|
شیوه
های مواجهه پیامبر (ص) با مخالفان از نگاه قرآن
سید محمد داود علوی
گزينش شيوهها و سبكهاي رفتاري در رويارويي و مواجهه با عوامل
و پديده هاي اجتماعي همواره مورد توجه آدميان بوده است. تمامي
جوامع انساني در برخوردهاي فردي و فرافردي ناگزير از انتخاب
شيوة خاص هستند؛ از اين رو روانشناسان و جامعه شناسان و... هر
كدام براساس يافتههاي خويش نسخهاي براي شيوههاي رفتاري
افراد جامعه در حوزههاي مختلف فردي، خانوادگي، اجتماعي
وتحصيلي ارائه کردهاند. آرمانيترين گزينش براي شخص وجامعه
شيوهاي است كه بتواند با دغدغههاي فكري – اعتقادي او انطباق
يابد؛ بعبارت رساتر، رفتاري مورد پذيرش واقع ميشود كه بتواند
در چارچوب باورها و هنجارهاي اساسي جامعه قرارگرفته و مؤيد به
تايد فطرت انساني باشد.
بدين لحاظ هرمكتب به فراخور بايستههاي خويش سبكهاي حياتي بر
ميگزيند. طبيعت گرايان و مادي گرايان كه زندگي انساني را
محدود به حيات دنيوي ميكنند و وراي حيات دنيوي را منكرند،
روشي را انتخاب ميكنند كه بهترين بهرهوري مادي و بيشترين سود
دنيوي را به دست آورند. آنانيكه به حيات اخروي وراي عالم حسي
باور مندند راهي را بر ميگزينند كه سعادت و كمال دنيا و آخرت
را در پي داشته باشد. بر اين اساس هر کدام به سؤالاتي چون:
رفتار فرد با خانواده به چه شكلي مطلوب است؟ فرزندان چه حقي بر
والدين دارند؟ گزينش چه شيوهاي در تربيت آنان مناسب است؟ چه
رفتاري در برابر نزديكان و دوستان بايسته است؟ كدام شيوه در
روابط ميان دولتهاي مختلف بايد اتخاذگردد؟ هركدام پاسخ خاص
ميدهند.
در اين ميان پاسخ اسلام به لحاظ موقعيت و جايگاه ويژهاش درخور
دقت است؛ زيرا يک سو جهانينگري، شموليت و جامعيت (فرامكاني) و
جاودانگي و خاتميت(فرازماني) اسلام، آنرا از ديگر مكاتب به
نحو آشكاري ممتا زميسازد. و از سوي ديگر ادعاي ارائة بهترين
الگو و سبكها براي شكل دهي جامعه آرماني جهاني براي هميشة
تاريخ، آنرا براي پاسخ به سؤالات فوق ملزم ميسازد. يكي از
راههاي گزينش درست رفتار فردي و جمعي، استفاده از نحوة برخورد
پيشوايان دين است. پيامبر بزرگ اسلام به عنوان رهبر، چه
راهبردهايي را در عرصههاي مختلف حيات خويش داشته است؟ اين
راهبردها ميتواند ما را در رسيدن به مقصود ياري دهد. در اين
نوشته نحوة رويارويي پيامبراسلام - صلي الله عليه و آله-
بامخالفين، سير و مراتب مواجهه، و رابطه متقابل مواضع پيامبر
با رفتار مخالفين، مورد بحث قرار گرفته است. پيامبر- صلي الله
عليه وآله- به چه شكلي با مخالفين خويش رفتار ميكرد؟ در اوضاع
و احوال متفاوت چه شيوةهايي را در برابر آنان برميگزيد؟ مراحل
راهكارهاي اتخاذ شده در قبال دشمنان به چه سبك و سياق بوده
است؟
روشنترين راه براي شناخت رفتار و موضع گيريهاي فرد، بررسي و
پژوهش تاريخي است. اين نوشتار اين راه را به کار نبرده است؛
بلكه شيوة خاصي دارد كه فكر ميكند نتيجه بخش و خدشه ناپذير
است، با اين تبيين كه:
1. پيامبر صلي الله عليه و آله آورندة قرآن است.
2. آيات شريفهاي كه از اين پس آورده خواهد شد شيوههاي مواجهه
پيامبر با مخالفين را بيان ميكند.
