|
گفت وگو
با استاد رباني
گلپايگانيدامت
بركاته
(ضرورتها و
بايستههاي دينپژوهي)
منشور
دينپژوهان:
با تشكر از
استاد محترم كه فرصت را در اختيار دوستان قرار داده اند. كاري
كه جديدا قرار است شروع شود، فصلنامه اي است به نام منشور
دينپژوهان .كه اين نشريه زير نظر مجمع اسلامي دينپژوهان
منتشر خواهد شد. اولين سوال اين است كه با توجه به تهاجم
گسترده دشمنان عليه مباني اعتقادي اسلام حضرتعالي نقش
انديشمندان و متكلمان مسلمان را در دفاع از مباني و
آموزههاي اعتقادي دين مبين اسلام چگونه ارزيابي مي كنيد؟
استاد:
در
ابتدا
از اين اقدام مجمع اسلامي دين پژوهان تشكر مي كنم و اميدوارم
گامي كه با نيت خير و ايفاي وظيفه برداشته ايد, تاييدات خداوند
متعال را به صورت روز افزون در پي داشته باشد و بتوانيد در
اوضاعي كه بيش از هر زماني عقايد ديني به تبيين درست و دفاع
صحيح نياز دارد، موفق و مويد باشيد . اينكه رسالت متكلمان در
وضعيت كنوني چيست، به اين نكته بر ميگردد كه اصولاًًً ماهيت
كلام و رسالت متكلم در برابر دين چه ميباشد؟ همان گونه كه مي
دانيد، در جهاان اسلام و بخصوص از آغاز گروهي از متفكران و
دانشمندان با عنوان عالمان الهيات و متكلم پديد آمدند و در
دفاع از عقايد اسلامي در مقابل اشكالات، شبهات و اعتراضات قد
علم كردند. بخشي از تمدن اسلامي در حقيقت رهين همين
فداكاريها و كوششهاي عالمان اسلامي در حوزه عقايد و كساني
بوده كه با عنوان متكلم شناخته مي شدند . بايد راهبرد ما در هر
زمان همان باشد كه پيامبر گرامي اسلام به وحي الهي تنظيم
فرموده و ائمه عليهم السلام آن را ادامه دادند. اما
تاكتيكها، متناسب با شرايط , مخاطبان , مشكلات، اشكالات و
شبهات, نيازمند بازسازي و تجديد نظر است. در حقيقت پويايي علم
در عين ثابت بودن آن بنيادها و راهبرد همين را اقتضا ميكند.
ما در اين علم دو بخش داريم؛ اصول و مباني وبه اصطلاح همان
راهبرد كلام , و بخش ديگرروشها و تاكتيكهايي كه در هر
برهه اي، متناسب با نوع شبهات نيازمنديم. خوب در عصر ما انديشه
ليبراليزم و سكولاريزم به سياستهاي غربي متكي هست و آنها
از اين انديشه حمايت ميكنند. آنها به دانش تجربي و فناوري
علمي مجهزند و خواهي نخواهي اين انديشه براي خودش جاذبههايي
پيدا ميكند؛ بخصوص كه در نظام سياسي دمكراسي و آزادي را در
كنار هم قرار ميدهند؛ يعني وقتي كه بحث از دمكراسي , حقوق بشر
و آزادي مي شود؛ همان كساني اينها را پيش ميکشند كه انديشه
ليبراليزم و سكولاريزم را هم ترويج ميكنند، و ميخواهند
اينها را جهانشمول كنند. اينجاست كه وضعيت حساسي در برابر
متكلم عصر و عالم ديني عصر پيدا ميشود . بايد عالم به زمانه
بود. در غير اين صورت شبهات انسان را آماج تيرهايي خود قرار
خواهد داد. در وضعيتي كه اينك در دنياي اسلام عموما هست و
شرايطي که كشور افغانستان الان در آن بسر ميبرد _ آنمقدار كه
ما كمابيش آگاه هستيم _ غرب و ايدئولوژي ليبراليزم وسكولاريزم
آن با شعار دمكراسي و حقوق بشر به ميدان آمده و ميخواهد
جاذبههايي ايجاد كند تا تفكر اسلامي و ديني و حكومت ديني در
مقابل آن رنگ ببازد . نکته ديگر هم به آنان کمک ميكند؛ يعني
يك تجربه تلخي در فكر ملت مسلمان _ بخصوص در تفكر غير شيعي- كه
در اثر جريان طالبان و مسائلي که آنان به عنوان حكومت ديني از
دين براي مردم عرضه كردند، بهوجود آمده است . اين وضعيت را
ميتوان با شرايط قرون وسطي و وضعيتي كه كليسا به وجود آورده
بود , مقايسه کرد. خشونت، برخوردهاي انعطاف ناپذير, ضد
انساني و مخالف با حقوق بشر , زمينة تحقق انديشه سكولاريزم را
در جهان غرب ايجاد کرد. فكر ميكنم وضعيتي كه الان _خصوصا در
افغانستان _ است، شبيه به همان وضعيت قرون وسطي در غرب باشد.
