تاريخ هجري شمسي

             لینکهای مرتبط           

....................................................

بررسی دلایل لزوم بعثت انبیا (ع)

عوامل پیدایش و اعتلای تمدن نبوی

تنگناهای زبان و رسالت رسول اعظم ص

نبوت از منظر ابن سینا و فارابی

شیوه برخورد پیامبر (ص) با اهل کتاب

دین نیاکان پیامبر (ص)

حکومت دینی رسول اعظم (ص)

روشهای تربیتی رسول اعظم (ص)

 

 

 

مجمع اسلامی دین پژوهان افغانستان، حضور شما را گرامی میدارد

فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنيفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتي‏ فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها

مطالب ویژه پیامبر (ص) »

 

 

برگشت به صفحه اصلی سایت

برگشت به صفحه اهل بیت )ع)

 

 

شیوه های مواجهه پیامبر (ص) با مخالفان از نگاه قرآن

سید محمد داود علوی

گزينش شيوه­ها و سبك­هاي رفتاري در رويارويي و مواجهه با عوامل و پديده هاي اجتماعي همواره مورد توجه آدميان بوده است. تمامي جوامع انساني در برخورد­هاي فردي و فرافردي ناگزير از انتخاب شيوة خاص هستند؛ از اين رو روان­شناسان و جامعه شناسان و... هر كدام براساس يافته­هاي خويش نسخه­اي براي شيوه­هاي رفتاري افراد جامعه در حوزه­هاي مختلف فردي، خانوادگي، اجتماعي وتحصيلي ارائه کرده­اند. آرماني­ترين گزينش براي شخص وجامعه شيوه­اي است كه بتواند با دغدغه­هاي فكري – اعتقادي او انطباق يابد؛ بعبارت رساتر، رفتاري مورد پذيرش واقع مي­شود كه بتواند در چارچوب باورها و هنجارهاي اساسي جامعه قرارگرفته و مؤيد به تايد فطرت انساني باشد.

 بدين لحاظ هرمكتب به فراخور بايسته­هاي خويش سبك­هاي حياتي بر مي­گزيند. طبيعت گرايان و مادي گرايان كه زندگي انساني را محدود به حيات دنيوي مي­كنند و وراي حيات دنيوي را منكرند، روشي را انتخاب مي­كنند كه بهترين بهره­وري مادي و بيشترين سود دنيوي را به دست آورند. آناني­كه به حيات اخروي وراي عالم حسي باور مندند راهي را بر مي­گزينند كه سعادت و كمال دنيا و آخرت را در پي داشته باشد. بر اين اساس هر کدام به سؤالاتي چون: رفتار فرد با خانواده به چه شكلي مطلوب است؟ فرزندان چه حقي بر والدين دارند؟ گزينش چه شيوه­اي در تربيت آنان مناسب است؟ چه رفتاري در برابر نزديكان و دوستان بايسته است؟ كدام شيوه در روابط ميان دولت­هاي مختلف بايد اتخاذگردد؟ هركدام پاسخ خاص مي­دهند.

در اين ميان پاسخ اسلام به لحاظ موقعيت و جايگاه ويژه­اش درخور دقت است؛ زيرا يک سو جهاني­نگري، شموليت و جامعيت (فرامكاني) و جاودانگي و خاتميت(فرازماني) اسلام، آن­را از ديگر مكاتب به نحو آشكاري ممتا زمي­سازد. و از سوي ديگر ادعاي ارائة بهترين الگو و سبك­ها براي شكل دهي جامعه آرماني جهاني براي هميشة تاريخ، آن­را براي پاسخ به سؤالات فوق ملزم مي­سازد. يكي از راه­هاي گزينش درست رفتار فردي و جمعي، استفاده از نحوة برخورد پيشوايان دين است. پيامبر بزرگ اسلام به عنوان رهبر، چه راهبردهايي را در عرصه­هاي مختلف حيات خويش داشته است؟ اين راهبردها مي­تواند ما را در رسيدن به مقصود ياري دهد. در اين نوشته نحوة رويارويي پيامبراسلام - صلي الله عليه و آله- بامخالفين، سير و مراتب مواجهه، و رابطه متقابل مواضع پيامبر با رفتار مخالفين، مورد بحث قرار گرفته است. پيامبر- صلي الله عليه وآله- به چه شكلي با مخالفين خويش رفتار مي­كرد؟ در اوضاع و احوال متفاوت چه شيوةهايي را در برابر آنان برمي­گزيد؟ مراحل راهكارهاي اتخاذ شده در قبال دشمنان به چه سبك و سياق بوده است؟

روشن­ترين راه براي شناخت رفتار و موضع گيري­هاي فرد، بررسي و پژوهش تاريخي است. اين نوشتار اين راه را به کار نبرده است؛ بلكه شيوة خاصي دارد كه فكر مي­كند نتيجه بخش و خدشه ناپذير است، با اين تبيين كه:

1. پيامبر صلي الله عليه و آله آورندة قرآن است.