3. خطابات اين آيات به طريق اولي شامل حضرت هم ميشود؛
4. از آنجا كه پيامبر- صلي الله عليه و آله- معصوم است به
تمامي فرمانهاي قرآني عمل كرده است.
5- پس دستورهاي قرآني به وسيلة پيامبر - صلي الله عليه و آله-
دربين مردم محقق شده است.
نويسنده فكر ميكند اين راه بهتر از راه معمول و متعارف است كه
دراين گونه موارد طي ميشود؛ زيرا پژوهش تاريخي به جهت انتقال
ازکانال راويان، صدورش قطعي نيست؛ در حاليكه مسير برگزيده، به
سبب منبع قرآنيآن، قطعي الصدوراست، بنابراين پاسخ به پرسشهاي
فوق با استفاده از آيات قرآني خواهد بود. پاسخ اجمالي اين
نوشته اين است كه ساز و كار اتخاذ موضع حضرت براساس انگيزهها
و كنشهاي مخالفين متغير و درعين حال دقيق و
قاعده مند
بوده است. تنها
چيزي كه در تغير مواضع نقش دارد استعداد و آمادگي هدايت پذيري
طرف مقابل است.
در يك دسته بندي عام، شيوة مخالفين با حضرت يا به شكلي صعودي،
يا افقي و يا نزولي بوده است؛ عكس العمل پيامبر- صلي الله عليه
و آله- در حالات مختلف، يكسان و سازگار با نحوة رفتار آنان شكل
گرفته است، در صورتي كه مخالفين به صورت صعودي حركت ميكنند،
يعني در صدد شناخت حقيقت دين و ايمان بدان است، پيامبر در اين
خط صعودي به هدايت، انذار و استدلال عقلاني ميپردازد و با
آنانيكه در خط افقي (بي اعتنا به اخبار غيبي، و ايمان به
خداوند) قرار ميگيرند به اتمام حجت، تهديد به عذاب و اظهار
بيزاري ميپردازد. و هرگاه مخالفين به سير نزولي (بدگويي،
ناسزا، تهمت و عمليات نظامي «ايجاد موانع براي دعوت الي الله»)
رو ميآورند، حضرت به انتظار، دوري، روي گرداني و جهاد
ميپردازد.
با توجه به سخنان پيشگفته، مراحل برخوردها را به سه مرحله كلي
دسته بندي ميكنيم: مرحله صعودي، مرحله افقي و مرحله نزولي.
مرحله صعودي
رسول گرامي اسلام - صلي الله عليه و آله- با تمام تلاش و كوشش
در صدد راهنمايي خلق و ابلاغ دين حق، به آدميان بوده و سعادت
بشر را در رسيدن به كمالات حقيقي و قرب الي الله ميدانست و
براي رسانيدن مردم به قرب الاهي رنجهاي فراوان كشيد، تا جايي
كه خداوند ميفرمايد: «فلعلّك باخع نفسك علي آثارهم ان لم
يؤمنوا بهذا الحديث اسفاً.»[1]
تا جايي كه احساس ميكرد ديگران در صدد شناخت دين اسلام است،
به هدايت و راهنمايي آنها ميكوشيد و هرگاه احساس ميكرد كه
استدلال عقلاني براي اثبات وجود خداوند، يگانگي او، اثبات معاد
و روي آوري به دين، لازم است به استدلال و اقامه برهان مي
پرداخت.
1. هدايت و انذار :گستردهترين
گروه در اين مرحله كساني هستند كه به هدايت و راهنمايي به سوي
حق و ترساندن از مسير ناحق، سخت نيازمندند. در اين مرحله حضرت
پيامبر - صلي الله عليه و آله- به ارشاد،آگاهي بخشي و راهنمايي
انسانها ميپردازد. فوايد ايمان به حق، آثار دين پذيري و
تبعات خدا باوري را بيان ميكند تا حس حقيقتجويي و جمال طلبي
آدمي را تحريك كند و نيز مشكلات بيديني، عواقب خطرناك و
زيانهاي غير قابل جبران آن را بر ميشمارد. قرآن در اين باره
ميفرمايد:
«فانّما يسرناه بلسانك لتبشّر به المتّقين و تنذر به قوماً
لدّاً».[2]
«و انك لتدعوهم الي صراط مستقيم »[3].
