهات مطرح شده در مورد
آغاز تفكر شيعي وعدد دوازده امام و مباحث مربوط به آنها پاسخ
ميدهد.
حلقه دوم به شبهاتي كه احمد كاتب درباره وجود
نصّ بر امامت امام علي(ع) وارد كرده است، پاسخ ميدهد و درباره
بيعت، شورا و مشروعيت حكومت در اسلام بحث ميكند. جريان سقيفه،
به خانه فاطمه زهرا (س) بيعت اكراهي علي (ع) با خلفا و بررسي
مسأله حج تمتّع از صدر اسلام تا عهد خلفاي عباسي و عبرتآموزي
از آن. از موضوعات مورد بحث در حلقه دوم است.
در حلقه سوم مواردي از كتاب احمد كاتب مورد
نقد قرار گرفته است. همچنين در اين حلقه از حديث غدير، دلالت
آن و احتجاج امام علي(ع) به اين حديث بحث شده است. از ديگر
مباحث اين حلقه موضع امام حسن(ع) درباره امامت و بررسي افسانة
عبدالله بن سبا ميباشد.
در حلقه چهارم به شبهات مربوط به ولادت و وجود
حضرت مهدي(عج) پرداخته است. شبهات و پاسخها در ضمن چند فصل
ذكر شده. در فصل هفتم نامههايي كه بين احمد كاتب و مؤلّف كتاب
شبهات و ردود مبادله شده، آمده است. والسلام |