2. آيات شريفه­اي كه از اين پس آورده خواهد شد شيوه­هاي مواجهه پيامبر با مخالفين را بيان مي­كند.

3. خطابات اين آيات به طريق اولي شامل حضرت هم مي­شود؛

4. از آن­جا كه پيامبر- صلي الله عليه و آله- معصوم است به تمامي فرمان­هاي قرآني عمل كرده است.

5- پس دستورهاي قرآني به وسيلة پيامبر - صلي الله عليه و آله- دربين مردم محقق شده است.

نويسنده فكر مي­كند اين راه بهتر از راه معمول و متعارف است كه دراين گونه موارد طي مي­شود؛ زيرا پژوهش تاريخي به جهت انتقال ازکانال راويان، صدورش قطعي نيست؛ در حالي­كه مسير برگزيده، به سبب منبع قرآني­آن، قطعي الصدوراست، بنابراين پاسخ به پرسش­هاي فوق با استفاده از آيات قرآني خواهد بود. پاسخ اجمالي اين نوشته اين است كه ساز و كار اتخاذ موضع حضرت براساس انگيزه­ها و كنش­هاي مخالفين متغير و درعين حال دقيق و قاعده مند بوده است. تنها چيزي كه در تغير مواضع نقش دارد استعداد و آمادگي هدايت پذيري طرف مقابل است.

در يك دسته بندي عام، شيوة مخالفين با حضرت يا به شكلي صعودي، يا افقي و يا نزولي بوده است؛ عكس العمل پيامبر- صلي الله عليه و آله- در حالات مختلف، يكسان و سازگار با نحوة رفتار آنان شكل گرفته است، در صورتي كه مخالفين به صورت صعودي حركت مي­كنند، يعني در صدد شناخت حقيقت دين و ايمان بدان است، پيامبر در اين خط صعودي به هدايت، انذار و استدلال عقلاني مي­پردازد و با آناني­كه در خط افقي (بي اعتنا به اخبار غيبي، و ايمان به خداوند) قرار مي­گيرند به اتمام حجت، تهديد به عذاب و اظهار بيزاري مي­پردازد. و هرگاه مخالفين به سير نزولي (بدگويي، ناسزا، تهمت و عمليات نظامي «ايجاد موانع براي دعوت الي الله») رو مي­آورند، حضرت به انتظار، دوري، روي گرداني و جهاد مي­پردازد.

با توجه به سخنان پيش­گفته، مراحل برخوردها را به سه مرحله كلي دسته بندي مي­كنيم: مرحله صعودي، مرحله افقي و مرحله نزولي.

مرحله صعودي

رسول گرامي اسلام - صلي الله عليه و آله- با تمام تلاش و كوشش در صدد راهنمايي خلق و ابلاغ دين حق، به آدميان بوده و سعادت بشر را در رسيدن به كمالات حقيقي و قرب الي الله مي­دانست و براي رسانيدن مردم به قرب الاهي رنج­هاي فراوان كشيد، تا جايي كه خداوند مي­فرمايد: «فلعلّك باخع نفسك علي آثارهم ان لم يؤمنوا بهذا الحديث اسفاً.»[1] تا جايي كه احساس مي­كرد ديگران در صدد شناخت دين اسلام است، به هدايت و راهنمايي آن­ها مي­كوشيد و هرگاه احساس مي­كرد كه استدلال عقلاني براي اثبات وجود خداوند، يگانگي او، اثبات معاد و روي آوري به دين، لازم است به استدلال و اقامه برهان مي پرداخت.