براي توسعه و فراگيري هدايت الاهي و رسيدن دعوت توحيدي به
تمامي افراد بشر، ميفرمايد: « و ان احد من المشركين استجارك
فأجره حتي يسمع كلام الله ثم أبلغه مأمنه».[4]
و براي پند و اندرز گرفتن از تاريخ پيشينيان مي فرمايد: «قل
سيروا في الارض فانظرواكيف كان عاقبتة الّذين من قبل كان
اكثرهم مشركين فاقم وجهك للدّين القيّم من قبل ان يأتي يوم
لامردّ له من الله يومئذ يصّدّعون».[5]
آيات به صورتهاي مختلف نشان ميدهد كه حضرت ميخواهد به جامعه
خفته تحرك و حساسيت ايجاد كند تا در حقيقت خويش و گذشتگان نيك
بنگرند و راه و رسم حيات معقول را بيابند
2. عقلانيت و استدلال: دومين
گروه در اين مرحله كساني هستند كه تنها تبشير و انذار براي
گرايش و كرنش آنان در برابر حق، و حركت آنان به سوي كمال،
سعادت و قرب الي الله كافي نيست؛ افزون بر آن محتاج به برهان و
استدلال است تا اطمينان و آرامش در پذيرش دين براي آنان فراهم
شود؛ از اين رو پيامبرگرامي اسلام با ارائه براهين عقلي از
راههاي متعدد، زمينة خدا باوري را براي همگان فراهم ميكند.
دسته بندي انواع و اقسام براهين عقلي قرآني مجال خاص خويش را
ميطلبد، در اين مختصر به چند آيه ازكتاب وحي، در راستاي هدف
اين نوشته اشاره ميشود.
اولين نوع و شايعترين استدلال قرآني، فراخواني عمومي به
انديشه و تفكر در آفرينش مخلوقات در جهان طبيعي است. انسجام،
سازگاري و همياري موجودات در عالم طبيعت به حدي است كه هر
انديشمندي را به كرنش و خضوع در برابر آفريننده آن وادار
ميكند. اين نوع برهان را در اصطلاح (فلسفي-كلامي) برهان نظم
ميگويند:
انّ في خلق السماوات و الارض و اختلاف الّيل و النّهار و الفلك
الّتي تجري في البحر بما ينفع الناس و ما انزل الله من السّمآء
من مآء فاحيا به الارض بعد موتها و بثّ فيها من كلّ دآبّة و
تصريف الرياح والسحاب المسخر بين السمآء والارض لأيات لقوم
يعقلون[6]
دومين قسم استدلال براهيني است كه آدمي را به خويشتن خويش فرا
ميخواند تا به فقر و احتياجش بنگرد و جايگاه خود را در جهان
هستي بيابد؛ (برهان امكان/ فقري) آنجا كه ميفرمايد: «يا ايها
الناس انتم الفقراء الي الله والله هو الغني الحميد»
[7].
«ام خلقوا من غيرشئ ام هم الخالقون »[8]
سومين گونه استدلال براهيني است كه بر قدرت مطلقه و بي نهايت
خداوندي اشاره دارد، همانند: «قل ارءيتكم ان آتاكم عذاب الله
او اتتكم الساعة اغير الله تدعون ان كنتم صادقين بل اياه تدعون
»؛[9]
در اين مجموعه آيات رويكردهاي مختلف عقلاني براي جلب توجه
آدميان به توانايي مطلق خداوند و تدبير نافذ او در كل مجموعه
هستي بيان گرديده و در ضمن سعي شده فطرت خفتةاي بشر را بيدار
ساخته و اورا وادار به اعتراف و اذعان به حقيقت غيرمتناهي
سازد.