اکنون بايد کوشيد كه آن صفحه تاريك به روشنايي مبدل شود و در
مرحله اول يك تصوير روشن، معقول و درستي از نظام, جهان بيني ,
ايدئولوژي و سياست اسلامي ارائه شود . حالا بحث عملياتي شدن
اين مهم، مرحله بعد است . ابتدا ارائه تصوير درست از يك تفكر،
خيلي مهم است. از اين رو به نظر بنده ميرسد كه متكلمان اسلامي
خارج از اين جنجالهاي مذهبي و با نگاهي فرامذهبي به مسائل
مشترك اسلامي بپردازند كه مورد هجمه ايدئولوژي ليبراليزم و
سكولاريزم غربي است, نه اينكه اختلافات مذهبي مانند مباحث
خلافت و امامت را برجسته كنند . هميشه انسان براي خود انديشه
اي دارد ؛ اما شناخت شرايط، موقعيت وشيوه طرح و زمان و مكان
طرح اين مباحث، خيلي مهم است . در اين موقعيت بايد تلاش شود
متكلمان اسلامي - اعم از شيعه و غير شيعه- در دفاع و تبيين
مباني تفكر اسلامي متمركز شود كه در مقابله با تفكر غربي است.
تفكر غربي که اکنون شاهد آن هستيم، عين تفكر مسيحي نيست، بلكه
بيشتر تفكر ليبراليزم است كه در جهان مسيحيت بروز كرده؛ اما
رابطه نزديكي با تفكر مسيحي دارد. اين حرکت سياسي است اما اگر
از اين مطلب غفلت بشود؛ ممكن است نتيجه اش ديني هم بشود؛ به
اين معنا كه اگر از نظر سياسي براي ليبراليزم و طرفداران آن
توفيقي به دست آيد، آن را به نام دين تمام ميكنند؛ از اين رو
فكر مي كنم كه تحقيقي صورت بگيرد و در مجمعي که شما حضور داريد
تبادل نظري بشود و ابتدا مسأله طرح بشود و شرايط هم بررسي گردد
، آنگاه مسائل اولويت بندي شود . مثلا مسائل مشترك ميان مذاهب
اسلامي و در مقابل تفكر غربي و ليبراليستي و ديگر تفكرات مقابل
تفكر اسلامي را مشخص کنند، و در مرحله بعدمباحثي را که ميان
مذاهب اسلامي است، معين نمايند . بايد مسائل با توجه به شرايط
و موقعيت ارزيابي شود. اين هم خيلي اهميت دارد كه هر كس در حد
توانايي و صلاحيتي كه دارد، ايفاي نقش بكند . در مورد اينکه
نقش و وظيفه متكلمان در اين باره چيست، من معتقدم كه با توجه
به اين وضعيت، مسائلي را بايد گزينش كنيم كه نقطه مقابل
تفكرات لائيك، ليبرال، سكولار و امثال آن است . منتها آنها با
تمسک به شعارهاي حقوق بشر، حقوق زنان , دمكراسي و امثال آن
جاذبههاي براي خود دست و پا کردهاند؛به همين دليل ابتدا
نشان دهيم كه از لحاظ نظري در تفكر اسلامي اين ايدهها وجود
دارد بلكه بهتر از آنها هست؛ سپس كاستيها و عيبهايي را كه
انديشههاي غير اسلامي در دنياي غرب به همراه داشته و
بحرانهايي معنوي و اخلاقي را كه به وجود آورده، بيان كنيم .