1. هدايت و انذار :گسترده­ترين گروه در اين مرحله كساني هستند كه به هدايت و راهنمايي به سوي حق و ترساندن از مسير ناحق، سخت نيازمندند. در اين مرحله حضرت پيامبر - صلي الله عليه و آله- به ارشاد،آگاهي بخشي و راهنمايي انسان­ها مي­پردازد. فوايد ايمان به حق، آثار دين پذيري و تبعات خدا باوري را بيان مي­كند تا حس حقيقت­جويي و جمال طلبي آدمي را تحريك كند و نيز مشكلات بي­ديني، عواقب خطرناك و زيان­هاي غير قابل جبران آن را بر مي­شمارد. قرآن در اين باره مي­فرمايد: «فانّما يسرناه بلسانك لتبشّر به المتّقين و تنذر به قوماً لدّاً».[2] «و انك لتدعوهم الي صراط مستقيم »[3]. براي توسعه و فراگيري هدايت الاهي و رسيدن دعوت توحيدي به تمامي افراد بشر، مي­فرمايد: « و ان احد من المشركين استجارك فأجره حتي يسمع كلام الله ثم أبلغه مأمنه».[4] و براي پند و اندرز گرفتن از تاريخ پيشينيان مي فرمايد: «قل سيروا في الارض فانظرواكيف كان عاقبتة الّذين من قبل كان اكثرهم مشركين فاقم وجهك للدّين القيّم من قبل ان يأتي يوم لامردّ له من الله يومئذ يصّدّعون».[5]

آيات به صورت‌هاي مختلف نشان مي­دهد كه حضرت مي­خواهد به جامعه خفته تحرك و حساسيت ايجاد كند تا در حقيقت خويش و گذشتگان نيك بنگرند و راه و رسم حيات معقول را بيابند

2. عقلانيت و استدلال: دومين گروه در اين مرحله كساني هستند كه تنها تبشير و انذار براي گرايش و كرنش آنان در برابر حق، و حركت آنان به سوي كمال، سعادت و قرب الي الله كافي نيست؛ افزون بر آن محتاج به برهان و استدلال است تا اطمينان و آرامش در پذيرش دين براي آنان فراهم شود؛ از اين رو پيامبرگرامي اسلام با ارائه براهين عقلي از راه­هاي متعدد، زمينة خدا باوري را براي همگان فراهم مي­كند. دسته بندي انواع و اقسام براهين عقلي قرآني مجال خاص خويش را مي­طلبد، در اين مختصر به چند آيه ازكتاب وحي، در راستاي هدف اين نوشته اشاره مي­شود.

اولين نوع و شايع­ترين استدلال قرآني، فراخواني عمومي به انديشه و تفكر در آفرينش مخلوقات در جهان طبيعي است. انسجام، سازگاري و همياري موجودات در عالم طبيعت به حدي است كه هر انديشمندي را به كرنش و خضوع در برابر آفريننده آن وادار مي­كند. اين نوع برهان را در اصطلاح (فلسفي-كلامي) برهان نظم مي­گويند:

انّ في خلق السماوات و الارض و اختلاف الّيل و النّهار و الفلك الّتي تجري في البحر بما ينفع الناس و ما انزل الله من السّمآء من مآء فاحيا به الارض بعد موتها و بثّ فيها من كلّ دآبّة و تصريف الرياح والسحاب المسخر بين السمآء والارض لأيات لقوم يعقلون[6]

دومين قسم استدلال براهيني  است كه آدمي را به خويشتن خويش فرا مي­خواند تا به فقر و احتياجش بنگرد و جايگاه خود را در جهان هستي بيابد؛ (برهان امكان/ فقري) آن­جا كه مي­فرمايد: «يا ايها الناس انتم الفقراء الي الله والله هو الغني الحميد» [7]. «ام خلقوا من غيرشئ ام هم الخالقون »[8]

 سومين گونه استدلال براهيني است كه بر قدرت مطلقه و بي نهايت خداوندي اشاره دارد، همانند: «قل ارءيتكم ان آتاكم عذاب الله او اتتكم الساعة اغير الله تدعون ان كنتم صادقين بل اياه تدعون »؛[9] در اين مجموعه آيات رويكردهاي مختلف عقلاني براي جلب توجه آدميان به توانايي مطلق خداوند و تدبير نافذ او در كل مجموعه هستي بيان گرديده و در ضمن سعي شده فطرت خفتةاي بشر را بيدار ساخته و اورا وادار به اعتراف و اذعان به حقيقت غيرمتناهي سازد.