مرحله افقي
اگر به هر جهت انسان تمايل به شناخت حقيقت هستي و خالق آن نشان
ندهد، درست در خط افقي قرار ميگيرد و اينان كساني هستند كه
تنها به زندگي حيواني / دنيوي دلخوش كرده و در بازيهاي دنيوي
فرورفتهاند، چشم از وراي جهان حسي برچيده و
زحمت تامل و انديشه را به خود ندادهاند. مواجهه با چنين گروهي
راهكاري ديگري را، جز آنچه با دستة اول در پيش گرفته شد،
ميطلبد؛ بدين لحاظ ميبينيم كه پيامبر- صلي الله عليه و آله-
از ساز و كار نوي بهره ميگيرد از قبيل:
1. اتمام حجت:
روشن است كه اتمام
حجت بعد از مرحله ابلاغ پيام آسماني است. كساني كه ازروشهاي
معمول و متعارف هدايت سودي نميبرند، حجت را بر آنان تمام
ميكند:
قد جائكم بصائر من ربّكم فمن اَبصَرَ فلنفسه و من عمي فعليها
و ما أنا عليكم بحفيظ»[10]
و نيز ميفرمايد: « و قل الحقّ من ربّكم فمن شاء فليؤمن و من
شاء فليكفر إنّا اَعتَدنا للظّالمين ناراً احاط بهم سرادقها[11]
2. تهديد به عذاب: در مواردي
كه اتمام حجت نيز در پذيرش دين سودي نرساند ناگزير از آخرين
راهكار بايد سود برد؛ يعني بازگو كردن عذاب دردناگ و خشم
خداوندي. آنگونه كه قرآن بيان ميدارد:
« و اذا تتلي عليه آياتنا ولّي مستكبراً كَاَن لم يسمعها
كَاَنّ في اُذُنَيه وقراً فبشّره بعذاب اليم»[12]؛
« بل الّذين كفروا يُكذّبون والله اَعلَم بما يوعون فبشّرهم
بعذاب اليم »[13].
آياتي كه ميگويند: آنان را واگذار و مهلت ده تا خداوند به
حساب آنان برسد، نيز لحن تهديد و عذاب دارند و در همين دسته
جاي ميگيرند؛ همانند: « فذرهم يخوضوا و يلعبوا حتي يلاقوا
يومهم الّذي يوعدون »[14]
« و ذرني و المكذّبين اولي النّعمة و مهّلهم قليلاً »[15]
« ذرني و من خلقت وحيداً ».[16]
مرحله نزولي
در اين مرحله رفتار دشمنان حالت تهاجمي دارد، پيامبر و آيينش
مورد انواع گوناگون از تعرض قرار ميگيرد كه خود به دو بخش
قابل تقسيم است: صورت اول جايي است كه آزار مخالفين از طريق
زباني صورت ميپذيرد مثل تمسخر، استهزا و ناسزا. شيوهاي كه
حضرت با اين دسته بر ميگزيند، روي گرداني، تحمل و بردباري
است. صورت دوم وقتي است كه دشمنان باساز و برگ نظامي واردجنگ
ميشوند، و در صدد نابودي مكتب و رسالت او بر ميآيند. موضعي
كه در قبال چنين گروهي اختيار ميكند جهاد و مبارزه نظامي است.
1. رويگرداني، صبر و تحمل:
تاريخ حيات تمامي هاديان الاهي پر از رنج و گرفتاريي است كه از
طرف گروهي جاهل انجام ميگرفته است، پيامبر بزرگ اسلام بيش از
ديگران مورد آزار اين دسته قرار گرفت؛ ولي چون كوه استوار در
برابرهمة اين اذيتها و آزارها ايستاد و تحمل كرد و حد اكثر از
آنان روي برتافت. قرآن ميفرمايد:
« اتّبع ما اوحي اليك من ربّك لا اله الاّ هو و اَعرض عن
المشركين »[17].
و «خذ العفو وأمر بالعُرف واعرض عن الجاهلين.»[18]
در مورد توصيه به تحمل و صبر چنين ميفرمايد:
« و اصبر و
ماصبرك الاّ بالله و
لاتحزن عليهم و لاتك في ضيق ممّا يمكرون»[19]
در
جاي ديگر
ميفرمايد:
« فاصبرعلي ما
يقولون و
سبّح بحمد
ربك قبل طلوع الشمس و
قبل غروبها»[20]
آياتيكه
در مورد انتظار و تربص آمده نيزدر اين مجموعه قرار ميگيرد؛
همانند: « فاعرض عنهم و انتظر انّهم منتظرون»[21]
و « قل تربّصوا فانّي معكم من المتربّصين»[22]
2. جهاد وجنگ: آخرين و
نهاييترين رويارويي حضرت با مخالفين ساز و كار جهاد و شهادت
است، اگرهيچ شيوهاي نتواند در اصلاح مستكبرين مفيد واقع شود و
آنان نه تنها راهي كمال را بر نگزينند كه مانع كمال و سعادت
ديگران گردند؛ جهاد و شهادت راهي است كه بايد برگزيده شود،
چيزي كه لرزه بر اندام کافران مياندازد و راه طغيان و سركشي
آنان را مسدود ميسازد. خداوند ميفرمايد:
« فقاتل في سبيل الله لاتكلّف الاّ نفسك و حرّض المؤمنين عسي
الله ان يكفّ بأس الذين كفروا والله اشدّ باساً و اشدّ تنكيلاً
»[23]
و دستور ميدهد: « يا ايّها النّبيّ جاهد الكفّار و المنافقين
و اغلظ عليهم ومأواهم جهنّم و بئس المصير».[24]
جمع بندي
1. آيات پيش گفته به شيوههاي مختلف مواجهة پيامبر- صلي الله
عليه و آله- با مخالفين را بازگو ميكند.