يك بحث تطبيقي را مي طلبد. پس در درجه اول به احياء، تبيين و
شفاف ساختن انديشههاي اسلامي و آشكار ساختن جاذبههاي آن
مطابق با نياز نسل جوان و نسل دانشگاهي نياز داريم . بسياري از
اوقات گمان ميكنيم كه اين معارف را همه ميدانند ومسأله نياز
به تبيين ندارد، حال آنكه اينگونه نيست؛ بلكه مسأله كاملا
نياز به تبيين دارد؛ تبييني كه بتواند امتيازات انديشه اسلامي
را روشن كند . خود متفكران غربي (نظير مارسل گوازار و گوستاو
لوبون) گاه گاهي مطالبي را در مورد اسلام و برجستگيهاي تفكر
اسلامي و توانمنديهاي فقه و كلام اسلامي بيان كرده اند . ما
بايد اين اقرارها را در كنار كاستيهايي بگذاريم كه
دامنگير بشر امروزي شده و حيات او را به يك زندگي ماشيني تنزل
داده و در اثر فاصلهاي که از دين و معنويت گرفته، عقلش را به
يك عقل ابزاري صرف تبديل کرده. جاذبههاي مردمسالاري ديني
خودش را در اين بحثها نشان مي دهد كه آنچه را كه آنان مي
گويند اسلام زيباتر و کاملترش را دارد؛ بعلاوه خالي از اين
نواقص و كاستيهاست .
منشور
دينپژوهان:
با توجه به
اينكه چنين وظيفه اي هست، ارزيابي شما از عملكرد متكلمان زمان
ما چيست؟ آيا كاري صورت گرفته يا نه ؟
استاد:
در
مقام ارزيابي اگر بخواهيم واقع بينانه نگاه كنيم، بايد بگوييم
كه در سالهاي اخير در اين حوزه حركتهايي شروع شده و بسط هم
يافته است؛ اما اين را هم نمي توان گفت كه اين مباحث چه از نظر
كمي و چه از نظر كيفي در حال حاضر در حد مطلوب است. بنده
معتقدم اگر مثلا استاد مطهري امروز زنده ميبود، يكي از
بحثهاي مهمي را كه مطرح مي كرد، مباحث هرمنوتيك بود؛ . چون
بسياري از اشكالها و نقدها كه اينك وجود دارد، از اين طريق
وارد ميشود . پس اين مباحث نه از لحاظ كمي و نه از لحاظ كيفي
كافي نيست .
در مورد حوزه
هم بايد گفت كه براي كلام ـ اعم از كلام جديد و كلام قديم ـ
اهميتي كه در شأن اين علم است، قائل نشده اند . اتفاقا
مصاحبهاي را از استاد، آيت الله سبحاني ـ حفظه الله ـ در افق
حوزه ميخواندم كه درس خارج كلام جديد بنده را متذكر شده اند و
ابراز اميدواري كرده اند كه انشا الله ادامه پيدا كند .اين مهم
واقعا به اهتمام نياز دارد که مقداري از آن به برنامهريزان و
متوليان برميگردد. بنده هم پيشنهاد كردهام آقاياني كه خارج
اصول و خارج فقه مي گويند؛ مثلا هفته اي يك روز را به مباحث
اعتقادي (مانند امامت، توحيد و...) اختصاص بدهند اينها نياز
امروز ما است . اجمالا نظرم اين است كه در عين اينكه
حركتهايي صورت گرفته , رشتههاي تخصصي كلام وعقايد به وجود
آمده , مؤسساتي نظير مؤسسه امام صادق (ع) و امام خميني (ره )
بهوجود آمده و نيز كارهايي كه در همين مركز جهاني صورت
گرفته است؛ به دليل نياز فراوان و پايه بودن عقايد، هنوز تا
رسيدن به حد مطلوب فاصله داريم.
منشور دين
پژوهان :
امروزه با
توجه به عصر ارتباطات و جهشي كه در اين عرصه به وجود آمده، نقش
مجلات و رسانهها را چگونه ارزيابي ميكنيد ؟
استاد :
مسلما از
رسالتهاي حوزه، توليد نيروهاي كارآمد و تحقيقات به مقدار
لازم و توليد محصولات فكري است؛ اما براي رقابت با
انديشههاي رقيب مسأله عرضه محصولاتو توليدات فكري هم خيلي
مهم وتعيين كننده است . يكي از مشكلاتي كه ما همواره از آن رنج
مي بريم، اين است كه در عرضه خيلي ضعيف عمل ميكنيم . توليدات
فكريمان با استفاده از ابزارهاي مختلف ـ اعم از تصويري,
نوشتاري, سمعي, بصري, مجلات, مطبوعات و...ـ به طور شايسته
عرضه نمي شود؛ بلكه به تعدادی كتاب و عدهاي خاص محدود
ميگردد. طبعا اين كار نياز دارد كه متوليان امور ديني با
گردانندگان امور و برنامهريزان و كسانيكه امكانات رسانه اي
(نظير راديو تلوزيون و...) در اختيار آنهاست, هماهنگي و تبادل
نظري کنند تا محصولات و توليدات فكري و پژوهشي را به كمك آن
ابزارها و امكانات نشر وگسترش بدهند . بايد از طريق هماهنگي
و تبادل نظر آنان را متقاعد كرد كه اين امر را يك وظيفه از
وظايف خود قلمداد كنند . دولتمردان در تعيين سرنوشت معنويت
جامعه نقش مهمي دارند «الناس علي دين ملوكهم» . اين