مرحله افقي

اگر به هر جهت انسان تمايل به شناخت حقيقت هستي و خالق آن نشان ندهد، درست در خط افقي قرار مي­گيرد و اينان كساني هستند كه تنها به زندگي حيواني / دنيوي دلخوش كرده و در بازي­هاي دنيوي فرورفته­اند، چشم از وراي جهان حسي برچيده و زحمت تامل و انديشه را به خود نداده­اند. مواجهه با چنين گروهي راهكاري ديگري را، جز آنچه با دستة اول در پيش گرفته شد، مي­طلبد؛ بدين لحاظ مي­بينيم كه پيامبر- صلي الله عليه و آله- از ساز و كار نوي بهره مي­گيرد از قبيل:

1. اتمام حجت: روشن است كه اتمام حجت بعد از مرحله ابلاغ پيام آسماني است. كساني كه ازروش­هاي معمول و متعارف هدايت سودي نمي­برند، حجت را بر آنان تمام مي­كند:

 قد جائكم بصائر من ربّكم فمن اَبصَرَ فلنفسه و من عمي فعليها و ما أنا عليكم بحفيظ»[10] و نيز مي­فرمايد: « و قل الحقّ من ربّكم فمن شاء فليؤمن و من شاء فليكفر إنّا اَعتَدنا للظّالمين ناراً احاط بهم سرادقها[11]

2. تهديد به عذاب: در مواردي كه اتمام حجت نيز در پذيرش دين سودي نرساند ناگزير از آخرين راهكار بايد سود برد؛ يعني بازگو كردن عذاب دردناگ و خشم خداوندي. آن­گونه كه قرآن بيان مي­دارد: « و اذا تتلي عليه آياتنا ولّي مستكبراً كَاَن لم يسمعها كَاَنّ في اُذُنَيه وقراً فبشّره بعذاب اليم»[12]؛ « بل الّذين كفروا يُكذّبون والله اَعلَم بما يوعون فبشّرهم بعذاب اليم »[13].

آياتي كه مي­گويند: آنان را واگذار و مهلت ده تا خداوند به حساب آنان برسد، نيز لحن تهديد و عذاب دارند و در همين دسته جاي مي­گيرند؛ همانند: « فذرهم يخوضوا و يلعبوا حتي يلاقوا يومهم الّذي يوعدون »[14] « و ذرني و المكذّبين اولي النّعمة و مهّلهم قليلاً »[15] « ذرني و من خلقت وحيداً ».[16]

مرحله نزولي

در اين مرحله رفتار دشمنان حالت تهاجمي دارد، پيامبر و آيينش مورد انواع گوناگون از تعرض قرار مي­گيرد كه خود به دو بخش قابل تقسيم است: صورت اول جايي است كه آزار مخالفين از طريق زباني صورت مي­پذيرد مثل تمسخر، استهزا و ناسزا. شيوه­اي كه حضرت با اين دسته بر مي­گزيند، روي گرداني، تحمل و بردباري است. صورت دوم وقتي است كه دشمنان باساز و برگ نظامي واردجنگ مي­شوند، و در صدد نابودي مكتب و رسالت او بر مي­آيند. موضعي كه در قبال چنين گروهي اختيار مي­كند جهاد و مبارزه نظامي است.

1. رويگرداني، صبر و تحمل: تاريخ حيات تمامي هاديان الاهي پر از رنج و گرفتاريي است كه از طرف گروهي جاهل انجام مي­گرفته است، پيامبر بزرگ اسلام بيش از ديگران مورد آزار اين دسته قرار گرفت؛ ولي چون كوه استوار در برابرهمة اين اذيت­ها و آزارها ايستاد و تحمل كرد و حد اكثر از آنان روي برتافت. قرآن مي­فرمايد: « اتّبع ما اوحي اليك من ربّك لا اله الاّ هو و اَعرض عن المشركين »[17]. و «خذ العفو وأمر بالعُرف واعرض عن الجاهلين.»[18]

در مورد توصيه به تحمل و صبر چنين مي­فرمايد: « و اصبر و ماصبرك الاّ بالله و لاتحزن عليهم و لاتك في ضيق ممّا يمكرون»[19] در جاي ديگر مي­فرمايد: « فاصبرعلي ما يقولون و سبّح بحمد ربك قبل طلوع الشمس و قبل غروبها»[20] آياتي­كه در مورد انتظار و تربص آمده نيزدر اين مجموعه قرار مي­گيرد؛ همانند: « فاعرض عنهم و انتظر انّهم منتظرون»[21] و « قل تربّصوا فانّي معكم من المتربّصين»[22]