2.گزينش موضع پيامبر با جريانهاي مختلف ناهمسو قاعدهمند بوده
و بر اساس اهداف خاص شكل گرفته است.
3. اهداف و انگيزههاي انتخاب مواضع خاص در شرائط ويژه، هدايت،
كنترل و قرار دادن جامعه در مسير سعادت حقيقي است.
روابط متقابل رسول اعظم با نگرش ها و رفتارهاي گروههاي
ناهمگون روي خط طولي قرارداشته و از اوج و فرود يكسان برخوردار
بوده است؛ به شكل كه هر مقدار كشش و آمادگي براي درك و ايمان
به حق در خط طولي صعودي اوج ميگيرد هدايت و راهنمايي عميقتر
ميشود. و هرگاه با گروهي رو به رو ميشود كه در خط افقي قرار
دارند و هيچگونه تحركي به دو سمت اوج و فرود ندارند (نه علاقه
به هدايت و پيمودن مراحل سعادت خويش دارند و نه ايجاد مانع
براي هدايت ديگران ميكنند) فطرت خفته آنان را مورد خطاب قرار
داده، اتمام حجت ميكند و از آيندة وخيم آنان بيم و هراس
ميدهد. و موقعي كه بادستهاي روبرو ميشود كه نه آمادگي براي
درگ حقايق دارند، و نه چون گروه دوم بيتحركند؛ (بلكه هر دم به
آزار دين داران مشغولند و يا براي افول نور الاهي نقشه
ميكشند)؛ باتحمل و بردباري به تبليغ رسالت خويش ميپردازد و
با جهاد و شهادت موانع را بر ميدارد.
پی نوشتها
[1] .كهف
(18)، 6. گويي ميخواهي به خاطر اعمال آنان، خود را از غم و
اندوه هلاك كني اگر به اين گفتار ايمان نياورند.
[2]
.مريم (19)،97 .و ما فقط آن را بر زبان تو
آسان ساختيم تا پرهيزگاران را به وسيلة آن بشارت دهي، و دشمنان
سرسخت را با آن انذاركني.
[3]
.
مؤمنون (23)،73.
به طور قطع و يقين،تو آنان را به راه راست دعوت ميكني.
[4]
.
توبه (9)، 6.
و اگر يكي از مشركان از تو پناهندگي بخواهد، به او پناه ده تا
سخن خدا را بشنود (و در آن بينديشد)؛ و سپس او را به محل امنش
برسان.
[5].
روم (30)،42-43. بگو: در زمين سير كنيد و بنگريد عاقبت كساني
را كه قبل از شما بودند چگونه بود بيشتر آنها مشرك بودند. روي
خود را به سوي آيين مستقيم و پايدار بدار، پيش از آنكه روزي
فرا رسد كه كس نميتواند آن را از خدا بازگرداند؛ در آن روز
مردم به گروههاي تقسيم ميشوند؛ و نيز ر.ك: فصلت،13؛ حج
73؛عنكبوت،20.
.[6]
بقره (2)، 164: در آفرينش آسمانها و زمين، و آمد و شد شب و
روز ،و كشتيهايي كه در دريا به سود مردم در حركتند ،و آبي كه
خداوند از آسمان نازل كرده، و با آن، زمين را پس از مرگ، زنده
نموده، و انواع جنبندگان را در آن گسترده، و در تغير مسير
بادها و ابرهايي كه ميان زمين و آسمان مسخرند، نشانههايي است
براي مردمي كه عقل دارند و ميانديشند؛ ؤ نيز ر. ک:
نحل(15)،11، 13، 65 و 69.