تبادل نظر و مشورت و تفهيم وظيفه هم، يك كار بسيار ظريفي است
نميتوان تمام كارها را به خود دولتمردان واگذار كرد؛ چرا كه
ممكن است مطالب نادرست به نام اسلام و اهل بيت عليهم السلام
دوباره ترويج شود. از طرف ديگر مسئولان حوزه نيز, امكانات در
اختيار ندارند؛ بنابراين به يك تفاهم و همكاري ميان مراكز
حوزوي و دست اندركاران امور سياسي و حكومتي نياز داريم. در
اينكه رسانهها و ابزارهاي هنري نقش بسيار مهمي جهت
کاميابي در عرضه محصولات فكري دارند، شكي نيست . ما در تلوزيون
جمهوري اسلامي ايران شاهد آن هستيم كه گاهي بعضي از
سريالهايي كه درونمايههاي مذهبي داشتهاند، بسيار
تاثيرگزار بوده اند؛چرا كه اين يك صنعتي است كه اگر در
آن جذابيتهاي مورد پسند نسل جوان لحاظ شود، خيلي تاثيرگزار
است و بايد از اينها استفاده كرد. البته سلامت خود فعل هم
خيلي مهم است و بايد مراقب بود كه اگر ـ خداي نكرده ـ لغزشي
بهوجود بيايد، به دليل وسعت ومخاطبان فراواني كه دارد، تاثير
منفياش خيلي زياد خواهد بود . حتي در جمهوري اسلامي هم ما نمي
توانيم بگوييم اين مطلب در حد ايده آل است. حضرت امام (ره) نيز
با توجه به همين نقش مهم و تعيين كننده است كه راديو و تلوزيون
را «دانشگاه عمومي» ميخواندند.
منشور دين
پژوهان :
با توجه به
اينكه منشور دينپژوهان فصلنامهاي حوزوي است كه گردانندگان
آن طلاب هستند و مخاطبان آن هم قشرهاي فرهنگي جامعه
افغانستان , مهمترين دغدغهها و مسائل كلامي يا اعتقادي حوزه
چه مي تواند باشد؟ در پاسخ به سؤال اول اشاراتي فرموديد؛ ولي
اگر ممكن است با تفصيل بيشتري نظر خود را در اين مورد ارائه
كنيد .
استاد :
همانطور كه
قبلا اشاره كردم، برداشت بنده اين است كه آن چه در دنياي كنوني
محور قرار گرفته، مسأله دين و مباحث پيرامون آن است. زماني بحث
ماترياليسم , وجود خداوند، تجرد نفس و ادله اثبات خدا،
برهانها و شبهات هيوم، برهان نظم، اشكالاتي كه بر
عليت
وارد شده و امثال اين مباحث خيلي مطرح بود . باز از اين رو
امثال علامه طباطبايي و شهيد مطهري روي اين مسأله خيلي سرمايه
گذاري كردند. آن زمان ـ بخصوص در ايران ـ با توجه به
فعاليتهاي احزاب همانند حزب توده و وجود شوروي به عنوان يك
ابرقدرت، اين مباحث مطرح بود.
در افغانستان
به دليل آن حاكميت طولاني كه آنها داشتهاند و نيز به دليل
تصويري که طالبان از اسلام ارائه شده، نه تنها جاذبهاي ايجاد
نكرد بلكه تنفر و انزجار هم بوجود آورد با توجه به اين شرايط
بايد رسوباتي از آن فكر هم وجود داشته باشد اگر چه ممكن است
اکنون خيلي فعال نباشد . امروزه با توجه به حضور آمريكا در
افغانستان و ابرقدرت بلامنازع شدهنش ـ چه به لحاظ سياسي و چه
به لحاظ نظامي ـ نفوذ ليبراليزم در آنجا بيشتر است . مباحثي
كه بايد مطرح شود ابتدا تبيين خود دين و حقيقت آن ، سهم وحي در
دين و حقيقت تجربه ديني است. اينجا نظريههاي علميو
فلسفياي مطرح شده است .گروهي دين را نوعي احساس و شهود و
تجربه شخصي ميدانند . در مرحله دوم مباحث مربوط به قلمرو دين
, نقش و كاركرد دين در زندگي انسان را بايد مطرح كرد . نظر
اسلام در اين باره، نقطه مقابل سكولاريسمي هست كه دين را از
عرصه حيات اجتماعي جدا مي كند . بايد تبيين شود كه دين در اين
عرصه وجود دارد و بعلاوه وجودش مفيد هم هست . استناد ميشود به
ادله نقلي و عقلي تا ثابت گردد كه گسترة دين اجتماع را هم در
بر ميگيرد . بايد اين مباحث را به نحوي تبيين كرد تا آشكار
بشود كه حضور دين، حضوري سازنده و مفيد است در صحنههاي
مختلف زندگي اجتماعي نتيجهاي مثبت به دنبال دارد . صرف نتايج
آخرتي همه را ارضاء نميكند. بايد اين مسأله را خوب و مستند
ثابت كرد. پس در كنار نقد تفكراتي همچون سكولاريزم، بايد به
اين مباحث هم پرداخت و نشان داد كه دين نه تنها مانع ترقي و
پيشرفت نيست، بلكه در اين جهت مفيد و كارآمد نيز هست . و از آن
و كاستيهاي علم و فن آوري سكولار هم پيراسته است كه در آن
اخلاق مطرح نيست و سود از هر طريقي كه به دست، بيايد مو ضوعيت
دارد. در واقع اسلام منادي يك نوع تمدن دو ركني است: هم ركن
مادي و هم ركن معنوي .