2. جهاد وجنگ: آخرين و نهايي­ترين رويارويي حضرت با مخالفين ساز و كار جهاد و شهادت است، اگرهيچ شيوه­اي نتواند در اصلاح مستكبرين مفيد واقع شود و آنان نه تنها راهي كمال را بر نگزينند كه مانع كمال و سعادت ديگران گردند؛ جهاد و شهادت راهي است كه بايد برگزيده شود، چيزي كه لرزه بر اندام کافران مي­اندازد و راه طغيان و سركشي آنان را مسدود مي­سازد. خداوند مي­فرمايد: « فقاتل في سبيل الله لاتكلّف الاّ نفسك و حرّض المؤمنين عسي الله ان يكفّ بأس الذين كفروا والله اشدّ باساً و اشدّ تنكيلاً »[23] و دستور مي­دهد: « يا ايّها النّبيّ جاهد الكفّار و المنافقين و اغلظ عليهم ومأواهم جهنّم و بئس المصير».[24]

جمع بندي

1. آيات پيش گفته به شيوه­هاي مختلف مواجهة پيامبر- صلي الله عليه و آله- با مخالفين را بازگو مي­كند.

2.گزينش موضع پيامبر با جريان­هاي مختلف ناهمسو قاعده­مند بوده و بر اساس اهداف خاص شكل گرفته است.

3. اهداف و انگيزه­هاي انتخاب مواضع خاص در شرائط ويژه، هدايت، كنترل و قرار دادن جامعه در مسير سعادت حقيقي است.

 روابط متقابل رسول اعظم با نگرش ها و رفتارهاي گروه­هاي ناهمگون روي خط طولي قرارداشته و از اوج و فرود يكسان برخوردار بوده است؛ به شكل كه هر مقدار كشش و آمادگي براي درك و ايمان به حق در خط طولي صعودي اوج مي­گيرد هدايت و راهنمايي عميق­تر مي­شود. و هرگاه با گروهي رو به رو مي­شود كه در خط افقي قرار دارند و هيچ­گونه تحركي به دو سمت اوج و فرود ندارند (نه علاقه به هدايت و پيمودن مراحل سعادت خويش دارند و نه ايجاد مانع براي هدايت ديگران مي­كنند) فطرت خفته آنان را مورد خطاب قرار داده، اتمام حجت مي­كند و از آيندة وخيم آنان بيم و هراس مي­دهد. و موقعي كه بادسته­اي روبرو مي­شود كه نه آمادگي براي درگ حقايق دارند، و نه چون گروه دوم بي­تحركند؛ (بلكه هر دم به آزار دين داران مشغولند و يا براي افول نور الاهي نقشه مي­كشند)؛ باتحمل و بردباري به تبليغ رسالت خويش مي­پردازد و با جهاد و شهادت موانع را بر مي­دارد.

پی نوشتها 


[1] .كهف (18)، 6. گويي مي­خواهي به خاطر اعمال آنان، خود را از غم و اندوه هلاك كني اگر به اين گفتار ايمان نياورند.

[2] .مريم (19)،97 .و ما فقط آن را بر زبان تو آسان ساختيم تا پرهيزگاران را به وسيلة آن بشارت دهي، و دشمنان سرسخت را با آن انذاركني.

[3] . مؤمنون (23)،73. به طور قطع و يقين،تو آنان را به راه راست دعوت مي­كني.

[4] . توبه (9)، 6. و اگر يكي از مشركان از تو پناهندگي بخواهد، به او پناه ده تا سخن خدا را بشنود (و در آن بينديشد)؛ و سپس او را به محل امنش برسان.

[5]. روم (30)،42-43. بگو: در زمين سير كنيد و بنگريد عاقبت كساني را كه قبل از شما بودند چگونه بود بيشتر آنها مشرك بودند. روي خود را به سوي آيين مستقيم و پايدار بدار، پيش از آنكه روزي فرا رسد كه كس نمي­تواند آن را از خدا بازگرداند؛ در آن روز مردم به گروه­هاي تقسيم مي­شوند؛ و نيز ر.ك: فصلت،13؛ حج 73؛عنكبوت،20.

.[6] بقره (2)، 164: در آفرينش آسمان­ها و زمين، و آمد و شد شب و روز ،و كشتي­هايي كه در دريا به سود مردم در حركتند ،و آبي كه خداوند از آسمان نازل كرده، و با آن، زمين را پس از مرگ، زنده نموده، و انواع جنبندگان را در آن گسترده، و در تغير مسير بادها و ابرهايي كه ميان زمين و آسمان مسخرند، نشانه­هايي است براي مردمي كه عقل دارند و مي­انديشند؛  ؤ نيز ر. ک: نحل(15)،11، 13، 65 و 69.