[7]
. فاطر(35)،15. اي مردم شما نيازمند به
خداييد؛تنها خداوند است كه بينياز و شايستة هرگونه حمد و
ستايش است.
[8]
. طور(52)، 35. يا آنها بي هيچ آفريده شدهاند يا خود خالق
خويشند.
[9]
. انعام(6)، 40-41. بگو: به من خبر دهيد اگر عذاب پروردگار به
سراغ شما آيد، يا رستاخيز برپا شود، آيا (براي حل مشكل خود،)
غير خدا را ميخوانيد اگر راست ميگوييد؟ (نه)بلكه تنها اورا
ميخوانيد؛ نيز ر.ك. انعام(6)، 46-47.
[10].
انعام(6)، 104.
دلايل روشن از طرف پروردگارتان براي شما آمد كسي كه بيبيند به
سود خود اوست؛ و كسي كه از ديدن آن چشم بپوشد، به زيان خودش
ميباشد و من نگاهبان شما نيستم.
[11]
. كهف(18)، 29. بگو: اين حق است از جانب
پروردگارتان هركس ميخواهد ايمان بياورد، و هركس ميخواهد كافر
گردد ما براي ستمگران آتشي آماده كردهايم كه سراپردهاش آنان
را از هرسو احاطه كرده است. و نيز ر.ك: انبيا (21)، 109؛
نحل(16)، 92.
[12].
لقمان(31)، 7. و هنگاميكه آيات ما بر او خوانده ميشود،
مستكبرانه روي بر ميگرداند، گويي آن را نشنيده است؛ گويي اصلا
گوشهايش سنگين است، اورا به عذاب دردناگ بشارت ده.
[13].
انشقاق(84)، 22-24. بلكه كافران پيوسته آيات الاهي را انكار
ميكنند. و خداوند آنچه را در دل پنهان ميدارند به خوبي
ميداند، پس آنها را به عذابي دردناگ بشارت ده[13].
نيز ر.ك: انعام(6)، 70،112و127.
[14]
. معارج(70)، 42. آنان را به حال خود واگذا تا
در باطل خود فروروند و بازي كنند تا زماني كه روز موعود خود را
ملاقات نمايند.
[15]
. مزمل(73)، 11. و مرا با تكذيب كنندهگان
صاحب نعمت واگذار، و آنها را كمي مهلت ده.
[16]
. مدثر(74)، 11. مرا با كسي كه او را خود به
تنهايي آفريدم واگذار.
[17].
انعام(6)،
106.
از آنچه كه از سوي پروردگارت بر تو وحي شده، پيروي كن؛ هيج
معبودي جز او نيست؛ و از مشركان روي بگردان.
[18]
. اعراف(7)،199؛ با آنها مدارا كن و عذرشان را
بپذير، و به نيكيها دعوت نما، و از جاهلان روي بگردان. و نيز
ر.ك: سجده(32)، 30.
3 . نحل (16)؛127.صبر كن، و صبر تو فقط براي خدا و به توفيق
خدا باشد؛ و به خاطر آنها، اندوهگين و دلسرد مشو؛ و از
توطئههاي آنها، در تنگنا قرار مگير.
4 . طه(20)، 130؛پس در برابر آنچه ميگويند، صبركن پيش از طلوع
آفتاب ،و قبل از غروب آن،تسبيح و حمد پروردگارت را به جا آور.
و نيز ر.ك: روم(30)،60.
5. سجده(32)، 30. حال كه چنين است، از آنها روي بگردان و
منتظرباش، آنها نيز منتظرند.
[22]
. طور(52)؛31. بگو: انتظار بكشيد كه من هم با
شما انتظار ميكشم (شما انتظار مرگ مرا، و من انتظار نابودي
شما را با عذاب الاهي).
[23].
نساء(4)، 84. در راه خدا پيكاركن. تنها مسؤل وظيفة خود هستي. و
مؤمنان را تشويق نما؛ اميد است خداوند از قدرت كافران جلوگيري
كند. و قدرت، و مجازات خدا وند دردناكتر است.
[24].
توبه (9)، 73، اي پيامبر با كافران و منافقان جهاد كن، و
برآنها سخت بگير جايگاهشان جهنم است.و چه بد سرنوشتي است.
و نيز ر.ك: انفال (8)، 56-57 و61-62 و فرقان (25)،52.و تحريم
(66)،9.
|