منشور
دينپژوهان :
يكي از مشکلاتي
كه امروز جامعه ديني افغانستان را تهديد مي كند، اين است كه
برخي از متدينان نيز به سكولاريزم گرايش دارند وآن را به جاي
حكومت ديني براي ما كارآمد مي دانند . برخورد علمي و عملي با
اين پديده چگونه بايد باشد؟
استاد :
بخشي از اين
مسأله به آن تصوير نادرستي برميگردد كه از يك حكومت ديني در
ذهنهاست؛ بايد اين تصوير پيرايش و تصحيح بشود . امروزه در
ميان فرهيختگان، دانشجويان و... طرفداران حکومت ديني زياد
شدهاند. آنان باور کردهاند که حكومت ديني, حكومتي است مفيد و
توانمند و مي تواند رقيب دمكراسيهاي غربي و
مردمسالاريهاي سكولار باشد و نه تنها از آنها كم ندارد،
بلكه از معايب آنها هم پيراسته است. اينها در اثر تبيين،
توضيح، شفاف كردن، پاسخ به شبهات و... بوده است. شما بايد فكر
كنيد و راهكارش را پيدا كنيد . چانه زدن از بالا اگرچه لازم
است خيلي هم كارساز نيست .فكر نمي كنم هيچ آدمي وقتي كه مسأله
كاملا برايش روشن شد، باز هم بتواند فطرتا معارضهاي داشته
باشد . اگر كساني مخالفت ميكنند در اثر اين است كه هنوز
معتقدند دين نمي تواند پاسخگوي مسائل امروز ما باشد و عصر
حكومت ديني و امثال آن سر آمده است . پس معلوم ميشود كه تبيين
ـ البته به شكل مناسب گوناگون, در جاهاي مختلف و فضاهاي
متفاوت ـ تاثير دارد؛ مثلا يكي از شيوههاي مناسب، شيوه پرسش
و پاسخ است؛ يعني اينكه به طرف مقابل اجازه بدهيم خودش بگويد
كه مشكل او چيست تا او هم خودش را در جريان بحث احساس كند. روش
گفت وگويي و پرسش و پاسخي خيلي موثر است .
در پايان از
خداوند متعال براي شما آرزوي توفيق مي كنم و اميدوارم كه در
اين كار مورد عنايت امام عصر (عج ) باشيد و كارتان مورد رضاي
خدا و حجت او قرار گيرد.
منشور دين
پژوهان :
ما نيز از
اينكه وقت عزيز خويش را در اختيار ما قرار داده و صبورانه به
سؤالات ما پاسخ داديد، تشكر مي كنيم.
پی نوشت
-
حجة
الاسلام والمسلمين علي رباني گلپايگاني - دامت بركاته-
از صاحبنظران برجسته علوم عقلي در حوزه علميه قم
هستند . از ايشان آثار متعددي در زمينههاي كلام
قديم، كلام جديد، فلسفه، فرق و مذاهب و منطق منتشر
شده؛ از جمله : ايضاح المراد في شرح كشف المراد،
درآمدي بر علم كلام، الالهيات في مدرسه اهل البيت
عليهم السلام، قواعد الكلاميه، آشنايي با كلام جديد و
فلسفه دين، فرق و مذاهب كلامي، مناهج الاستدلال و ....
همچنين دهها مقاله علمي از ايشان در مجلات معتبر به
چاپ رسیده است .
|