[7] . فاطر(35)،15. اي مردم شما نيازمند به خداييد؛تنها خداوند است كه بي­نياز و شايستة هرگونه حمد و ستايش است.

[8] . طور(52)، 35. يا آن­ها بي هيچ آفريده شده­اند يا خود خالق خويشند.

[9] . انعام(6)، 40-41. بگو: به من خبر دهيد اگر عذاب پروردگار به سراغ شما آيد، يا رستاخيز برپا شود، آيا (براي حل مشكل خود،) غير خدا را مي­خوانيد اگر راست مي­گوييد؟ (نه)بلكه تنها اورا  مي­خوانيد؛ نيز ر.ك. انعام(6)، 46-47.

[10]. انعام(6)، 104. دلايل روشن از طرف پروردگارتان براي شما آمد كسي كه بيبيند به سود خود اوست؛ و كسي كه از ديدن آن چشم بپوشد، به زيان خودش مي­باشد و من نگاهبان شما نيستم.

[11] . كهف(18)، 29. بگو: اين حق است از جانب پروردگارتان هركس مي­خواهد ايمان بياورد، و هركس مي­خواهد كافر گردد ما براي ستمگران آتشي آماده كرده­ايم كه سراپرده­اش آنان را از هرسو احاطه كرده است. و نيز ر.ك: انبيا (21)، 109؛ نحل(16)، 92.

[12]. لقمان(31)، 7. و هنگاميكه آيات ما بر او خوانده مي­شود، مستكبرانه روي بر مي­گرداند، گويي آن را نشنيده است؛ گويي اصلا گوش­هايش سنگين است، اورا به عذاب دردناگ بشارت ده.

[13]. انشقاق(84)، 22-24. بلكه كافران پيوسته آيات الاهي را انكار مي­كنند. و خداوند آنچه را در دل پنهان مي­دارند به خوبي مي­داند، پس آن­ها را به عذابي دردناگ بشارت ده[13]. نيز ر.ك: انعام(6)، 70،112و127.

[14] . معارج(70)، 42. آنان را به حال خود واگذا تا در باطل خود فروروند و بازي كنند تا زماني كه روز موعود خود را ملاقات نمايند.

[15] . مزمل(73)، 11. و مرا با تكذيب كننده­گان صاحب نعمت واگذار، و آنها را كمي مهلت ده.

[16] . مدثر(74)، 11. مرا با كسي كه او را خود به تنهايي آفريدم واگذار.

[17]. انعام(6)، 106. از آنچه كه از سوي پروردگارت بر تو وحي شده، پيروي كن؛ هيج معبودي جز او نيست؛ و از مشركان روي بگردان.

[18] . اعراف(7)،199؛ با آنها مدارا كن و عذرشان را بپذير، و به نيكي­ها دعوت نما، و از جاهلان روي بگردان. و نيز ر.ك: سجده(32)، 30.

3 . نحل (16)؛127.صبر كن، و صبر تو فقط براي خدا و به توفيق خدا باشد؛ و به خاطر آن­ها، اندوهگين و دلسرد مشو؛ و از توطئه­هاي آن­ها، در تنگنا قرار مگير.

4 . طه(20)، 130؛پس در برابر آنچه مي­گويند، صبركن پيش از طلوع آفتاب ،و قبل از غروب آن،تسبيح و حمد پروردگارت را به جا آور. و نيز ر.ك: روم(30)،60.

5. سجده(32)، 30. حال كه چنين است، از آن­ها روي بگردان و منتظرباش، آن­ها نيز منتظرند.

[22] . طور(52)؛31. بگو: انتظار بكشيد كه من هم با شما انتظار مي­كشم (شما انتظار مرگ مرا، و من انتظار نابودي شما را با عذاب الاهي).

[23]. نساء(4)، 84. در راه خدا پيكاركن. تنها مسؤل وظيفة خود هستي. و مؤمنان را تشويق نما؛ اميد است خداوند از قدرت كافران جلوگيري كند. و قدرت، و مجازات خدا وند دردناكتر است.

[24]. توبه (9)، 73، اي ‌پيامبر با كافران و منافقان جهاد كن، و برآن­ها سخت بگير جايگاهشان جهنم است.و چه بد سرنوشتي است.

و نيز ر.ك: انفال (8)، 56-57 و61-62 و فرقان (25)،52.و تحريم (66)،9.